هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از زیبایی‌های طبیعت و تأثیر عشق و غم بر آن سخن می‌گوید. زمین پر از گل است و باران زلف معشوق باعث ذوب شدن نافه آهو می‌شود. غم شاعر مانند تندباد، لنگر زمین را می‌کشد و اشک او زمین را تر می‌کند. رنگارنگی گل‌ها هر لحظه جلوه‌ای جدید به زمین می‌بخشد و زمین از شدت خشم، خنجر به سوی آسمان می‌کشد. در پایان، شاعر اشاره می‌کند که به دلیل فراوانی گل‌ها، هر کس از این سرزمین عبور کند، پا بر گل‌ها می‌گذارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و غنایی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

شماره ۹۶۳ - نیست جای پانهادن بر زمین

نیست جای پانهادن بر زمین
پرگل است امروز سرتاسر زمین ۱

بسکه بار منت زلفت کشد
می گدازد نافه آهو بر زمین ۲

در غمش از تندباد آه ما
باخت همچون آسمان لنگر زمین ۳

لاله و گل می دهد بوی کباب
تا شد از یک قطره اشکم تر زمین ۴

در نظر از جوش رنگارنگ گل
کرده هر دم جلوهٔ دیگر زمین ۵

بسکه پرکین دید از هر سبزه ای
می کشد بر آسمان خنجر زمین ۶

وادون از بسکه جویا پرگلست
پا خورد هر کس رود زین سرزمین ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۶۲ - از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
گوهر بعدی:شماره ۹۶۴ - در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.