هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساسات عمیق و شورانگیز شاعر است که با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند جرس، طپیدن دل، داغ و گنج در خاک، به توصیف حالات درونی خود میپردازد. شاعر از درد و شوق خود سخن میگوید و به اهل درد اشاره میکند که نیازی به زاد راه پس از مرگ ندارند. همچنین، از عناصری مانند ابر خونبار و چشم نمناک برای انتقال حس خود استفاده میکند. در پایان، شاعر خود را خدیو ملک معنا میخواند و تخت خود را تریاک میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به موادی مانند افیون و تریاک نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۹۸ - نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم
نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم
طپیدنهای دل از رخنه های سینهٔ چاکم ۱
به اهل درد حاجت نیست زاد ره پس از مردن
که از پهلوی نقد داغ، گنجی در ته خاکم ۲
رگ ابری شود خونبار بر روی هوا پیدا
به هر سو رو نهد مد نگه از چشم نمناکم ۳
ز فیض کیف افیون، موشکافم در سخن جویا
خدیو ملک معنایم چو باشد تخت تریاکم ۴
طپیدنهای دل از رخنه های سینهٔ چاکم ۱
به اهل درد حاجت نیست زاد ره پس از مردن
که از پهلوی نقد داغ، گنجی در ته خاکم ۲
رگ ابری شود خونبار بر روی هوا پیدا
به هر سو رو نهد مد نگه از چشم نمناکم ۳
ز فیض کیف افیون، موشکافم در سخن جویا
خدیو ملک معنایم چو باشد تخت تریاکم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۷ - تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام
گوهر بعدی:شماره ۸۹۹ - ننگ منت بر نتابد همت مردانه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.