هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از اضطراب، حیرانی و گمگشتگی روحی خود سخن میگوید. او احساس میکند در راه خدا گمراه شده، بین خوب و بد سردرگم است و در کوچههای عشق و زندگی سرگردان مانده. همچنین به سادهلوحی خود و طمع بیثمرش اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند گمگشتگی در راه خدا یا تضادهای درونی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۹۲۱ - دل پراضطرابی؛ دست و پا گم کرده ای دارم
دل پراضطرابی؛ دست و پا گم کرده ای دارم
سری؛ با کافری راه خدا گم کرده ای دارم ۱
به خوب و زشت چون آینه نبود راحت و رنجم
به حیرانی ضمیر مدعا گم کرده ای دارم ۲
به خود از کوی بیهوشی چنان آهسته می آیم
که پنداری در این ره جابجا گم کرده ای دارم ۳
به غیر از ساده لوحی نیست گر جمعیت خاطر
طمع از چرخ یعنی دست و پا گم کرده ای دارم ۴
به جای اشک جویا ریخت مشک تر به دامانم
دل در کوچهٔ زلف دو تا گم کرده ای دارم ۵
سری؛ با کافری راه خدا گم کرده ای دارم ۱
به خوب و زشت چون آینه نبود راحت و رنجم
به حیرانی ضمیر مدعا گم کرده ای دارم ۲
به خود از کوی بیهوشی چنان آهسته می آیم
که پنداری در این ره جابجا گم کرده ای دارم ۳
به غیر از ساده لوحی نیست گر جمعیت خاطر
طمع از چرخ یعنی دست و پا گم کرده ای دارم ۴
به جای اشک جویا ریخت مشک تر به دامانم
دل در کوچهٔ زلف دو تا گم کرده ای دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۰ - چون آینه بر روی تو مدهوش نگاهم
گوهر بعدی:شماره ۹۲۲ - در چمن با درد عشقت گر دمی منزل کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.