هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر از عشق، هجران و بی‌خودی است. شاعر از درد فراق و تأثیرات آن بر روح و جسم خود می‌گوید و عشق را به عنوان آتشی توصیف می‌کند که وجودش را فراگرفته است.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۸۴۶ - درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم

درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم
لبالب همچو ماه نو شد از خورشید، آغوشم ۱

شب هجران چنان بگداخت فکر آن بر و دوشم
که از خود همچو ماه نو تهی گردیده آغوشم ۲

زبان نالهٔ حیرت نصیبان را نمی فهمی
وگرنه صد قیامت شور دارد وضع خاموشم ۳

فزونست از جوانی غفلتم در موسم پیری
بناگوش سفیدم گشت آخر پنبهٔ گوشم ۴

شدم خلوت نشین بیخودی از فیض بیتابی
ز خود صحرا به صحرا دل تپیدن برد بر دوشم ۵

چنان افروخت عشقش آتشی در سینه ام جویا
که دور انداخت سرپوش فلک را بارها جوشم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۵ - دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۷ - بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.