هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و هجران معشوق خود میگوید و از درد فراق و نالههایش سخن میراند. او احساس میکند که عقل کل هم نمیتواند قدر او را بسنجد و اگر جسمش به اندازهی شوقش قوی بود، حتی فلک را میشکافت. خاطر افسردهی او به دنبال محیط عالم است و رنجیدنش دنیا را به ماتمسرایی تبدیل کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۴۷ - بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
بر کباب دل نمک پاشد نگه دزدیدنم ۱
آه کز غم در شب هجران او فریاد را
نالهٔ زنجیر می سازد به خود پیچیدنم ۲
هر دو عالم کفهٔ میزان سزد قدر مرا
عقل کل از روی دقت خواهد ار سنجیدنم ۳
گر به قدر شوق جانان جسم را سامان دهند
می شکافد نه فلک را چون قفس بالیدنم ۴
خاطر افسرده ام جویا محیط عالم است
دهر را ماتم سرایی می کند رنجیدنم ۵
بر کباب دل نمک پاشد نگه دزدیدنم ۱
آه کز غم در شب هجران او فریاد را
نالهٔ زنجیر می سازد به خود پیچیدنم ۲
هر دو عالم کفهٔ میزان سزد قدر مرا
عقل کل از روی دقت خواهد ار سنجیدنم ۳
گر به قدر شوق جانان جسم را سامان دهند
می شکافد نه فلک را چون قفس بالیدنم ۴
خاطر افسرده ام جویا محیط عالم است
دهر را ماتم سرایی می کند رنجیدنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۶ - درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۸ - کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.