هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوق دیدار معشوق و رهایی از قید و بندهای دنیوی سخن میگوید. شاعر از درد فراق و رسوایی نامش مینالد، اما در عین حال به امید دیدار و پرواز از خودپرستی به سوی معشوق اشاره دارد. در نهایت، او از بیخودی و مستی عشق به عنوان راه رهایی از ترس و محدودیتها یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۹۵۵ - چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون
چون شمیم غنچه آیی گر ز قید دل برون
سیر عالم می کنی نارفته از منزل برون ۱
نام رسوایم نگین را چون به خاطر بگذرد
سینه را چندان کند تا افکند از دل برون ۲
سرو امیدت در اندک فرصتی بالا کشد
گر توانی آمدن از بند آب و گل برون ۳
در دل هر کس که ذوق سیر راه هستی است
بال شوق افشان رود از خویش چون بسمل برون ۴
زور دست ناتوانی قوت بازوی عجز
آورد شمشیر را از پنجهٔ قاتل برون ۵
نیست بیم محتسب در شهربند بیخودی
می رود از خویش جویا مست لایعقل برون ۶
سیر عالم می کنی نارفته از منزل برون ۱
نام رسوایم نگین را چون به خاطر بگذرد
سینه را چندان کند تا افکند از دل برون ۲
سرو امیدت در اندک فرصتی بالا کشد
گر توانی آمدن از بند آب و گل برون ۳
در دل هر کس که ذوق سیر راه هستی است
بال شوق افشان رود از خویش چون بسمل برون ۴
زور دست ناتوانی قوت بازوی عجز
آورد شمشیر را از پنجهٔ قاتل برون ۵
نیست بیم محتسب در شهربند بیخودی
می رود از خویش جویا مست لایعقل برون ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۴ - کی کمال مرد بدخو بر کسی گردد عیان
گوهر بعدی:شماره ۹۵۶ - خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.