هوش مصنوعی:
در زمان رسول خدا، گروهی از قبیلهی طی به اسلام نگرویدند و لشکری برای هدایت آنها فرستاده شد. برخی اسیر شدند و به دستور پیامبر، به دلیل ناپاکی و ناپاکدینی، کشته شدند. زنی که خود را دختر حاتم معرفی کرد، از پیامبر درخواست بخشش کرد و به احترام حاتم، آزاد شد. بقیهی قوم به شمشیر کشیده شدند. زنی دیگر از پیامبر خواست که او را نیز بکشد تا تنها نماند. پیامبر با شنیدن صدای گریهاش، او و دیگران را بخشید و به آنها عطا کرد.
رده سنی:
12+
متن شامل مفاهیم تاریخی و مذهبی است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال پیچیده باشد. همچنین، صحنههای خشونتآمیز مانند کشتار و اسارت وجود دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.
حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر(ص)
شنیدم که طی در زمان رسول
نکردند منشور ایمان قبول ۱
فرستاد لشکر بشیر نذیر
گرفتند از ایشان گروهی اسیر ۲
بفرمود کشتن به شمشیر کین
که ناپاک بودند و ناپاکدین ۳
زنی گفت من دختر حاتمم
بخواهید از این نامور حاکمم ۴
کرم کن به جای من ای محترم
که مولای من بود از اهل کرم ۵
به فرمان پیغمبر نیک رای
گشادند زنجیرش از دست و پای ۶
در آن قوم باقی نهادند تیغ
که رانند سیلاب خون بی دریغ ۷
بزاری به شمشیر زن گفت زن
مرا نیز با جمله گردن بزن ۸
مروت نبینم رهایی ز بند
به تنها و یارانم اندر کمند ۹
همی گفت و گریان بر اخوان طی
به سمع رسول آمد آواز وی ۱۰
ببخشیدش آن قوم و دیگر عطا
که هرگز نکرد اصل و گوهر خطا ۱۱
نکردند منشور ایمان قبول ۱
فرستاد لشکر بشیر نذیر
گرفتند از ایشان گروهی اسیر ۲
بفرمود کشتن به شمشیر کین
که ناپاک بودند و ناپاکدین ۳
زنی گفت من دختر حاتمم
بخواهید از این نامور حاکمم ۴
کرم کن به جای من ای محترم
که مولای من بود از اهل کرم ۵
به فرمان پیغمبر نیک رای
گشادند زنجیرش از دست و پای ۶
در آن قوم باقی نهادند تیغ
که رانند سیلاب خون بی دریغ ۷
بزاری به شمشیر زن گفت زن
مرا نیز با جمله گردن بزن ۸
مروت نبینم رهایی ز بند
به تنها و یارانم اندر کمند ۹
همی گفت و گریان بر اخوان طی
به سمع رسول آمد آواز وی ۱۰
ببخشیدش آن قوم و دیگر عطا
که هرگز نکرد اصل و گوهر خطا ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
۷۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزاد مردی
گوهر بعدی:حکایت حاتم طائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.