هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و عاشقانه است که از عناصر طبیعت مانند گل، چراغ، و کوه برای بیان احساسات عمیق و روحانی استفاده میکند. شاعر از مفاهیمی مانند رنج، عشق، و جستجوی معنویت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۶۷ - برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!
برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!
چراغی بر مزار کشتگان خویش روشن کن! ۱
گل شب زنده داری از ریاض زندگانی چین
متاع فیض بر بالای هم چون ماه، خرمن کن! ۲
ز کتمان غمش تنگ آمدم، بی طاقتی رحمی
گل چاک دلم را لاله سان در جی و دامن کن! ۳
چراغان ساز جویا تربت فرهاد و مجنون را
گل از اشک جگرگون کوه و صحرا را به دامن کن ۴
چراغی بر مزار کشتگان خویش روشن کن! ۱
گل شب زنده داری از ریاض زندگانی چین
متاع فیض بر بالای هم چون ماه، خرمن کن! ۲
ز کتمان غمش تنگ آمدم، بی طاقتی رحمی
گل چاک دلم را لاله سان در جی و دامن کن! ۳
چراغان ساز جویا تربت فرهاد و مجنون را
گل از اشک جگرگون کوه و صحرا را به دامن کن ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۶ - خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
گوهر بعدی:شماره ۹۶۸ - لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.