هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر از معشوقی بی‌وفا و بی‌رحم یاد می‌کند که وجودش مانند قیامت و طوفان است و دوری از او حتی نوشیدنی‌های لذیذ را تلخ می‌کند. تصاویری مانند ماهتاب، سیلاب، و خوناب برای توصیف حالات درونی شاعر به‌کار رفته‌اند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'جام خوناب' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

شماره ۱۰۸۱ - به قصد کشتنم افراخت قد خورشید سیمایی

به قصد کشتنم افراخت قد خورشید سیمایی
قیامت راست شد برخاست از جا سرو بالایی ۱

وفا بیگانه ای بی رحم بی بیباکی دل آزاری
مروت دشمنی بد مست ترکی باده پیمایی ۲

اگر آبی خورم با او می ناب است پنداری
وگر صهبا بنوشم دور ازو آب است پنداری ۳

بیاض گردنی را در نظر دارم که از یادش
چو گوهر خلوتم لبریز مهتاب است پنداری ۴

نسیمی کز سرکویش سحر در اهتزاز آید
بنای طاقتم را موج سیلاب است پنداری ۵

شبی کز داغ حرمانش دلم چون لاله درگیرد
به دستم ساغر می جام خوناب است پنداری ۶

چنان در جستجویش صورت سرگشتگی گشتم
که از عکس رخم آیینه گرداب است پنداری ۷

به صحرایی که وحشت گشته خضر راه ما جویا
کمند برق بیتابی رگ خواباست پنداری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۰ - این چه بیداد است ای شمشاد قامت می کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۲ - فسونسازی که دل را می برد نیرنگش از شوخی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.