هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رهایی از خود و رسیدن به مقام بیخودی سخن میگوید. او از وحشت و رمیدگی خود میگوید و این که به جایگاهی رسیده که مانند سایه در راه معشوق به خاک افتاده است. همچنین اشاره میکند که پردهدریهای غنچه را نباید فاش کرد و این راز را هزار بار از بلبل شنیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۹۲ - یکرنگ بیخودی شده از خود بریده ام
یکرنگ بیخودی شده از خود بریده ام
با وحشت آرمیده ام از بس رمیده ام ۱
عرش برین مقام من از فیض بیخودی است
از خویش رفته رفته به جایی رسیده ام ۲
چون سایه در ره تو به خاک اوفتاده ام
گرد ره فنا شده رنگ پریده ام ۳
سر مگوی پرده دریهای غنچه را
جویا هزار بار ز بلبل شنیده ام ۴
با وحشت آرمیده ام از بس رمیده ام ۱
عرش برین مقام من از فیض بیخودی است
از خویش رفته رفته به جایی رسیده ام ۲
چون سایه در ره تو به خاک اوفتاده ام
گرد ره فنا شده رنگ پریده ام ۳
سر مگوی پرده دریهای غنچه را
جویا هزار بار ز بلبل شنیده ام ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۱ - سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم
گوهر بعدی:شماره ۸۹۳ - ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.