هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناگسستنی خود میگوید. او با تصاویری مانند شمع سوخته و داغ دل، احساسات خود را بیان میکند. عشق او چنان است که گویی در باغی از نشاط است، اما در عین حال از وحشت و سوزش درونی رنج میبرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۵۰ - دور از تو زبسکه بی دماغم
دور از تو زبسکه بی دماغم
داغ دل شب بود چراغم ۱
از درد چسان رهم که در تن
چون شمع دوانده ریشه داغم ۲
عشقم چو نهاد داغ بر داغ
از جوش نشاط باغ باغم ۳
از فیض خیال او چو طاؤس
هر جا باشم میان باغم ۴
از وحشت من مپرس عنقا
خود را گم کرده در سراغم ۵
از آتش سینه شعله ور گشت
جویا بر سر چو شمع داغم ۶
داغ دل شب بود چراغم ۱
از درد چسان رهم که در تن
چون شمع دوانده ریشه داغم ۲
عشقم چو نهاد داغ بر داغ
از جوش نشاط باغ باغم ۳
از فیض خیال او چو طاؤس
هر جا باشم میان باغم ۴
از وحشت من مپرس عنقا
خود را گم کرده در سراغم ۵
از آتش سینه شعله ور گشت
جویا بر سر چو شمع داغم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۹ - فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
گوهر بعدی:شماره ۸۵۱ - فارغ از اندیشهٔ خار کف پا بوده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.