هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از دیوانگی عشق، مستی و رازآلودگی سخن میگوید. شاعر از دل دیوانه، می گلگون، دشت وسعت، و رازهای افسونآمیز زلف یار میسراید. جوهر شعر در مینوشی، عشق و جنون است و با تصاویری مانند لاله، گلشن، و جام می، فضایی رمانتیک و پراحساس خلق میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و واژگان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۶۳ - دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی
دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی
کند در دشت وسعت مشربی ایجاد مجنونی ۱
بود جان خود در جسم خاکی از می گلگون
که هر خم را در این میخانه می بیدم فلاطونی ۲
به یاد آید ز برگ لاله ام در ساحت گلشن
سیاهی ریزد از داغی چو بر دامان پرخونی ۳
دم بشکفت گل گل در چمن چون غنچه ای واشد
ز هر لبخند ریزد می به جامم لعل میگونی ۴
به علم ساحری شد تا دلم شاگرد چشم او
به پیچ و تاب دارد مار زلفش راز افسونی ۵
نماید جوهرم افشردهٔ ادراک یعنی می
اگر جویا به پای خم رسم باشم فلاطونی ۶
کند در دشت وسعت مشربی ایجاد مجنونی ۱
بود جان خود در جسم خاکی از می گلگون
که هر خم را در این میخانه می بیدم فلاطونی ۲
به یاد آید ز برگ لاله ام در ساحت گلشن
سیاهی ریزد از داغی چو بر دامان پرخونی ۳
دم بشکفت گل گل در چمن چون غنچه ای واشد
ز هر لبخند ریزد می به جامم لعل میگونی ۴
به علم ساحری شد تا دلم شاگرد چشم او
به پیچ و تاب دارد مار زلفش راز افسونی ۵
نماید جوهرم افشردهٔ ادراک یعنی می
اگر جویا به پای خم رسم باشم فلاطونی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۲ - تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۴ - چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.