هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که تنها نگاه معشوق برایش کافی است و دیگران در جستجوی راه او هستند. او از زیبایی و تأثیر معشوق بر خود و دیگران میگوید و اشاره میکند که حتی ماه نیز به نسبت با معشوق، بر آسمان فخر میفروشد. همچنین، شاعر از محرومیت کسانی که از فیض انابت بیبهرهاند، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۱۰۱۲ - مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
ما را بس است کاسهٔ چشم سیاه او ۱
ارباب جستجوی، به راهش سپرده اند
آن را که نیست دیدهٔ بینش به راه او ۲
بدمستیی که چشم تو دیشب به کار برد
باشد زبان هر مژه ات عذرخواه او ۳
از نسبتی که هست به روی تو ماه را
بر آسمان فخر بر قصد کلاه او ۴
دایم به ناز بالش راحت بداده پشت
هر دل که نوک آن مژه شد تکیه گاه او ۵
محروم مانده آنکه ز فیض انابت است
جویا بس است جرم نکردن گناه او ۶
ما را بس است کاسهٔ چشم سیاه او ۱
ارباب جستجوی، به راهش سپرده اند
آن را که نیست دیدهٔ بینش به راه او ۲
بدمستیی که چشم تو دیشب به کار برد
باشد زبان هر مژه ات عذرخواه او ۳
از نسبتی که هست به روی تو ماه را
بر آسمان فخر بر قصد کلاه او ۴
دایم به ناز بالش راحت بداده پشت
هر دل که نوک آن مژه شد تکیه گاه او ۵
محروم مانده آنکه ز فیض انابت است
جویا بس است جرم نکردن گناه او ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۱ - در سحرخیزی به ارباب سعادت یار شو
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۳ - چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.