هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و حسرتآمیز شاعر است که از جدایی و درد عشق رنج میبرد. او از قدرت محبت و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و احساس تنهایی و وحشت ناشی از این جدایی را توصیف میکند. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و نیاز خود به او اشاره میکند و از رنجهای عشق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۸۷ - چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
کز آن قطع نظر خونابهٔ حسرت چکید از من ۱
به نیروی محبت کرد صید خویشتن دل را
بسان دام ماهی هر قدر دامن کشید از من ۲
چنان هر قطره خون دیده ام بر خاک می غلتد
که شد صحرای امکان محشر چندین شهید از من ۳
چرا در عالم دیوانگی نازم ز تنهائی
که وحشت رام من گردید اگر الفت برید از من ۴
همین دل را نه تنها منصب بی طاقتی باشد
که هر عضوی جدا در خون حسرت می تپید از من ۵
شبیه صفحهٔ تصویر گردد پردهٔ گوشش
به یاد عارض او ناله ای هر کس شنید از من ۶
غرور حسن و بیباکی و استغنا و ناز از تو
نیاز و احتیاج و عجز و زاری و امید از من ۷
دلم در دست ناز اوست لوح مشق معشوقی
به هر کس سرگردان شد، انتقام او کشید از من ۸
ز روی غیر چشم لطف جویا بر نمی دارد
نمی دانم نگاه نازپروردش چه دید از من ۹
کز آن قطع نظر خونابهٔ حسرت چکید از من ۱
به نیروی محبت کرد صید خویشتن دل را
بسان دام ماهی هر قدر دامن کشید از من ۲
چنان هر قطره خون دیده ام بر خاک می غلتد
که شد صحرای امکان محشر چندین شهید از من ۳
چرا در عالم دیوانگی نازم ز تنهائی
که وحشت رام من گردید اگر الفت برید از من ۴
همین دل را نه تنها منصب بی طاقتی باشد
که هر عضوی جدا در خون حسرت می تپید از من ۵
شبیه صفحهٔ تصویر گردد پردهٔ گوشش
به یاد عارض او ناله ای هر کس شنید از من ۶
غرور حسن و بیباکی و استغنا و ناز از تو
نیاز و احتیاج و عجز و زاری و امید از من ۷
دلم در دست ناز اوست لوح مشق معشوقی
به هر کس سرگردان شد، انتقام او کشید از من ۸
ز روی غیر چشم لطف جویا بر نمی دارد
نمی دانم نگاه نازپروردش چه دید از من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۶ - چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
گوهر بعدی:شماره ۹۸۸ - شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.