هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با تصاویر زیبا و استعاری، حالات عاشقانه و دردهای دل را بیان میکند. از عناصر طبیعت مانند باد، باران، خاک و گل برای توصیف احساسات استفاده شده است. شاعر از اضطراب دل، غم و دردهای عاشقانه سخن میگوید و با تشبیهات زیبا، حالات درونی خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و اضطراب ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۹۶۴ - در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
نقش پا در اضطراب افتاد چون دل بر زمین ۱
بسکه از آهم غبارآلود شد روی هوا
قطرهٔ باران فتد چون مهرهٔ گل بر زمین ۲
درد برخیزد به جای گرد از جولانگهش
بسکه گردیده است فرش راه او دل بر زمین ۳
در خطر باشد مدام از رهزن ریگ روان
کاروان نقش پا تا کرده منزل بر زمین ۴
رونق زهد است می نوشی که بی حاصل بماند
خاک خشک از فیض باران تا نشد گل بر زمین ۵
نقش پا در اضطراب افتاد چون دل بر زمین ۱
بسکه از آهم غبارآلود شد روی هوا
قطرهٔ باران فتد چون مهرهٔ گل بر زمین ۲
درد برخیزد به جای گرد از جولانگهش
بسکه گردیده است فرش راه او دل بر زمین ۳
در خطر باشد مدام از رهزن ریگ روان
کاروان نقش پا تا کرده منزل بر زمین ۴
رونق زهد است می نوشی که بی حاصل بماند
خاک خشک از فیض باران تا نشد گل بر زمین ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۳ - نیست جای پانهادن بر زمین
گوهر بعدی:شماره ۹۶۵ - ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.