هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساسات شاعرانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و جستجوی معنوی سخن میگوید. او از خاک راه و زلف یار یاد میکند و به تفکر در مورد هستی و رهایی از خواهشهای دنیوی میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۹۲۳ - خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
تا مگر سرو روانش را به خود مایل کنم ۱
یاد آن زلف گرهگیرم چو در دل بگذرد
ناخن اندیشه صرف عقدهٔ مشکل کنم ۲
خویشتن پرور شدن خوشتر ز تن پروردنست
تا به کی اوقات خود را صرف آب و گل کنم ۳
جامهٔ هستی بر اندامم نمازی می شود
داغ خواهش را گر از دامان دل زائل کنم ۴
تا مگر سرو روانش را به خود مایل کنم ۱
یاد آن زلف گرهگیرم چو در دل بگذرد
ناخن اندیشه صرف عقدهٔ مشکل کنم ۲
خویشتن پرور شدن خوشتر ز تن پروردنست
تا به کی اوقات خود را صرف آب و گل کنم ۳
جامهٔ هستی بر اندامم نمازی می شود
داغ خواهش را گر از دامان دل زائل کنم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۲ - در چمن با درد عشقت گر دمی منزل کنم
گوهر بعدی:شماره ۹۲۴ - سبز در خون جگر شد ریشهٔ اندیشه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.