هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، حسرت و جنون سخن میگوید. او از درد فراق و عشق نافرجام مینالد و تصمیم دارد با وجود تمام رنجها، امید و عشق خود را حفظ کند. تصاویری مانند گریبان دریدن، خاک حسرت ریختن و صحرای جنون نشاندهندهی عمق احساسات اوست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق نافرجام، حسرت و جنون است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۴۴ - و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
به تن از پیرهن جز یک گریبان وار نگذارم ۱
بریزم خاک حسرت بسکه بر سر بی گل رویی
ز صحرای جنون یک گل زمین هموار نگذارم ۲
خیال یوسف خود را زلیخاوار از غیرت
دمی با روشنی در دیدهٔ خونبار نگذارم ۳
ز موج خون کنم صیقل دل غمدیده خود را
من این آیینه را در کلفت زنگار نگذارم ۴
بر آن عزمم که از طوفان اشک لاله گون جویا
به گرد شهربند جسم یک دیوار نگذارم ۵
به تن از پیرهن جز یک گریبان وار نگذارم ۱
بریزم خاک حسرت بسکه بر سر بی گل رویی
ز صحرای جنون یک گل زمین هموار نگذارم ۲
خیال یوسف خود را زلیخاوار از غیرت
دمی با روشنی در دیدهٔ خونبار نگذارم ۳
ز موج خون کنم صیقل دل غمدیده خود را
من این آیینه را در کلفت زنگار نگذارم ۴
بر آن عزمم که از طوفان اشک لاله گون جویا
به گرد شهربند جسم یک دیوار نگذارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۳ - بی تو چون پسته طرب ساخته غمناکترم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۵ - دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.