هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زیباییهای طبیعت و معشوق سخن میگوید. شاعر با توصیف گلستان، بهشت، و عناصر طبیعت مانند گلها و پرندگان، احساسات عاشقانه و حیرت خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به آزادگی و اسارت در عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت در عشق و آزادگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۰۵۷ - سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
بهشت ماست در هر جا که باشد روی خندانی ۱
تو چون مست خرام آیی به گلشن، عندلیبان را
ز هر پر چون دم طاووس روید چشم حیرانی ۲
مرا سروی ربود از خود که در عشقش اسیران را
ز پیراهن چو قمری نیست بر جا جز گریبانی ۳
شب مهتاب با هر گل زمین لطف چمن باشد
از این یک برگ نسرین می شود عالم گلستانی ۴
چه باک از کشتن من دست و تیغی گر کنی رنگین
ز بس آزاده ام، گردم نگیرد طرف دامانی ۵
گرفتاریست جویا باعث جمعیت خاطر
دلم جمع است در بند سر زلف پریشانی ۶
بهشت ماست در هر جا که باشد روی خندانی ۱
تو چون مست خرام آیی به گلشن، عندلیبان را
ز هر پر چون دم طاووس روید چشم حیرانی ۲
مرا سروی ربود از خود که در عشقش اسیران را
ز پیراهن چو قمری نیست بر جا جز گریبانی ۳
شب مهتاب با هر گل زمین لطف چمن باشد
از این یک برگ نسرین می شود عالم گلستانی ۴
چه باک از کشتن من دست و تیغی گر کنی رنگین
ز بس آزاده ام، گردم نگیرد طرف دامانی ۵
گرفتاریست جویا باعث جمعیت خاطر
دلم جمع است در بند سر زلف پریشانی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۶ - ای من فدای نام تو یا مرتضی علی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۸ - ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.