هوش مصنوعی:
این متن به توصیف حالات عاشقان و رنجهای آنان میپردازد. شاعر از دلهای خونین، غمهای فراوان و تحولات روحی عاشقان سخن میگوید. همچنین، به تأثیر عشق بر هستی و رسیدن به معراج از طریق خاکساری اشاره میکند. در پایان، از شکوه معشوق و تأثیر آن بر زبان و دل شاعر صحبت میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۷۵ - از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان
از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان
خندان بود چو لاله دل خونفشانشان ۱
رفتم پی سراغ دل و دیده یافتم
در انتهای وادی وحشت نشانشان ۲
عشاق را شکست غم از بس رسیده است
عقد گهر شده قلم استخوانشان ۳
رسیده است به جایی عروج مستی من
که گشته درد می ناب گرد هستی من ۴
هزار شکر که از فیض خاکساریها
رسانده است به معراج پایه پستی من ۵
می شود سبز نهال سخن از جوی دهن
معنی تازه بود قوت بازوی دهن ۶
شکوهٔ روی تو زینت ده لب گشت مرا
شد چو گل خون دلم غاره کش روی دهن ۷
خندان بود چو لاله دل خونفشانشان ۱
رفتم پی سراغ دل و دیده یافتم
در انتهای وادی وحشت نشانشان ۲
عشاق را شکست غم از بس رسیده است
عقد گهر شده قلم استخوانشان ۳
رسیده است به جایی عروج مستی من
که گشته درد می ناب گرد هستی من ۴
هزار شکر که از فیض خاکساریها
رسانده است به معراج پایه پستی من ۵
می شود سبز نهال سخن از جوی دهن
معنی تازه بود قوت بازوی دهن ۶
شکوهٔ روی تو زینت ده لب گشت مرا
شد چو گل خون دلم غاره کش روی دهن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۴ - به سعی در طلبش راه جستجو سر کن
گوهر بعدی:شماره ۹۷۶ - تا نهاد آن آفتاب شعله خو پا در چمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.