هوش مصنوعی:
شاعر از روزگار تاریک و ستمهای زندگی شکایت میکند و از غم و اندوه فراوان مینالد. او از عشق نافرجام، انتظار مرگ و دیوانگی ناشی از جفای معشوق سخن میگوید و صبر و شکیبایی را بیفایده میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند غم، عشق ناکام و مرگ است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۲۳ - از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟
از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟
روزم سیاه شد ستم روزگار چند؟ ۱
ای آفتاب، شام غم صبح عیش کن
دود چراغ و محنت شبهای تار چند؟ ۲
از خون دل کنار و برم لاله زار شد
خود در میان آتش و گل در کنار چند؟ ۳
وصلت بکام غیر و من از غیرتم هلاک
چون دست من بگل نرسد زخم خار چند؟ ۴
عمری بود که منتظر جان سپردنم
مردم ز انتظار اجل، انتظار چند؟ ۵
شد اهلی از جفای تو دیوانه عاقبت
عقل و شکیب تاکی و صبر و قرار چند؟ ۶
روزم سیاه شد ستم روزگار چند؟ ۱
ای آفتاب، شام غم صبح عیش کن
دود چراغ و محنت شبهای تار چند؟ ۲
از خون دل کنار و برم لاله زار شد
خود در میان آتش و گل در کنار چند؟ ۳
وصلت بکام غیر و من از غیرتم هلاک
چون دست من بگل نرسد زخم خار چند؟ ۴
عمری بود که منتظر جان سپردنم
مردم ز انتظار اجل، انتظار چند؟ ۵
شد اهلی از جفای تو دیوانه عاقبت
عقل و شکیب تاکی و صبر و قرار چند؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.