هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و پراحساس، بیانگر حالات درونی شاعر در مواجهه با عشق و رنج‌های ناشی از آن است. شاعر از حیرانی، ندامت، بی‌تابی و احساسات شدید خود سخن می‌گوید و از تشبیهات زیبا و تصاویر شاعرانه برای انتقال این احساسات استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۸۶۹ - ز بس بالد نگه از دیدنت در چشم حیرانم

ز بس بالد نگه از دیدنت در چشم حیرانم
نیاید چون پر ناوک بهم صفهای مژگانم ۱

چه شد درهم شکست ار بار عصیان استخوانم را
گزم تا از ندامت لب سراپا عقد دندانم ۲

مرا کی باز دارد تنگی میدان ز بیتابی
میان بیضهٔ فولاد چون جوهر پر افشانم ۳

چنان برداشت عشق از پیش چشمم عیب رسوایی
که باشد عشق شیشهٔ ناموس زیب طاق نسیانم ۴

ز گریه چون حباب از هرزه گردی گردبادآسا
گهی در کسوت آب و گهی در خاک پنهانم ۵

ز بس شیرینی افتد چشم چون بر شکرین لعلش
بهم چسبید بسان شمع محفل موی مژگانم ۶

ز بار جوهر معنی گران خیز است اندامم
ز بس دارم گهر در بار، گویی ابر نسیانم ۷

دلم بسته است گاه گفتگو بر جنبش لعلش
نباشد غیر موج باده جویا جوهر جانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۸ - آشنا خواهد شدن ما و ترا دلها بهم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۰ - ما منت مرهم به جراحت نپسندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.