هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق خود سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند بوی گل، هوای صبح و گلی که از نزاکت میجوشد، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از نازکی و لطافت معشوقش میگوید و ترس از آسیب دیدن او را بیان میدارد. در پایان، شاعر به وحدت وجودی خود با معشوق اشاره میکند و میگوید که بدون او وجودی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۹۶ - پرند بوی گل پیراهن او
پرند بوی گل پیراهن او
هوای صبح گرد دامن او ۱
گلی دارم که از جوش نزاکت
کم از چیدن نباشد دیدن او ۲
به بوی گل قسم بیرون میارید
ز جسم نازکش پیراهن او ۳
که ترسم سایهٔ مژگان شوخش
کند جا چون رگ گل در تن او ۴
مرا بی او وجودی نیست جویا
توانم خویش را گفتن من او ۵
هوای صبح گرد دامن او ۱
گلی دارم که از جوش نزاکت
کم از چیدن نباشد دیدن او ۲
به بوی گل قسم بیرون میارید
ز جسم نازکش پیراهن او ۳
که ترسم سایهٔ مژگان شوخش
کند جا چون رگ گل در تن او ۴
مرا بی او وجودی نیست جویا
توانم خویش را گفتن من او ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۵ - چشم بد دور آفتاب می نماید بر زمین
گوهر بعدی:شماره ۹۹۷ - ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.