هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجش نسبت به معشوق سخن میگوید. او از درد و نالههای خود در راه عشق و بیرحمی معشوق شکایت میکند، اما در عین حال زیبایی و جذابیت معشوق را نیز ستایش مینماید. شاعر از نور چهره معشوق، تأثیر آن بر شب و روز، و حتی مقایسهای با ماه و خورشید سخن میگوید. در نهایت، او امیدوار به لطف و کرم معشوق است، هرچند که از دست او جز گناه و رنج نصیبی ندارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تضادهای احساسی نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۱۰۱۳ - چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
گویی این نالش ز دست کیست آه از دست تو ۱
از فشار پنجهٔ جورت چه مالشها نیافت
ار دلم رحمی که خون شد بی گناه از دست تو ۲
نور رخسار تو شب را کرده روشن تر ز روز
اوفتاد از بام گردون طشت ماه از دست تو ۳
بسکه رنگین است چون گل از حنا سر پنجه ات
رشتهٔ یاقوت بر گردد نگاه از دست تو ۴
شد قران پنجهٔ خورشید با ماه تمام
از حیا تا کرده رخسارت پناه از دست تو ۵
تا جهان باقیست باشد دست بر بالای دست
در نظرها پر خنک گردیده ماه از دست تو ۶
نیست در اندیشه ات جویا جز امید کرم
گرچه کاری برنیاید جز گناه از دست تو ۷
گویی این نالش ز دست کیست آه از دست تو ۱
از فشار پنجهٔ جورت چه مالشها نیافت
ار دلم رحمی که خون شد بی گناه از دست تو ۲
نور رخسار تو شب را کرده روشن تر ز روز
اوفتاد از بام گردون طشت ماه از دست تو ۳
بسکه رنگین است چون گل از حنا سر پنجه ات
رشتهٔ یاقوت بر گردد نگاه از دست تو ۴
شد قران پنجهٔ خورشید با ماه تمام
از حیا تا کرده رخسارت پناه از دست تو ۵
تا جهان باقیست باشد دست بر بالای دست
در نظرها پر خنک گردیده ماه از دست تو ۶
نیست در اندیشه ات جویا جز امید کرم
گرچه کاری برنیاید جز گناه از دست تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۲ - مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۴ - ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.