هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و آرزوهایش سخن میگوید، از ضعف و رنجهایش مینالد و از انتظار و کمین عشق یاد میکند. او با تصاویر شاعرانهای مانند سرمه، نرگس، سوزن، شمع و مار سیاه، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۱۰۴۸ - ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
ز خاکم هممچو نرگس سرزند هر سبزه با چشمی ۱
ز ضعف تن شدم چون سوزنی تا رفتم از کویش
هنوزم هست از سر زندگیها بر قفا چشمی ۲
به راه انتظار ناوک او در لحد باشد
بسان شمع با هر استخوان من جدا چشمی ۳
سیه ماریست گویی خنجرش از بس کمین خواهی
سیه کرده است از هر حلقهٔ جوهر به ما چشمی ۴
بود چون مجلس تصویر از دل مردگی جویا
به هر بزمی که نبود با نگاهی آشنا چشمی ۵
ز خاکم هممچو نرگس سرزند هر سبزه با چشمی ۱
ز ضعف تن شدم چون سوزنی تا رفتم از کویش
هنوزم هست از سر زندگیها بر قفا چشمی ۲
به راه انتظار ناوک او در لحد باشد
بسان شمع با هر استخوان من جدا چشمی ۳
سیه ماریست گویی خنجرش از بس کمین خواهی
سیه کرده است از هر حلقهٔ جوهر به ما چشمی ۴
بود چون مجلس تصویر از دل مردگی جویا
به هر بزمی که نبود با نگاهی آشنا چشمی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۷ - خیال تندخویی با دلم سر می کند بازی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۹ - چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.