هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از زیباییهای فصل بهار و احساسات عاشقانه خود سخن میگوید. او از دلبستگی به معشوق، جنون عشق، و رنجهای ناشی از آن مینالد و در عین حال، خود را همچون کوهی استوار و صبور توصیف میکند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند «داغ جنون» و «فیض صبر» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۴۹ - فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
در دام خود کشیده چو طاؤس گلشنم ۱
داغ جنون گلی است که چون بر سرش زدم
مانند شمع ریشه دوانید در تنم ۲
بیخود فتاده ام چو در آیینه شخص عکس
اما همیشه پشت به دیوار آهنم ۳
گاه نظارهٔ تو ز مژگان بهم زدن
هر دم بر آتش جگر تشنه دامنم ۴
کی تندباد حادثه بی جا کند مرا
از فیض صبر نام خدا، کوه آهنم ۵
هر ناله ام شکافت جگر گاه شیر را
جویا ز جوش عشق می مرد افکنم ۶
در دام خود کشیده چو طاؤس گلشنم ۱
داغ جنون گلی است که چون بر سرش زدم
مانند شمع ریشه دوانید در تنم ۲
بیخود فتاده ام چو در آیینه شخص عکس
اما همیشه پشت به دیوار آهنم ۳
گاه نظارهٔ تو ز مژگان بهم زدن
هر دم بر آتش جگر تشنه دامنم ۴
کی تندباد حادثه بی جا کند مرا
از فیض صبر نام خدا، کوه آهنم ۵
هر ناله ام شکافت جگر گاه شیر را
جویا ز جوش عشق می مرد افکنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۸ - کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
گوهر بعدی:شماره ۸۵۰ - دور از تو زبسکه بی دماغم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.