هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات عمیق شاعر از عشق، فراق و رنجهای عاشقی است. تصاویر شاعرانهای مانند نالهٔ لبهای خاموش، شوق آغوش گرفتن معشوق، و تشبیه دل به گلهای گوشبهزنگ، فضایی عاطفی و پراحساس خلق کردهاند. شاعر از دردهای عشق، دیوانگیهای ناشی از آن و تأثیرات شراب و نگاه معشوق بر روح و جسم خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی پیچیده، احساسات شدید و استفاده از استعارههایی مانند شراب و دیوانگی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۰۵۸ - ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
وجودم نالهٔ لبهای خاموش است پنداری ۱
قدم با آنکه از پیری دو تا گردیده است، اما
ز شوقش چون کمال سرتاسر آغوش است پنداری ۲
نشد پژمرده از دم سردی دی غنچهٔ طبعم
بهار تو جوانیهایش در جوش است پنداری ۳
ز فیض باده هر مو بر تنم رنگین زبانی شد
به بیهوشی قسم سرمایهٔ هوش است پنداری ۴
به شوق نکته ای کز غنچهٔ او سر زند جویا
سراپای دلم مانند گل، گوش است پنداری ۵
کی ام من؟ عاشق غم دیدهٔ بسیار محزونی
نگه دیوانه ای، کاکل اسیری، زلف مفتونی ۶
شکست قلب عاشق راست در طالع مگر امشب
لبت از پشتی خط می زند بر دل شبیخونی ۷
شراب آن نگه در جام طاقت هر کراریزی
چو خم بی دست و پا گردد اگر باشد فلاطونی ۸
نه تنها جاده می غلتد بخاک از طرز رفتارش
بود هر نقش پا دنبال سروش چشم پرخونی ۹
کشد کهسار را جویا سر زنجیر افغانت
مگر در قرنها خیزد ز صحرا چون تو مجنونی ۱۰
وجودم نالهٔ لبهای خاموش است پنداری ۱
قدم با آنکه از پیری دو تا گردیده است، اما
ز شوقش چون کمال سرتاسر آغوش است پنداری ۲
نشد پژمرده از دم سردی دی غنچهٔ طبعم
بهار تو جوانیهایش در جوش است پنداری ۳
ز فیض باده هر مو بر تنم رنگین زبانی شد
به بیهوشی قسم سرمایهٔ هوش است پنداری ۴
به شوق نکته ای کز غنچهٔ او سر زند جویا
سراپای دلم مانند گل، گوش است پنداری ۵
کی ام من؟ عاشق غم دیدهٔ بسیار محزونی
نگه دیوانه ای، کاکل اسیری، زلف مفتونی ۶
شکست قلب عاشق راست در طالع مگر امشب
لبت از پشتی خط می زند بر دل شبیخونی ۷
شراب آن نگه در جام طاقت هر کراریزی
چو خم بی دست و پا گردد اگر باشد فلاطونی ۸
نه تنها جاده می غلتد بخاک از طرز رفتارش
بود هر نقش پا دنبال سروش چشم پرخونی ۹
کشد کهسار را جویا سر زنجیر افغانت
مگر در قرنها خیزد ز صحرا چون تو مجنونی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۷ - سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۹ - چه خواهد شد دمی با غنچه هم آواز اگر باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.