هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رهایی از قید مذاهب و روی آوردن به مولا سخن میگوید. او از ناامیدی در راههای بسته و پناه بردن به دریا میگوید. همچنین از ناتوانی در رسیدن به ساحل آرامش و دست و پا زدن در دریای غم یاد میکند. شاعر به رابطهاش با کسی اشاره میکند که از گرمی او روز و شب شراب نوشیده و از غمهایی میگوید که نتوانستهاند بر قلب شاد او تأثیر بگذارند. در نهایت، او از نشنیدن صدای آشنا و تلاشهای بیثمر برای یافتن پاسخ در دلها سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۳۳ - رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
راه ها مسدود چون دیدیم بر دریا زدیم ۱
قابل یک چشم دیدن هم نبود این خاکدان
چشمکی از دور همچون برق بر دنیا زدیم ۲
دست سعی ما نشد هرگز به ساحل آشنا
هر قدر در بحر غم چون موج دست و پا زدیم ۳
گشته دورانی که از لخت دلم خواهد کباب
با کسی کز گر مخویی روز و شب صهبا زدیم ۴
فوج غم بر خاطر مسرور ما دستی نیافت
تا به دامان توکل دست استغنا زدیم ۵
یک صدای آشنا هرگز به گوش ما نخورد
حلقه چندانی که جویا بر در دلها زدیم ۶
راه ها مسدود چون دیدیم بر دریا زدیم ۱
قابل یک چشم دیدن هم نبود این خاکدان
چشمکی از دور همچون برق بر دنیا زدیم ۲
دست سعی ما نشد هرگز به ساحل آشنا
هر قدر در بحر غم چون موج دست و پا زدیم ۳
گشته دورانی که از لخت دلم خواهد کباب
با کسی کز گر مخویی روز و شب صهبا زدیم ۴
فوج غم بر خاطر مسرور ما دستی نیافت
تا به دامان توکل دست استغنا زدیم ۵
یک صدای آشنا هرگز به گوش ما نخورد
حلقه چندانی که جویا بر در دلها زدیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۲ - تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۴ - ز لعل او دلی شوریده دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.