هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، به بیان احساسات شاعر دربارهٔ عشق و دیدار معشوق میپردازد. شاعر از اشکهایش، شب وصال، درد نگاه و تأثیرات عشق بر روح و روان سخن میگوید. او از والهگی در دیدار و غارت هوش توسط نگاه معشوق یاد میکند و در نهایت اشاره میکند که تنها کسی که تجربهٔ عشق را نداشته، نمیتواند زبان نگاه را بفهمد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارند.
شماره ۱۰۸۳ - هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
چون غنچهٔ نرگس بود آبستن چشمی ۱
یک شب ز جمالش چقدر بهره توان برد
بگذشت شب وصال به مالیدن چشمی ۲
درد نگه عجز چه دانی؟ که نبرده است
گوش نگهت بهره ز نالیدن چشمی ۳
چون آینه گشتم همه تن واله دیدار
چیند چقدر گل کسی از روزن چشمی ۴
زان می که نپیموده به من رفته ام از خویش
غارتگر هوش است به دزدیدن چشمی ۵
جویا نتوانست زباندان نگه شد
آن کس که نخورده است دل او فن چشمی ۶
چون غنچهٔ نرگس بود آبستن چشمی ۱
یک شب ز جمالش چقدر بهره توان برد
بگذشت شب وصال به مالیدن چشمی ۲
درد نگه عجز چه دانی؟ که نبرده است
گوش نگهت بهره ز نالیدن چشمی ۳
چون آینه گشتم همه تن واله دیدار
چیند چقدر گل کسی از روزن چشمی ۴
زان می که نپیموده به من رفته ام از خویش
غارتگر هوش است به دزدیدن چشمی ۵
جویا نتوانست زباندان نگه شد
آن کس که نخورده است دل او فن چشمی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۲ - فسونسازی که دل را می برد نیرنگش از شوخی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۴ - چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.