خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ظلم و دشمنیهای نفس اماره شکایت میکند و از خجالت و شرمساری ناشی از آن مینالد. او احساس میکند که غبار خجلت بر چهرهاش نشسته و هر بار که رنگ رخسارهاش تغییر میکند، این احساس تشدید میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر، مانند مبارزه با نفس اماره و احساس شرمساری، برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. این موضوعات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا ناملموس باشد.
شماره ۴۳ - فریاد و فغان ز جور نفس بی درد
فریاد و فغان ز جور نفس بی درد
نامرد بمن چه دشمنیها که نکرد ۱
بر روی ز بس غبار خجلت دارم
گردد چون رنگ بر رخم خیزد گرد ۲
نامرد بمن چه دشمنیها که نکرد ۱
بر روی ز بس غبار خجلت دارم
گردد چون رنگ بر رخم خیزد گرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - با آنکه فتاده ام به راهش چون گرد
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - هر کس به دروغ خویش را بگمارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.