هوش مصنوعی:
این شعر از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از رنج دوری معشوق و اشکهای بیپایان مینالد و از غم و اندوهی که بر دل عاشقان سایه افکنده است، شکایت میکند. در پایان، با اشاره به عشق مجنونوار، از معشوق درخواست رحم و مروت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبیات غنی کلاسیک فارسی، فهم آن را برای گروههای سنتی پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۰۴۹ - چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
خون می چکد ز قطع نظر چون کند کسی ۱
تا کی به یاد لعل لبی شام تا سحر
دل در فشار پنجهٔ غم خون کند کسی ۲
تا چند بی تو پنجهٔ مژگان خویش را
مرجان صفت ز اشک جگرگون کند کسی ۳
سرخوش شود زبوی می «لی مع اللهی»
خود را دمی ز خویش چو بیرون کند کسی ۴
باید نخست ساخت وضو ز آب دیده اش
خواهد چو طوف تربت مجنون کند کسی ۵
جویا اسیر طور تو، آخر مروتی!
ظلم اینقدر به عاشق مفتون کند کسی؟ ۶
خون می چکد ز قطع نظر چون کند کسی ۱
تا کی به یاد لعل لبی شام تا سحر
دل در فشار پنجهٔ غم خون کند کسی ۲
تا چند بی تو پنجهٔ مژگان خویش را
مرجان صفت ز اشک جگرگون کند کسی ۳
سرخوش شود زبوی می «لی مع اللهی»
خود را دمی ز خویش چو بیرون کند کسی ۴
باید نخست ساخت وضو ز آب دیده اش
خواهد چو طوف تربت مجنون کند کسی ۵
جویا اسیر طور تو، آخر مروتی!
ظلم اینقدر به عاشق مفتون کند کسی؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۸ - ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۰ - نهانی در حجاب زندگانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.