هوش مصنوعی:
این شعر از زبان عاشقی است که از بیمهری معشوق شکایت میکند و در عین حال از زیبایی و جذابیت او سخن میگوید. شاعر از شمشاد قامت معشوق و خنده شیرین او یاد میکند که باعث شور و هیجان میشود. او از زاهد و ریاکارانی که عاشقان را ملامت میکنند، گله دارد و در نهایت از ساقی میخواهد که در این فصل زیبا، جامی به او بدهد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و انتقادی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «قیامت» و «ملامت» ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و مفاهیم انتزاعی داشته باشد.
شماره ۱۰۸۰ - این چه بیداد است ای شمشاد قامت می کنی
این چه بیداد است ای شمشاد قامت می کنی
در شکر خندی نهان شور قیامت می کنی ۱
جام بی مهریت بادا سرنگون زاهد چو چرخ
باده نوشان محبت را ملامت می کنی ۲
در چنین فصلی که بوی گل به دامان هواست
گر رسانی ساقیا جامی کرامت می کنی ۳
در شکر خندی نهان شور قیامت می کنی ۱
جام بی مهریت بادا سرنگون زاهد چو چرخ
باده نوشان محبت را ملامت می کنی ۲
در چنین فصلی که بوی گل به دامان هواست
گر رسانی ساقیا جامی کرامت می کنی ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۹ - از هر که گشت محو تو مستور نیستی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۱ - به قصد کشتنم افراخت قد خورشید سیمایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.