درباره اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است.
اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون بابا فغانی شیرازی دیده می‌شود. او در قصیده‌سرایی تحت تأثیر اساتید قصیده‌سرایی است و قصایدی مصنوع به شیوهٔ سلمان ساوجی ساخته است. مثنوی سحر حلال او که ذوبحرین و ذوقافیتین است در پاسخ به مثنویهای کاتبی نیشابوری سروده شده است. او در خاتمۀ مثنوی شمع و پروانه، خود را در فن مثنوی، فرزند کوچک نظامی و جامی می‌خواند.
اهلی با توجه به مقام استادیش در شعر، مورد توجه پادشاهان، امیران و وزیران بود. او افرادی از هر سه دودمان تیموریان هرات، آق قویونلوها و صفویان را ستوده است که از میان آنها می توان به امیر علیشیر نوایی، سلطان یعقوب آق قویونلو، شاه اسماعیل صفوی، نجم ثانی و شماری از امرا و وزرای معاصرش را برشمرد.
آرامگاه اهلی در شیراز در جوار حافظ قرار دارد.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ای حیرت صفات تو بند زبان ما شماره ۲ - ای شکرخا کرده شکرت طوطی گفتار ما شماره ۳ - آنکه نور دیده سازد روی آتش ناک را شماره ۴ - ای بخاطر صد غبار از رشگ تو آیینه را شماره ۵ - گر چون مسیح از لطف او بر اوج افلاکیم ما شماره ۶ - تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را شماره ۷ - تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما شماره ۸ - از قبول دگران طبع ملول است مرا شماره ۹ - کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا شماره ۱۰ - الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفلها شماره ۱۱ - دل اگر کوه شود عاشق جانباز تو را شماره ۱۲ - تا چند خشم و ناز و کین برخیز و باز از درد درآ شماره ۱۳ - دلا خراب مکن نقش بت پرستی را شماره ۱۴ - بزلف اگر ببری جان بی قرار از ما شماره ۱۵ - گر نامه بی نام خوشت بوسد زبان خامه را شماره ۱۶ - سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا شماره ۱۷ - خط چو مهر گیا تا نموده یی ما را شماره ۱۸ - ما چنین بیخود اگر یار رسد بر سر ما شماره ۱۹ - روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ما شماره ۲۰ - چند باشد چو مسیحا سر افلاک تورا شماره ۲۱ - گر بفانوس خیال آیی چو شمع اغیار را شماره ۲۲ - ای داده زآستان خود آورارگی مرا شماره ۲۳ - آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا شماره ۲۴ - تیره شد از تو به ساقی طبع شورانگیز ما شماره ۲۵ - برخ تو مه جبینان حسدست یک بیک را شماره ۲۶ - این است نهان از نمک آن تازه جوان را شماره ۲۷ - دل زنده شوم چون نگرم سیم تنان را شماره ۲۸ - منه بخاک ره ای یوسف آن کف پا را شماره ۲۹ - تا تو چو شمع می کنی تیز نظر بسوی ما شماره ۳۰ - کوثر کجا و لعل روان بخش او کجا شماره ۳۱ - ز عاشقان همه قصد جراحت است او را شماره ۳۲ - یکره چو غنچه خنده زنان بین بسوی ما شماره ۳۳ - از که نالم که فغان از دل ریش است مرا شماره ۳۴ - آتش رخی کز یاد او آهی زجان خیزد مرا شماره ۳۵ - آن کعبه جان سوی خود میخواند از یاری مرا شماره ۳۶ - بسکه خطش سوخت ازغم صددل نومید را شماره ۳۷ - بهل حکایت شیرین بکوهکن مارا شماره ۳۸ - گر کند ابر کرم میل تن خاکی ما شماره ۳۹ - که ره دهد سوی آن سایه همای مرا شماره ۴۰ - آه کز دست دل این سینه ریش است مرا شماره ۴۱ - گر التفات بود شمع مجلس مارا شماره ۴۲ - از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا شماره ۴۳ - شیشه پر از زهر چند چرخ ستم پیشه را شماره ۴۴ - نبود از عاشقی بیم ملامت سینه ریشان را شماره ۴۵ - جایی که بجوش آرد گل بلبل زاری را شماره ۴۶ - مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را شماره ۴۷ - جز وصل هوس نیست چو پروانه خسان را شماره ۴۸ - زدرد میرم و گویی که بیش از این بادا شماره ۴۹ - از بس که خورم بر جگر از طعنه سنان ها شماره ۵۰ - غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما شماره ۵۱ - پنجه خطاست با بتان خسته دل خراب را شماره ۵۲ - چون رنجه شود خوی تو از همسری ما شماره ۵۳ - ای خضر که همدم شده یی آب بقا را شماره ۵۴ - کوی تو که من از همه کس واپسم آنجا شماره ۵۵ - به خلوت بهل شیخ دل مرده را شماره ۵۶ - پس از اجل به که روشن شود نکویی ما شماره ۵۷ - ای بی تو ازخون بسته گل مژگان من برخارها شماره ۵۸ - هوای دیدنت ای ترک تند خوست مرا شماره ۵۹ - به هم متاب دگر سنبل پریشان را شماره ۶۰ - زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا شماره ۶۱ - کس نبودش خبر از زشتی و زیبایی ما شماره ۶۲ - این حسن و ملاحت نگر آن کان نمک را شماره ۶۳ - دل اگر زغم خروشد چه غم از خروش اورا شماره ۶۴ - پیش تو دیده گر نبود غرق خون مرا شماره ۶۵ - اگرچه از رخ خود چشم بسته یی ما را شماره ۶۶ - اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را شماره ۶۷ - چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را شماره ۶۸ - پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما شماره ۶۹ - در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را شماره ۷۰ - زشت است کان نکورو از حد برد جفا را شماره ۷۱ - چون تو گویی سخن این دلشده را گوش کجا شماره ۷۲ - نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را شماره ۷۳ - نیست آن در که ز گوش آمده تا دوش ترا شماره ۷۴ - باز چون شمع سحر رشته جان سوخت مرا شماره ۷۵ - زفتراک سوار من چه معراجی است آهورا شماره ۷۶ - چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا شماره ۷۷ - چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا شماره ۷۸ - بود که گریه بشوید خط گناه مرا شماره ۷۹ - گر شبی بردارد آن شمع از مه عارض نقاب شماره ۸۰ - یامن ناصبور را سوی خود از وفا طلب شماره ۸۱ - پای بوس آن بت سنگین دل یا قوت لب شماره ۸۲ - کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب شماره ۸۳ - از جوش گریه دارم پیشت خروش امشب شماره ۸۴ - سخن چه حاجت اگر دل مقابل افتادست شماره ۸۵ - گر ساقی بدمست به خشم از بر ما رفت شماره ۸۶ - باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست شماره ۸۷ - گر کعبه نشین بامن مستش سر ناز است شماره ۸۸ - بس که دل پر آتشم بهر تو آه کرده است شماره ۸۹ - گشاد صد دل از آن غنچه شکر خند است شماره ۹۰ - من و مجنون دو اسیریم که غم شادی ماست شماره ۹۱ - چهره از تیغ تو پر خون دردم کشتن خوش است شماره ۹۲ - هرگز هوس سایه ام از فر هما نیست شماره ۹۳ - اگر چه ساقی جان می نهاد در دستت شماره ۹۴ - به قتلم اینهمه خشم و عتاب حاجت نیست شماره ۹۵ - مست می و ساقیم تا نفسی باقی است شماره ۹۶ - عقده زلف تو سر رشته تقدیر من است شماره ۹۷ - ایکه چون چشم خوشت نرگس محموری نیست شماره ۹۸ - بی اختیار ماست که دل بیقرار ازوست شماره ۹۹ - در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست شماره ۱۰۰ - به عهد یوسف من کز فرشته افزون است شماره ۱۰۱ - نور دو چشم کز برم بریده رفته است شماره ۱۰۲ - چو سوختم از عشق و شستم از جان دست شماره ۱۰۳ - شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست شماره ۱۰۴ - گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست شماره ۱۰۵ - گرچه حسن همه کس آفت اهل نظرست شماره ۱۰۶ - نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست شماره ۱۰۷ - باز از سر زلف دل آشفته خبر یافت شماره ۱۰۸ - بسکه به دل می زنم سنگ که دلدار رفت شماره ۱۰۹ - تا خریدار تو شد گل آبرو صد جا فروخت شماره ۱۱۰ - عاشق مجنونم و صحرای غم جای من است شماره ۱۱۱ - گمره عشقم و نبود به من مست گرفت شماره ۱۱۲ - وقت طرب ایام گل و موسم کشت است شماره ۱۱۳ - جز از وصال تو با کس سر وصولم نیست شماره ۱۱۴ - من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوست شماره ۱۱۵ - لوح خاک ما به خون نقش از دل صد چاک ماست شماره ۱۱۶ - شمعی که گرم خشم تر از برق لامع است شماره ۱۱۷ - در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است شماره ۱۱۸ - آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست شماره ۱۱۹ - بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است شماره ۱۲۰ - تا نقش نعل اسبت محراب اهل دین است شماره ۱۲۱ - دل اهل نظر از نرگس شهلا با تست شماره ۱۲۲ - تا ابد عاشق حسن توام از روز الست شماره ۱۲۳ - حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است شماره ۱۲۴ - ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیست شماره ۱۲۵ - زان در پی یارم که عنانم به کف اوست شماره ۱۲۶ - امروز در لطف به روی همه بازست شماره ۱۲۷ - جان بخشی یی که با لب لعل تو ای پری است شماره ۱۲۸ - به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت شماره ۱۲۹ - زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب است شماره ۱۳۰ - ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست شماره ۱۳۱ - گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت شماره ۱۳۲ - آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست شماره ۱۳۳ - از نرگس توام نظری ای پسر بس است شماره ۱۳۴ - هر که در عشق بتان بی درد زیست شماره ۱۳۵ - زبخت بد جگرم از جفای اوریش است شماره ۱۳۶ - شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست شماره ۱۳۷ - آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت شماره ۱۳۸ - هر کو ندید خواب و نداند که خورد چیست شماره ۱۳۹ - گرچه در غارت جان است دو چشم سیهت شماره ۱۴۰ - تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت شماره ۱۴۱ - هفتاد سال شد که دل من در آتش است شماره ۱۴۲ - شمع من، هر کس که پیشت جان نسوزد مرد نیست شماره ۱۴۳ - در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست شماره ۱۴۴ - نمود چاک گریبان تنت که نسترن است شماره ۱۴۵ - در کوی تو خون دل ما پاک فرو رفت شماره ۱۴۶ - گر شد سر ما خاک ره دوست چه باک است شماره ۱۴۷ - تو گر خرام کنی سرو یا صنوبر چیست شماره ۱۴۸ - عشق جانان راحت جان من بیچاره است شماره ۱۴۹ - گرچه لب تشنه ز غم عاشق دلسوخته است شماره ۱۵۰ - هرجا که بود یار و سرور است شماره ۱۵۱ - ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست شماره ۱۵۲ - لاف صاحب نظری از دل هشیار خوش است شماره ۱۵۳ - مصر شرف از حسن ادب یوسف جان یافت شماره ۱۵۴ - عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است شماره ۱۵۵ - ز بس کز سست پیوندی گهش صلحست و گه جنگست شماره ۱۵۶ - سوخت صدجان سرو من تا حسن او بالا گرفت شماره ۱۵۷ - ببین که کار من از غم چه سخت افتادست شماره ۱۵۸ - گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است شماره ۱۵۹ - آنی که فتنها همه از یک نگاه تست شماره ۱۶۰ - دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست شماره ۱۶۱ - تا چند باشد این غم پنهان که با من است شماره ۱۶۲ - مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است شماره ۱۶۳ - پیش تو داد من ز جور زمانه است شماره ۱۶۴ - تو گر پروانه یی همچون خلیل آتش گلستان است شماره ۱۶۵ - فرهاد را ز شیرین، حرمان ز بخت شور است شماره ۱۶۶ - اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است شماره ۱۶۷ - نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است شماره ۱۶۸ - بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست شماره ۱۶۹ - کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست شماره ۱۷۰ - بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت شماره ۱۷۱ - مارا تنی چو صورت دیوار مانده است شماره ۱۷۲ - چراغ عشق من افروخت شمع خلوت دوست شماره ۱۷۳ - گر بسوزد تن زارم بر من خار و خسی است شماره ۱۷۴ - گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت شماره ۱۷۵ - دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت شماره ۱۷۶ - مجال حلقه صحبت کرابخانه تست؟ شماره ۱۷۷ - ما عاشقیم و روی بتان قبله گاه ماست شماره ۱۷۸ - شمع را پیش رخت اشک نیاز اینهمه چیست شماره ۱۷۹ - سگ کوی تو که شب تا به سحر پیش من است شماره ۱۸۰ - کسی زکعبه کوی تو نامراد نرفت شماره ۱۸۱ - منم که حاصل من غیر نامرادی نیست شماره ۱۸۲ - عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت شماره ۱۸۳ - هرچند که یوسف بجمال از همه بیش است شماره ۱۸۴ - روی کسی چو صورت آینه سوی تست شماره ۱۸۵ - خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست شماره ۱۸۶ - هر کرا حسنی بود آیینه دار روی اوست شماره ۱۸۷ - جور آن بت همه بر جان پریشان من است شماره ۱۸۸ - مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست شماره ۱۸۹ - گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است شماره ۱۹۰ - همه دم ز درد عشقت دل زار من حزین است شماره ۱۹۱ - ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است شماره ۱۹۲ - مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت شماره ۱۹۳ - ای سرو روان خاک شوم در ته پایت شماره ۱۹۴ - محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست شماره ۱۹۵ - کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست شماره ۱۹۶ - جز داغ دلم چراغ شب نیست شماره ۱۹۷ - در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است شماره ۱۹۸ - دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست شماره ۱۹۹ - دل کباب ز خوناب دیده بد نام است شماره ۲۰۰ - هر جا که بنگری رخ او در تجلی است شماره ۲۰۱ - کسی کش بوی آن گل در دماغ است شماره ۲۰۲ - عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت شماره ۲۰۳ - به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است شماره ۲۰۴ - عیب پری مکن که نهان از تو گشته است شماره ۲۰۵ - چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است شماره ۲۰۶ - کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت شماره ۲۰۷ - از عالم جان آنچه بما فیض رسان است شماره ۲۰۸ - یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟ شماره ۲۰۹ - گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است شماره ۲۱۰ - من که چون شمع ز داغ تو صدم روشنی است شماره ۲۱۱ - نوروز من از طلعت چون ماه تو عید است شماره ۲۱۲ - ز گریه دل پر و لب همچو غنچه خندان است شماره ۲۱۳ - گر کوه تحمل کسی از بار ستم نیست شماره ۲۱۴ - سکون خاطر من بی تو سرو قامت نیست شماره ۲۱۵ - گر تیغ تو خواهد سرو جان هم چه نزاع است شماره ۲۱۶ - اسیر عشق ترا میل گشت باغ کجاست شماره ۲۱۷ - تاخار عشق در جگر من شکسته است شماره ۲۱۸ - بمردمی چو سگ یار کس بعالم نیست شماره ۲۱۹ - گریه ام دید و چو گل از خنده آن مهوش شکفت شماره ۲۲۰ - خوش درآ در خانه دل زانکه جان از خانه رفت شماره ۲۲۱ - دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است شماره ۲۲۲ - دیوانه یارم من و با کس نظرم نیست شماره ۲۲۳ - سرومن، صد خارم از دست تو در پا رفته است شماره ۲۲۴ - هر که عاشق شد چو شمع آزاده از دل مردگی است شماره ۲۲۵ - گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت شماره ۲۲۶ - بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت شماره ۲۲۷ - جانم در آتش از ستم ماهپاره ایست شماره ۲۲۸ - چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی یغمست شماره ۲۲۹ - گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است شماره ۲۳۰ - رقیب مانع دیدار یار من شده است شماره ۲۳۱ - حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است شماره ۲۳۲ - با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست شماره ۲۳۳ - نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است شماره ۲۳۴ - جهان جوان ز بهار و خزان پیری ماست شماره ۲۳۵ - بکوی عشق که طوفان نوح از آن وادی است شماره ۲۳۶ - از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است شماره ۲۳۷ - شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت شماره ۲۳۸ - وادی مجنون و شان، عالم آزادی است شماره ۲۳۹ - بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست شماره ۲۴۰ - تا گوشه چشمی بمن آن سیم تن انداخت شماره ۲۴۱ - قد طوبی و لب کوثر و خود حور بهشت است شماره ۲۴۲ - چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب است شماره ۲۴۳ - خونم به جور تیغ تو در گردن خودست شماره ۲۴۴ - آن بت که قبله دل عشاق روی اوست شماره ۲۴۵ - نه از طرب هوس گشت با غم افتادست شماره ۲۴۶ - کی آب خضر همدم طبع سلیم ماست شماره ۲۴۷ - گر چو گل در کف ما جام می صبحگهی است شماره ۲۴۸ - ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است شماره ۲۴۹ - آن شمع که پروانه صفت بال و پرم سوخت شماره ۲۵۰ - هرچند غمی همچو غم بی درمی نیست شماره ۲۵۱ - درخت وادی ایمن بنور عشق کسی است شماره ۲۵۲ - جان دادن از وفا هنر کوهکن بس است شماره ۲۵۳ - چشم تو دگر در پی صید دل و جان است شماره ۲۵۴ - پیری خزان تازه بهار جوانی است شماره ۲۵۵ - حیاتی با رخ خوی کرده اوست شماره ۲۵۶ - تشریف کرامت اگر از لطف الهی است شماره ۲۵۷ - مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت شماره ۲۵۸ - ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت شماره ۲۵۹ - تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است شماره ۲۶۰ - امید خلق باقبال و دولت خویش است شماره ۲۶۱ - شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است شماره ۲۶۲ - تو پیش چشم منی چشم من پر آب از چیست شماره ۲۶۳ - چو منع غیر مجالم در آشنایی نیست شماره ۲۶۴ - رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت شماره ۲۶۵ - چنین حسن و ملاحت با ملک نیست شماره ۲۶۶ - شبی که بی تو برین پیر خسته حال گذشت شماره ۲۶۷ - روی تو مصحفی است که در آن خوبی است شماره ۲۶۸ - بس شکل خوب چرخ کشید و خراب ساخت شماره ۲۶۹ - بود از ازلم درد تو وین درد همان است شماره ۲۷۰ - عید قربان شد و سر در ره جولان تو رفت شماره ۲۷۱ - سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات شماره ۲۷۲ - خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت شماره ۲۷۳ - تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است شماره ۲۷۴ - این چه سروست که از گلشن جان خاسته است شماره ۲۷۵ - گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است شماره ۲۷۶ - بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت شماره ۲۷۷ - همچو چنگ افغان من بی زخم بیدادی نخاست شماره ۲۷۸ - بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست شماره ۲۷۹ - امروز غیر غم زتو هیچم نصیب نیست شماره ۲۸۰ - در بهار نوجوانی باغ ما از گل تهی است شماره ۲۸۱ - عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوست شماره ۲۸۲ - دلا، خار ستم از پا برون خواهد شدن وقت است شماره ۲۸۳ - دل مرده از آنم که مسیحا نفسی نیست شماره ۲۸۴ - با من از مشکین غزالان گرنه بوی آشناست شماره ۲۸۵ - تا نشد چون نافه خون، دل بوی دلجویی نیافت شماره ۲۸۶ - چشم همه را بر گل روی تو نگاه است شماره ۲۸۷ - گل نو آمد و ما را غم دیرینه گرفت شماره ۲۸۸ - صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است شماره ۲۸۹ - کار از دهان او همه دم بر مراد نیست شماره ۲۹۰ - گاه گاهم خانه از برق وصالش روشن است شماره ۲۹۱ - ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست شماره ۲۹۲ - سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور است شماره ۲۹۳ - خوش نیست بی تو ساقی گر بزم خلد باقی است شماره ۲۹۴ - نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست شماره ۲۹۵ - هزار شکر که مارا سر شکایت نیست شماره ۲۹۶ - هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست شماره ۲۹۷ - غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیست شماره ۲۹۸ - صدهزاران چشم اگر بر روی یوسف ناظرست شماره ۲۹۹ - پیش سرمستان عشقت گلشن و گلخن یکیست شماره ۳۰۰ - جان من مسکین که گرفتار غم اوست شماره ۳۰۱ - گر صد هزار سال وصالت میسر است شماره ۳۰۲ - لعل او کز برگ گل رنگین تر و نازکترست شماره ۳۰۳ - سر رشته غم دل چون شمع جانگدازست شماره ۳۰۴ - دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است شماره ۳۰۵ - سرمه ره دردیده زان دارد که خاک پای اوست شماره ۳۰۶ - بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست شماره ۳۰۷ - ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست شماره ۳۰۸ - در زیر زلف روی تو چون گل شکفته است شماره ۳۰۹ - زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است شماره ۳۱۰ - ایکه میپرسی که با دل همسخن در خانه کیست شماره ۳۱۱ - عندلیب از حسن گل افروختن داند که چیست شماره ۳۱۲ - خوشا کسی که بکوی تو بخت همدم اوست شماره ۳۱۳ - با یکدم وصلت غم عالم نتوان گفت شماره ۳۱۴ - عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است شماره ۳۱۵ - کسی که حق حریفان مهربان نشناخت شماره ۳۱۶ - گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است شماره ۳۱۷ - هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست شماره ۳۱۸ - هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست شماره ۳۱۹ - لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست شماره ۳۲۰ - سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست شماره ۳۲۱ - گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست شماره ۳۲۲ - ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست شماره ۳۲۳ - نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست شماره ۳۲۴ - گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست شماره ۳۲۵ - گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست شماره ۳۲۶ - یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت شماره ۳۲۷ - هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست شماره ۳۲۸ - بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است شماره ۳۲۹ - از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است شماره ۳۳۰ - جمال شمع چو خورشید عالم افروزست شماره ۳۳۱ - مگو که ماه رخ او ز گلرخان بگذشت شماره ۳۳۲ - آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست شماره ۳۳۳ - بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیست شماره ۳۳۴ - کشته تیرت که ازوی استخوانها مانده است شماره ۳۳۵ - هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست شماره ۳۳۶ - دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوست شماره ۳۳۷ - همه راست میل خالی که بر آن رخ جمیلست شماره ۳۳۸ - در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت شماره ۳۳۹ - گفتی چمن بوقت گل ای همنفس خوش است شماره ۳۴۰ - مریز بی گنهم خون که جست و جویی شماره ۳۴۱ - کدام زخم که بر من ز دلستانی نیست شماره ۳۴۲ - عیسی دم ما همدم اگر نیست غمی نیست شماره ۳۴۳ - آتشی دردل من شمع رخت درزده است شماره ۳۴۴ - هزار سال سفر از وجود تا عدم است شماره ۳۴۵ - ساقی، جهان سرشک حریفان گرفته است شماره ۳۴۶ - در ره عشق از خضر هم زندگی واماندگی است شماره ۳۴۷ - تن عاشق همای لامکان است شماره ۳۴۸ - بحق شام وصال و بعهد روز نخست شماره ۳۴۹ - نوبهار آمد چو گل رخها ز می خواهد شکفت شماره ۳۵۰ - مرا ز عشق نه عقل و نه دین دنیایی است شماره ۳۵۱ - جان من در دوستی نامهربان می بینمت شماره ۳۵۲ - آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است شماره ۳۵۳ - آن سرو هرگه از نظر من گذشته است شماره ۳۵۴ - برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست شماره ۳۵۵ - گر به مسجد گذری با این رخ و آن چشم مست شماره ۳۵۶ - پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است شماره ۳۵۷ - وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست شماره ۳۵۸ - حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است شماره ۳۵۹ - مرا چو شبنم از آن مایه حیات کم است شماره ۳۶۰ - وقت مستی چون عرق از روی دلجوی تو خاست شماره ۳۶۱ - ذوقی است که در تیره شبی چون شب مویت شماره ۳۶۲ - دور از تو شب و روز مرا خواب حرام است شماره ۳۶۳ - ای باغبان چه حاصل از سرو ناز باغت شماره ۳۶۴ - باغبان، آنسرو اگر برطرف جو خواهد نشست شماره ۳۶۵ - گر لب بنهی بر لب مستان چه تفاوت؟ شماره ۳۶۶ - قدرم چو مه از مهر سعادت اثر تست شماره ۳۶۷ - یکشب که در فراق جمال تو دلبرست شماره ۳۶۸ - عمر من تا کی بآه آتشین خواهد گذشت شماره ۳۶۹ - چون کوهکن با بیستون گفتم توانم راز گفت شماره ۳۷۰ - گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی است شماره ۳۷۱ - بی بخت و یارم مرا از مرگ چشم یاری است شماره ۳۷۲ - در عشق تو تا در غم خویشی ملامت است شماره ۳۷۳ - نه عاشق است که واله بر وی چون مه تست شماره ۳۷۴ - دید چشمم پای او بر خاک و خاک ره نگشت شماره ۳۷۵ - گر یار مرا میل من خسته بسی نیست شماره ۳۷۶ - عنان کار نه دردست مصلحت بین است شماره ۳۷۷ - اگر ز کین کشی ام غم ز خشم و کینم نیست شماره ۳۷۸ - خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست شماره ۳۷۹ - ترا صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت شماره ۳۸۰ - رشکم از کس نبود گرد و جهان حاصل اوست شماره ۳۸۱ - عیش ما یک عشوه از چشم سیاه او بس است شماره ۳۸۲ - سجده بت گر کنم در نظرم روی تست شماره ۳۸۳ - مجاورم چو سگان بهر پارس در کویت شماره ۳۸۴ - چو خط به کشتنم آورد لعل خندانت شماره ۳۸۵ - تو باغ حسنی و صد عندلیب زار تراست شماره ۳۸۶ - در خیال وصل جفا پیشه من است شماره ۳۸۷ - گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست شماره ۳۸۸ - کس بخود دلبسته آنزلف چون زنجیر نیست شماره ۳۸۹ - درد می مرهم ریش دل بیمار غم است شماره ۳۹۰ - چشم دلم چو دیده از آن شمع روشن است شماره ۳۹۱ - شمع روی تو نه افروخته چشم من ازوست شماره ۳۹۲ - دینم ببرد آن بت و گوید که جان کجاست شماره ۳۹۳ - سرو من برق صفت آمد و چون باد برفت شماره ۳۹۴ - رقیب از کوی آن دهقان پسر رفت شماره ۳۹۵ - شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست شماره ۳۹۶ - یار اگر زان رقیبان و گرزان من است شماره ۳۹۷ - پری رخان که سرم خاک راه ایشانست شماره ۳۹۸ - آنکه فرشته را ازو دست امید کوته است شماره ۳۹۹ - آنکس طلبد کعبه که بیگانه عشق است شماره ۴۰۰ - می خور که فکر عالم پر غم نباشدت شماره ۴۰۱ - از جلوه محبت خورشید حسن دوست شماره ۴۰۲ - باورم ناید که شد در پوست مجنون سوی دوست شماره ۴۰۳ - هر کس که پا نهاد بکویت ز دست رفت شماره ۴۰۴ - ناصح چو دل نماند نصیحت چه فایده شماره ۴۰۵ - داغ دلم آن نیست که بامن سخنت نیست شماره ۴۰۶ - آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوخت شماره ۴۰۷ - شمعی که ز سوز دل گرمش خبری هست شماره ۴۰۸ - ناله من جان غم پرورد میداند که چیست شماره ۴۰۹ - نیست کس، خورشید من، کو درد پرورد تو نیست شماره ۴۱۰ - ساقی که یار ما بود اغیار را چه بحث؟ شماره ۴۱۱ - سوختیم از غم و این آتش پنهان همه هیچ شماره ۴۱۲ - نصیب ما نشد از وصل یار جز غم هیچ شماره ۴۱۳ - معلم را بگو فریاد از آن شوخ شماره ۴۱۴ - دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد شماره ۴۱۵ - مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد شماره ۴۱۶ - آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد شماره ۴۱۷ - وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد شماره ۴۱۸ - ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند شماره ۴۱۹ - مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند شماره ۴۲۰ - آب حیات کس بجز از جرعه کش نخورد شماره ۴۲۱ - خوبان که همچو شمع ز نور آفریده اند شماره ۴۲۲ - رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد شماره ۴۲۳ - از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟ شماره ۴۲۴ - سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟ شماره ۴۲۵ - خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند شماره ۴۲۶ - خوبان همه محبوب دل و آفت جانند شماره ۴۲۷ - خرم دلی که ره بسر کار خویش برد شماره ۴۲۸ - چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد شماره ۴۲۹ - چو خستگان ز دردل گشاد می یابند شماره ۴۳۰ - سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد شماره ۴۳۱ - لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد شماره ۴۳۲ - شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند شماره ۴۳۳ - گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده اند شماره ۴۳۴ - نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند شماره ۴۳۵ - خوبان که نیش بر جگر ریش می زنند شماره ۴۳۶ - امروز دل از آینه جان نظرت کرد شماره ۴۳۷ - تا دل سر زلف یار گم کرد شماره ۴۳۸ - گر سگان تو انیس من محزون شده اند شماره ۴۳۹ - هرچند آهنین دل ما ناز بیش کرد شماره ۴۴۰ - هردل که جز خیال تو در وی مقام کرد شماره ۴۴۱ - تا جهان بوده است با نیکان بدان در کینه اند شماره ۴۴۲ - خورشید اوج عزت خوبان ماه رویند شماره ۴۴۳ - من اگر حسرت روی تو چنین خواهم برد شماره ۴۴۴ - یار شد مست و دل ما بفغان باز آورد شماره ۴۴۵ - گرچه در پای تو ای شمع بسی سوخته اند شماره ۴۴۶ - گر حسن و دلبری بتو مهپاره داده اند شماره ۴۴۷ - وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند شماره ۴۴۸ - در عرق شد چو رخش ز آتش می تابی خورد شماره ۴۴۹ - کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند شماره ۴۵۰ - بجای آب حیاتم شکر لبی دادند شماره ۴۵۱ - جمعی که دل بهرزه پریشان نکرده اند شماره ۴۵۲ - یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند شماره ۴۵۳ - بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند شماره ۴۵۴ - گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟ شماره ۴۵۵ - خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟ شماره ۴۵۶ - در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟ شماره ۴۵۷ - هرکه مست تو نشد جام شرابش ندهند شماره ۴۵۸ - زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند شماره ۴۵۹ - تو آفتابی و شوق تو ناتوانم کرد شماره ۴۶۰ - ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد شماره ۴۶۱ - قومی نشسته با تو و می نوش میکنند شماره ۴۶۲ - شدم هلاک و ز من جز دریغ و درد نماند شماره ۴۶۳ - خوبان بگلشن از نظر ما چه میروند؟ شماره ۴۶۴ - مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند شماره ۴۶۵ - کجا با آن طبیب جان حریفان حال من گویند شماره ۴۶۶ - قناعت از دو عالم میتوان کرد شماره ۴۶۷ - باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد شماره ۴۶۸ - فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند شماره ۴۶۹ - زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند شماره ۴۷۰ - مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند شماره ۴۷۱ - فلک بدور تو طفلی که در وجود آورد شماره ۴۷۲ - خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد شماره ۴۷۳ - از گرد راه دل بامید تو شاد بود شماره ۴۷۴ - دور فلک که جام مرادم نمیدهد شماره ۴۷۵ - عرش و معراج نه در خورد من زار بود شماره ۴۷۶ - چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد شماره ۴۷۷ - وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد شماره ۴۷۸ - هرکه سوی قبله مقصود رو میآورد شماره ۴۷۹ - ترک دین بهر تو چون عاشق مسکین ندهد شماره ۴۸۰ - نیست جان رفتن که نور از چشم روشن میرود شماره ۴۸۱ - هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد شماره ۴۸۲ - چو شهسوار مرا رخ ز باده گلگون شد شماره ۴۸۳ - کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید شماره ۴۸۴ - زان پری ما را دل دیوانه رسوا میکند شماره ۴۸۵ - تا کلک قضا نقد وجود از عدم آورد شماره ۴۸۶ - چون میل دل خلق جهان سوی تو یابند شماره ۴۸۷ - گر بعد عمری یکنفس مارا نظر سویش بود شماره ۴۸۸ - به خاک مرده اگر برق عشق برگیرد شماره ۴۸۹ - نیاز من نخرد کس، که کس فقیر مباد شماره ۴۹۰ - هرکه چون باد از سر کوی تو بیرون میرود شماره ۴۹۱ - از صحبت ما درد کشان بازنخیزد شماره ۴۹۲ - خوشباس که روزی گل امید برآید شماره ۴۹۳ - فراخ دستی گل داد عیش و مستی داد شماره ۴۹۴ - کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود شماره ۴۹۵ - هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشاد شماره ۴۹۶ - آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزد شماره ۴۹۷ - هرکس که چشم مست تو نظاره میکند شماره ۴۹۸ - گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد شماره ۴۹۹ - عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد شماره ۵۰۰ - شوخی که خون من چو می ناب مبخورد شماره ۵۰۱ - روز ازل که جز رقم کفر و دین نبود شماره ۵۰۲ - چو دل بوصل نهم جور یار نگذارد شماره ۵۰۳ - چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد شماره ۵۰۴ - ای همنفسان دست ز ما باز گذارید شماره ۵۰۵ - سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد شماره ۵۰۶ - دل شکسته ما گنجی از وفا دارد شماره ۵۰۷ - هر کدورت که نصیب من دلخسته شود شماره ۵۰۸ - داغ پنهان دلم هر دیده مشکل بنگرد شماره ۵۰۹ - تا پری را چون تو خواندم دوری از مردم کند شماره ۵۱۰ - آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود شماره ۵۱۱ - چه سود کوشش اگر دوست کام ما ندهد شماره ۵۱۲ - نه هر دل کز نوا دم زد قبول دلنواز افتد شماره ۵۱۳ - ز بسکه گرد رهت جان عاشقان دارد شماره ۵۱۴ - سر من اگر نشانی ز در کنشت دارد شماره ۵۱۵ - عاقبت داغ دل ما بدوا هم برسد شماره ۵۱۶ - دلم از شوق او مصحف چو بهر فال بگشاید شماره ۵۱۷ - گرم چو شمع برد یار سر چه خواهد شد شماره ۵۱۸ - دل کارزوی وصل تو در سینه او بود شماره ۵۱۹ - محرومی ما جز گنه بخت نباشد شماره ۵۲۰ - گفتم ار عاشق شوم گاهی غمی خواهم کشید شماره ۵۲۱ - گفتم که جان قربان کنم آن مه چو مهمان در رسد شماره ۵۲۲ - کلک قضا که صورت ابروی او کشید شماره ۵۲۳ - دل از غم زار و یارش صحبت اغیار میباید شماره ۵۲۴ - بر من از دورش بنوبت ساغر می میرسد شماره ۵۲۵ - شاید که پرده زان رخ باد صبا گشاید شماره ۵۲۶ - جایم به روز واقعه پهلوی او کنید شماره ۵۲۷ - دلی که شاد ز وصل تو دیر دیر شود شماره ۵۲۸ - چون ننالم که ز عشقم همه بیداد رسد شماره ۵۲۹ - اطیفه عجب از غمزه نرگست دادند شماره ۵۳۰ - خوشم به هجر تو گر وصل صد حضور آرد شماره ۵۳۱ - صید آن شوخم که هرگه بزم عشرت مینهد شماره ۵۳۲ - سر بجای پای در میخانه میباید نهاد شماره ۵۳۳ - نصیب کوهکن از وصل دوست چون باشد شماره ۵۳۴ - بعد مرگم زاغ چون هر پاره جایی افکند شماره ۵۳۵ - چون گل روی تو را آتش می تاب دهد شماره ۵۳۶ - مرا حیات ابد از لبت هوس باشد شماره ۵۳۷ - شیوه خوبی لیلی همه کس چون داند؟ شماره ۵۳۸ - خط دمید از رخ او کار بلا بالا شد شماره ۵۳۹ - کی بمن وصل چنین غایه مویی برسد شماره ۵۴۰ - چشم صاحب دل نظر چون بر رخ گل میکند شماره ۵۴۱ - هرکه شد سامان طلب پیوسته دردسر کشد شماره ۵۴۲ - عجب که شمع شبی در سرای من سوزد شماره ۵۴۳ - نه آه از جان زار من برآمد شماره ۵۴۴ - زد جامه چاک و سینه صافی چو مه نمود شماره ۵۴۵ - چشم ز ناز یوسفش سوی پدر نمی فتد شماره ۵۴۶ - گر مست تو آهی ز سر درد برآرد شماره ۵۴۷ - گویند شب جمعه مخور می که غم آرد شماره ۵۴۸ - ز آشنایی من کاخرش جدایی بود شماره ۵۴۹ - او که از دیده خونابه چکانم نرود شماره ۵۵۰ - سوی که روم من؟ که دلم سوی تو باشد شماره ۵۵۱ - دلا، ز تخت سلیمان کسی چه یاد دارد شماره ۵۵۲ - بهر جان قصد تو گر بر دل مجروح بود شماره ۵۵۳ - عیسی گذاشت دنیا، قارون اسیر او شد شماره ۵۵۴ - گر نه چاه دقنت عقل زره می فکند شماره ۵۵۵ - هر که آگه ز دل سوخته من باشد شماره ۵۵۶ - بر مرگ رقیبان تو خرم نتوان بود شماره ۵۵۷ - عشق گنجینه اسرار الهی باشد شماره ۵۵۸ - یار برخاست برقص آن قد و قامت نگرید شماره ۵۵۹ - ای تازه گل که بوی خوشت دم ز روح زد شماره ۵۶۰ - آب حیات اگر بسر کوی او رود شماره ۵۶۱ - آن گل چو شمع بر من مدهوش میزند شماره ۵۶۲ - ابر نوروزی چو گل را بر ورق شبنم زند شماره ۵۶۳ - عاشق دلریش را زخم تو مرهم دهد شماره ۵۶۴ - چشمه نوش نوخطان مهر گیابر آورد شماره ۵۶۵ - وجود ما زغمت تا عدم نخواهد شد شماره ۵۶۶ - در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند شماره ۵۶۷ - سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد شماره ۵۶۸ - مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود شماره ۵۶۹ - چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود شماره ۵۷۰ - شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود شماره ۵۷۱ - کس عشوه خونخواری او را نشناسد شماره ۵۷۲ - گر جوش گریه یی دل خامت بر آورد شماره ۵۷۳ - جان هلاک از شوق و یار از دیه ما میرود شماره ۵۷۴ - در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند شماره ۵۷۵ - چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند شماره ۵۷۶ - زلف قلابش ز کف دلها چو ماهی میبرد شماره ۵۷۷ - گرسنه شرح زخمت گوید گنه ندارد شماره ۵۷۸ - فلک که مشعل مهرش زبام میسوزد شماره ۵۷۹ - روی نیاز ما همه دم بر زمین بود شماره ۵۸۰ - کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بود شماره ۵۸۱ - روزی که ماه ابروی آن شوخ کم نمود شماره ۵۸۲ - بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد شماره ۵۸۳ - شام غم دل خستگانرا بی تو جان بر لب رسد شماره ۵۸۴ - از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود شماره ۵۸۵ - امید وصالت فرح جان حزین بود شماره ۵۸۶ - عمرم بآه و ناله و فریاد می رود شماره ۵۸۷ - ایکرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود شماره ۵۸۸ - کی سگت از استخوان من شکار من شود شماره ۵۸۹ - نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد شماره ۵۹۰ - یارم بچوگان باختن چون رو بمیدان مینهد شماره ۵۹۱ - افغان که درد ما بدوا کم نمی شود شماره ۵۹۲ - چو غنچه گرچه لبت مهر بر دهان دارد شماره ۵۹۳ - تا من از مادر نزادم غم کا زاییده شد شماره ۵۹۴ - چراغ چشم دل آن دلربا بر افروزد شماره ۵۹۵ - با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود شماره ۵۹۶ - بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد شماره ۵۹۷ - شانه میخواهم که دم زان کاکل پر خم زند شماره ۵۹۸ - عیب دلم کند آن کز دل خبر ندارد شماره ۵۹۹ - عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد شماره ۶۰۰ - تا یوسفش چاکی چو گل در جیب پیراهن نشد شماره ۶۰۱ - هر که فکر از برق آه عاشق مسکین کند شماره ۶۰۲ - خوش روزگار وصل که ما را دویی نبود شماره ۶۰۳ - خون شد جگر از خنده که آن رشک ملک زد شماره ۶۰۴ - چو نافه تا جگرم غرق خون نخواهد شد شماره ۶۰۵ - بر آستان حرم زاهدی که سر میزد شماره ۶۰۶ - شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد شماره ۶۰۷ - قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد شماره ۶۰۸ - رخت که پیر و جوان را بیک نظر سوزد شماره ۶۰۹ - تا یار ز شوخی بکناری ننشیند شماره ۶۱۰ - گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود شماره ۶۱۱ - منت قتل از رقیبم باز می باید کشید شماره ۶۱۲ - باز از فریب وعده دلم را شکیب داد شماره ۶۱۳ - دل ز جور فلک بجان آمد شماره ۶۱۴ - تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد شماره ۶۱۵ - گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود شماره ۶۱۶ - هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد شماره ۶۱۷ - کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟ شماره ۶۱۸ - مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد شماره ۶۱۹ - گرچه با روی نکو خوی نکو می باید شماره ۶۲۰ - جان به فکر جهان نمی ارزد شماره ۶۲۱ - از تماشای تو کس منع دل ما نکند شماره ۶۲۲ - گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد شماره ۶۲۳ - بی تو چو شمع کرده ام گریه و خنده کار خود شماره ۶۲۴ - جام وصلت بکف کج نظران نتوان دید شماره ۶۲۵ - جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد شماره ۶۲۶ - دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید شماره ۶۲۷ - مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد شماره ۶۲۸ - حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند شماره ۶۲۹ - هر کس که طاق ابروی او سجده گه کند شماره ۶۳۰ - حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد شماره ۶۳۱ - بر شمع فلک حسنت آن لحظه که ناز آرد شماره ۶۳۲ - گرچه اشک من خبر از بیگناهی میدهد شماره ۶۳۳ - در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد شماره ۶۳۴ - مرا دردی است کز درمان کس تسکین نخواهد شد شماره ۶۳۵ - گر کشد گاهی عنان از ناز و میل ما کند شماره ۶۳۶ - به هر ناجنس چون طوطی دل ما کی سخن دارد شماره ۶۳۷ - لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود شماره ۶۳۸ - با من رقیب دون کسی از همدمی نشد شماره ۶۳۹ - ای شاه حسن آنکه ترا تخت و تاج داد شماره ۶۴۰ - چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد شماره ۶۴۱ - گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟ شماره ۶۴۲ - در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود شماره ۶۴۳ - ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد شماره ۶۴۴ - نسیم باد بهارم بهوش می آرد شماره ۶۴۵ - رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد شماره ۶۴۶ - سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند شماره ۶۴۷ - من که بیهوشم از او مست شرابم میکنید شماره ۶۴۸ - من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود شماره ۶۴۹ - گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می رود شماره ۶۵۰ - در خواب گنج وصلت جان خراب ببیند شماره ۶۵۱ - تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد شماره ۶۵۲ - صید دست آموزم و قدرم نمیدانی چه سود شماره ۶۵۳ - غم و فرح بمن می پرست میگذرد شماره ۶۵۴ - کس از فراغ تو عیش و فراغ را چکند شماره ۶۵۵ - نیشکر قامت من آنکه دل من دارد شماره ۶۵۶ - گویند که با غیری وین گرچه یقین باشد شماره ۶۵۷ - مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید شماره ۶۵۸ - با همه شاد و ملول از من بیچاره شود شماره ۶۵۹ - هر که مفلس گشت رسوای خلایق میشود شماره ۶۶۰ - اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید شماره ۶۶۱ - یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد شماره ۶۶۲ - دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید شماره ۶۶۳ - لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد شماره ۶۶۴ - دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد شماره ۶۶۵ - گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند شماره ۶۶۶ - گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد شماره ۶۶۷ - مرا از دوریت تا کی صبوری کار خواهد بود شماره ۶۶۸ - گر دلت آینه صورت مقصود بود شماره ۶۶۹ - سوار من که سرخصم خاک راهت باد شماره ۶۷۰ - دیده گر جای تو ای چشمه خورشید شود شماره ۶۷۱ - از آن در دیده یعقوبش غم یوسف غبار آرد شماره ۶۷۲ - به پیری چو نجوانان تا کیم دل مست می باشد شماره ۶۷۳ - چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد شماره ۶۷۴ - شمع من همنفست گر دگری خواهد بود شماره ۶۷۵ - بسکه عاشق چشم تر بر نامه اش ناخوانده سود شماره ۶۷۶ - شوخی که می نخورده دل خلق خون کند شماره ۶۷۷ - هر کس که بدان سرو قباپوش نشیند شماره ۶۷۸ - ذوق دیدار تو در جان بلاکش باشد شماره ۶۷۹ - چو آتشپاره از در درآمد خانه گلشن شد شماره ۶۸۰ - اگر چه مستی می صد عذاب میآرد شماره ۶۸۱ - آن سبز چو رنگش ز می ناب برآید شماره ۶۸۲ - دفع غم دور از تو میل باده ام چون میشود شماره ۶۸۳ - میرود از برم دگر، تا ببر که میرود؟ شماره ۶۸۴ - نسیم گل دگران را دماغ تازه کند شماره ۶۸۵ - گل بیاد عارضت دل را گشادی میدهد شماره ۶۸۶ - دنیا همه هیچ است و وفا هیچ ندارد شماره ۶۸۷ - زبسکه روزم از آن مه ملال می خیزد شماره ۶۸۸ - گر آه کشم آن سگ کویم بسر آید شماره ۶۸۹ - از خاک رهم عشق بر افلاک برآرد شماره ۶۹۰ - آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود شماره ۶۹۱ - مرا که گبر و مسلمان نظر پرست شناسد شماره ۶۹۲ - سحر چو آه من می پرست میخیزد شماره ۶۹۳ - سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گردد شماره ۶۹۴ - چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد شماره ۶۹۵ - صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود شماره ۶۹۶ - رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد شماره ۶۹۷ - هرچند بیخم میکنی، وصلت گرم خرم کند شماره ۶۹۸ - دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود شماره ۶۹۹ - چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل میکند شماره ۷۰۰ - کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد شماره ۷۰۱ - چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود شماره ۷۰۲ - ناقه لیلی که سر در کوه و هامون میکند شماره ۷۰۳ - خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود شماره ۷۰۴ - بذات حق که مرا تا وجود خواهد بود شماره ۷۰۵ - چار دیوار جهان کز غصه دلها خون کند شماره ۷۰۶ - لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد شماره ۷۰۷ - در لعل لبش چاشنی خنده ببینید شماره ۷۰۸ - یار از سر کوچه چو مه برآمد شماره ۷۰۹ - از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد شماره ۷۱۰ - تا تورا آرزوی همنفسی با من شد شماره ۷۱۱ - فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید شماره ۷۱۲ - نظاره بین که عاشق بیچاره میکند شماره ۷۱۳ - هرچند که گفتم غم دل سود ندارد شماره ۷۱۴ - فکر وصلت کسش خیال مباد شماره ۷۱۵ - صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد شماره ۷۱۶ - ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند شماره ۷۱۷ - آنکه لعلش دم عیسی به کرامت دارد شماره ۷۱۸ - مرا تصور وصلت خیال باطل بود شماره ۷۱۹ - مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد شماره ۷۲۰ - نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد شماره ۷۲۱ - هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد شماره ۷۲۲ - عیسی دم من کز نفسش جان بتن آید شماره ۷۲۳ - زنده میسازد لب او خلق و مارا میکشد شماره ۷۲۴ - آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد شماره ۷۲۵ - خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بود شماره ۷۲۶ - ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند شماره ۷۲۷ - جوش سودای غم دل پایم از جا میبرد شماره ۷۲۸ - عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود شماره ۷۲۹ - هیچ لب تشنه به میخانه سری بر نکند شماره ۷۳۰ - شد سگش یار رقیب و جور با خود میکند شماره ۷۳۱ - گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد شماره ۷۳۲ - هر شمع جمالی که بر افروخته باشد شماره ۷۳۳ - گنجی است عشق کز وی صد جان هلاک گردد شماره ۷۳۴ - صید یوسف صورتان دل از ره معنی کند شماره ۷۳۵ - مشاطه تو جلوه ناز ای پسر بود شماره ۷۳۶ - با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد شماره ۷۳۷ - بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد شماره ۷۳۸ - گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند شماره ۷۳۹ - بیخود شده بودم چو سخن یار بمن کرد شماره ۷۴۰ - مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند شماره ۷۴۱ - کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند شماره ۷۴۲ - مست رفتی و ز شوقت جگرم چاک بماند شماره ۷۴۳ - عاشقان ره بسر گنج الهی دارند شماره ۷۴۴ - وه که این شیرین غزالان بازی ما میدهند شماره ۷۴۵ - گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد شماره ۷۴۶ - نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد شماره ۷۴۷ - چون لاله جهانی بغمت غرقه بخونند شماره ۷۴۸ - سرو من تا چو مه از خانه زین گشت بلند شماره ۷۴۹ - خوبان که فرق تاقدم از جان سرشته اند شماره ۷۵۰ - گر کاکلی بتان بسر خود رها کنند شماره ۷۵۱ - صبوری از غمت ایشوخ بیوفا تاچند شماره ۷۵۲ - خوبان اگرچه در پی دلهای خسته اند شماره ۷۵۳ - روزی که قدسیان گل آدم سرشته اند شماره ۷۵۴ - مرا بکوی تو شوق از در نیاز آورد شماره ۷۵۵ - سرو قدان که دل از عاشق محتاج برند شماره ۷۵۶ - نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند شماره ۷۵۷ - بکوی دوست که از ما پیام خواهد برد؟ شماره ۷۵۸ - جایی که فلک پیش بتان پشت دوتا کرد شماره ۷۵۹ - به مهر او اثرم جز دریغ و درد نماند شماره ۷۶۰ - در جان و دل بیک نگه آن شوخ راه کرد شماره ۷۶۱ - رخ تو داغ کهن تازه از ملاحت کرد شماره ۷۶۲ - سبز لیلی وش من آنکه مرا مجنون کرد شماره ۷۶۳ - دی که آن کان نمک خنده بر این مجنون کرد شماره ۷۶۴ - عاشقان گردم گرم از دل غمناک زنند شماره ۷۶۵ - پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کرد شماره ۷۶۶ - ایمرغ آزاد از قفس پر بر دل افکاران مخند شماره ۷۶۷ - یاران همه مست و خبر از خویش ندارند شماره ۷۶۸ - خوبان سمن چهره ستم خوی نباشند شماره ۷۶۹ - یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد شماره ۷۷۰ - دی نظر دیده بر آن نعل سم توسن کرد شماره ۷۷۱ - هیچم ز گریه قدر برین خاک کو نماند شماره ۷۷۲ - بر من خسته رقیبان چو گذر می آرند شماره ۷۷۳ - داغت خبر ز سوز من دل فکار کرد شماره ۷۷۴ - کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند شماره ۷۷۵ - گرچه ارباب خرد طایفه یی پرهنرند شماره ۷۷۶ - گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند شماره ۷۷۷ - ایشه خوبان که ملک حسنت ارزانی بود شماره ۷۷۸ - دل ز فریب گلرخان بی تو شکیب چون کند شماره ۷۷۹ - خط سبزی که سر از لعل تو برخواهد کرد شماره ۷۸۰ - رخ او را دهان شکر افشانی چنین باید شماره ۷۸۱ - جان آفرین که جان همه عالم آفرید شماره ۷۸۲ - آن نوجوان ز جور پشیمان نمیشود شماره ۷۸۳ - باقد چون نیشکر آن سبز شیرین بنگرید شماره ۷۸۴ - لعل او از خون عاشق می بکام خود کشد شماره ۷۸۵ - چند آن می لب عاشق مخمور به بیند شماره ۷۸۶ - خیال آن لب می جان ناتوان سوزد شماره ۷۸۷ - آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن میشود شماره ۷۸۸ - گذر ز حسن خوش این بت پرست پیر ندارد شماره ۷۸۹ - دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود شماره ۷۹۰ - گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد شماره ۷۹۱ - کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند شماره ۷۹۲ - بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود شماره ۷۹۳ - شب همچو شمع آتش آهم زبانه زد شماره ۷۹۴ - تو یار اگر نشوی بخت یار چون گردد شماره ۷۹۵ - بیا که نرگس ساقی بشارتی دارد شماره ۷۹۶ - دور از تو دل من به که پیغام فرستد شماره ۷۹۷ - حسنت که ذره را مه تابنده میکند شماره ۷۹۸ - کم همنفسی پاکدل و راست زبان بود شماره ۷۹۹ - خم مویش که در کین من بیمار می پیچد شماره ۸۰۰ - کس به هجر تو یار کس نشود شماره ۸۰۱ - خوش آنک مست شوی تا بهانه برخیزد شماره ۸۰۲ - این جوانمردی که پیر میفروشان میکند شماره ۸۰۳ - هرکه را از چشم تر اشکی بدامن میچکد شماره ۸۰۴ - تا کام ماه یکشب از دیدنش برآمد شماره ۸۰۵ - اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد شماره ۸۰۶ - به تاج عشق سر آدمی عزیز بود شماره ۸۰۷ - یارم وداع کرد و ز آغوش میرود شماره ۸۰۸ - کمال صنع الهی در آن جمال بود شماره ۸۰۹ - گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بود شماره ۸۱۰ - ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رود شماره ۸۱۱ - شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد شماره ۸۱۲ - سرم فدای رهی باد کان سوار آید شماره ۸۱۳ - عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد شماره ۸۱۴ - اجل درآمد و بخت از درم نمیآید شماره ۸۱۵ - سرشک شادی وصل از چه جانگداز آمد شماره ۸۱۶ - از بتان دل برکنم گویم مسلمان دگر شماره ۸۱۷ - بچه مهر و چه وفا با تو نشینم دگر شماره ۸۱۸ - چند بود دمبدم چشم تو خونریز تر شماره ۸۱۹ - ای بزیبایی و دلجویی ز خوبان خوبتر شماره ۸۲۰ - ساقیا مستم لب خود از لب من دور دار شماره ۸۲۱ - شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر شماره ۸۲۲ - توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر شماره ۸۲۳ - پایه معراج جان خواهی ز دنیا درگذر شماره ۸۲۴ - سوز دلم باتو گفت حرف نهانی دگر شماره ۸۲۵ - سنبل بگشا بر گل و سروت به خرام آر شماره ۸۲۶ - یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیر شماره ۸۲۷ - بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر شماره ۸۲۸ - ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر شماره ۸۲۹ - از بهر قتل عاشق دلخسته چشم یار شماره ۸۳۰ - هزار شکر که عالم بکام ماست دگر شماره ۸۳۱ - بیا ای باد و چون مور ضعیفم سوی جانان بر شماره ۸۳۲ - مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور شماره ۸۳۳ - ای ز خورشید رخت هر ساعتم سوزی دگر شماره ۸۳۴ - ای همچو گل شکفته و از گل شکفته تر شماره ۸۳۵ - فصل گل نوروز شد دارد جهان حالی دگر شماره ۸۳۶ - بسنگی دوستان را یاد میدار شماره ۸۳۷ - کاکل شکست و شد گره کار بسته تر شماره ۸۳۸ - پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر شماره ۸۳۹ - معلم، آن گل نورا بخار و خس مگذرا شماره ۸۴۰ - ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر شماره ۸۴۱ - در دل آمد یار و گشت از دیده غمدیده دور شماره ۸۴۲ - یک جرعه به خاکم فکن و خاک بجوش آر شماره ۸۴۳ - جان رفت و دل مقید صد غم بود هنوز شماره ۸۴۴ - ای باد مکش برقع جانان مرا باز شماره ۸۴۵ - از تیر تو در خاک طپد مرغ هوا باز شماره ۸۴۶ - مهی که چشم امیدم بسوی اوست هنوز شماره ۸۴۷ - هجران گذشت و نوبت دیدن رسید باز شماره ۸۴۸ - هرچند که چون شمع مرا سوخته یی باز شماره ۸۴۹ - المنه لله که دگر مرغ خوش آواز شماره ۸۵۰ - ای برق محبت که ره من زده یی باز شماره ۸۵۱ - گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز شماره ۸۵۲ - جان رفت و دل ز عشق پریشان بود هنوز شماره ۸۵۳ - عیسی دم من وقت سماع طرب انگیز شماره ۸۵۴ - گل من مگو که لب را بکسی گشاد هرگز شماره ۸۵۵ - شکر خدا که چشم تو بر ما فتاد باز شماره ۸۵۶ - در عین عتاب از بر ما میگذری باز شماره ۸۵۷ - دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز شماره ۸۵۸ - ساغر زده و شمع قد افراخته یی باز شماره ۸۵۹ - فریاد که یار میرود باز شماره ۸۶۰ - سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز شماره ۸۶۱ - سرم بریدی و مهر تو در دل است هنوز شماره ۸۶۲ - از بیم غصه شب و خوف ملال روز شماره ۸۶۳ - اشارت تو بجان دادنم بشارت بس شماره ۸۶۴ - هرگز گلی نچید دل من ز باغ کس شماره ۸۶۵ - حال من دور از آن جمال مپرس شماره ۸۶۶ - نوازش تو قیامی ز سرو قامت بس شماره ۸۶۷ - نظر بنرگس او کن ز خشم و ناز مپرس شماره ۸۶۸ - تا غرق بحر خون نشوی از جفای کس شماره ۸۶۹ - گو جام جم مباش، سفال شراب بس شماره ۸۷۰ - گدای دل شو و فارغ ز پادشاهی باش شماره ۸۷۱ - مستم و در جوش می بینم دل مجنون خویش شماره ۸۷۲ - غم پریشان سازم از مستی چو زلف پرخمش شماره ۸۷۳ - مرو از دیده چو برق و بمن زار ببخش شماره ۸۷۴ - چو مه بمهر فلک شهره در جهان کم باش شماره ۸۷۵ - آن پریرو هرکه خواهد دست دل در گردنش شماره ۸۷۶ - ای دل گه وصلش بجوار دگران باش شماره ۸۷۷ - چون کعبه هرانکس که نشد شاد بکویش شماره ۸۷۸ - امشب که چراغ نظری چرب زبان باش شماره ۸۷۹ - در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش شماره ۸۸۰ - دلا چو باز گریزان ز وصل مردم باش شماره ۸۸۱ - گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش شماره ۸۸۲ - ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویش شماره ۸۸۳ - من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش شماره ۸۸۴ - یار باید بر سر ما سایه گستر بودنش شماره ۸۸۵ - کشته ام خار ملامت همه پیرامن خویش شماره ۸۸۶ - بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباش شماره ۸۸۷ - از یار مکن ناله و لب بسته ز غم باش شماره ۸۸۸ - چون بخیال آیدم سرو قباپوش خویش شماره ۸۸۹ - کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش شماره ۸۹۰ - نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش شماره ۸۹۱ - عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباش شماره ۸۹۲ - تا تو زیر پوست همچون گرگی ای پشمینه پوش شماره ۸۹۳ - میرم بدان تغافل و پروا نکردنش شماره ۸۹۴ - از ضعف اگر در آینه بینم جمال خویش شماره ۸۹۵ - مگسل ز یار و بر سر عهد نخست باش شماره ۸۹۶ - من آب خضر جویم بهر سگان کویش شماره ۸۹۷ - هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش شماره ۸۹۸ - نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش شماره ۸۹۹ - بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش شماره ۹۰۰ - چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش شماره ۹۰۱ - از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش شماره ۹۰۲ - تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش شماره ۹۰۳ - ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش شماره ۹۰۴ - کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش شماره ۹۰۵ - چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش شماره ۹۰۶ - ای اجل مهلت من ده که ببوسم دامنش شماره ۹۰۷ - نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش شماره ۹۰۸ - در غمت گر جان غم پرور نباشد گو مباش شماره ۹۰۹ - هرکه شد سویش چو سایه در قفا می افتمش شماره ۹۱۰ - نقش پای او که محراب دعا می یابمش شماره ۹۱۱ - چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش شماره ۹۱۲ - صد تلخ دهان می‌گزد از غصه لب خویش شماره ۹۱۳ - چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش شماره ۹۱۴ - عیش اگر خواهی سگ خوبان مردم زاده باش شماره ۹۱۵ - خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش شماره ۹۱۶ - نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش شماره ۹۱۷ - چون در کعبه به تقلید گرفتار مباش شماره ۹۱۸ - خوش آن ساعت که آن ساقی نشاننم پیش خود مستش شماره ۹۱۹ - گر فراغت طلبی همنفس رندان باش شماره ۹۲۰ - روشنی بخش دلم شد تن غم پرور خویش شماره ۹۲۱ - بر مست خود به پیری و عمر تبه ببخش شماره ۹۲۲ - گر تشنه آب خضری از سر اخلاص شماره ۹۲۳ - عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع شماره ۹۲۴ - ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغ شماره ۹۲۵ - چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف شماره ۹۲۶ - مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق شماره ۹۲۷ - ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق شماره ۹۲۸ - یار مستغنی و ما مستغرق دریای عشق شماره ۹۲۹ - با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق شماره ۹۳۰ - ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق شماره ۹۳۱ - عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق شماره ۹۳۲ - من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک شماره ۹۳۳ - میزدی تیری به غیر و بر جگر خوردم زرشک شماره ۹۳۴ - گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ شماره ۹۳۵ - با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل شماره ۹۳۶ - پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال شماره ۹۳۷ - صد بار اگر از جور توام خون رود از دل شماره ۹۳۸ - هر چند من سگ توام ای مشگبو غزال شماره ۹۳۹ - چون لاله از داغ درون دارم دهان بر دود دل شماره ۹۴۰ - عاشق که برفروخت چراغت ز داغ دل شماره ۹۴۱ - بزخم تیر تو جان رفت و خاک تن شد گل شماره ۹۴۲ - ز خشم و ناز تو صد شوق شد فزون در دل شماره ۹۴۳ - ما تا حدیث سبز خطان گوش کرده ایم شماره ۹۴۴ - عاشق منم که با چو تو خونخواره یی خوشم شماره ۹۴۵ - چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم شماره ۹۴۶ - ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم شماره ۹۴۷ - درعشق گنهکارم اگر خاک نگردم شماره ۹۴۸ - چون مرغ نیم بسمل چندانکه می طپیدم شماره ۹۴۹ - سجده بردم به درش دوش چو تنها گشتم شماره ۹۵۰ - گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم شماره ۹۵۱ - ما فیض دل و فیض الهی همه داریم شماره ۹۵۲ - ما تحمل بر جفاهای تو ای گل میکنیم شماره ۹۵۳ - ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم شماره ۹۵۴ - با هرگل نورسته که برخاست نشستیم شماره ۹۵۵ - غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم شماره ۹۵۶ - ما از ازل بعشق تو دیوانه زاده ایم شماره ۹۵۷ - عالمی گر خون خورند از عشق ماهم میخوریم شماره ۹۵۸ - من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم شماره ۹۵۹ - اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم شماره ۹۶۰ - داند دل تو راز من وزان تو من هم شماره ۹۶۱ - رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم شماره ۹۶۲ - ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم شماره ۹۶۳ - دیوانه عشق توام مجنون مادرزاد هم شماره ۹۶۴ - در صحبت کس جام فراغی نکشیدیم شماره ۹۶۵ - از داغ می اگرچه در آتش چو لاله ام شماره ۹۶۶ - خوش آنکه مست بروی تو دیده باز کنم شماره ۹۶۷ - برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم شماره ۹۶۸ - نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم شماره ۹۶۹ - من خسته ایفلک کی دمی از تو شا گشتم شماره ۹۷۰ - آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم شماره ۹۷۱ - چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم شماره ۹۷۲ - از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم شماره ۹۷۳ - ماییم که در دیر خرابات مقیمیم شماره ۹۷۴ - من سوخته خال و خط سیمبرانم شماره ۹۷۵ - نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم شماره ۹۷۶ - تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم شماره ۹۷۷ - چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم شماره ۹۷۸ - شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم شماره ۹۷۹ - چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم شماره ۹۸۰ - آنم که دل به عالم پُر غم نمی‌دهم شماره ۹۸۱ - تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم شماره ۹۸۲ - گنجی چو تو در سینه بکونین چکارم؟ شماره ۹۸۳ - تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم شماره ۹۸۴ - ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم شماره ۹۸۵ - کنون که جامه چو من میدری که سر مستم شماره ۹۸۶ - نیستم طاقت که آه داد خواهی بشنوم شماره ۹۸۷ - دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتم شماره ۹۸۸ - می ده که بی غبار غمی از جهان روم شماره ۹۸۹ - یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم شماره ۹۹۰ - تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم شماره ۹۹۱ - چندان بر آستان خرابات سر نهم شماره ۹۹۲ - هر چند که خود دل ببلای تو سپردم شماره ۹۹۳ - خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم شماره ۹۹۴ - چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم شماره ۹۹۵ - من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم شماره ۹۹۶ - تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم شماره ۹۹۷ - دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم شماره ۹۹۸ - من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم شماره ۹۹۹ - دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم شماره ۱۰۰۰ - تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم شماره ۱۰۰۱ - عمریست که من خاک ره درد کشانم شماره ۱۰۰۲ - عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام شماره ۱۰۰۳ - خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم شماره ۱۰۰۴ - دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم شماره ۱۰۰۵ - بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم شماره ۱۰۰۶ - ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم شماره ۱۰۰۷ - در سجود آستانت از سفر باز آمدیم شماره ۱۰۰۸ - سنگ جفا بقصد دل زار خسته ام شماره ۱۰۰۹ - با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم شماره ۱۰۱۰ - هر چند از وصالت ای آفتاب دورم شماره ۱۰۱۱ - ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم شماره ۱۰۱۲ - ظن مبر کز دود دل پیشت شکایت میکنم شماره ۱۰۱۳ - نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم شماره ۱۰۱۴ - منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم شماره ۱۰۱۵ - پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم شماره ۱۰۱۶ - تو عیش کن بفراغت که من سپند توام شماره ۱۰۱۷ - سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم شماره ۱۰۱۸ - سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم شماره ۱۰۱۹ - سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم شماره ۱۰۲۰ - ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم شماره ۱۰۲۱ - حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم شماره ۱۰۲۲ - هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم شماره ۱۰۲۳ - پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام شماره ۱۰۲۴ - ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم شماره ۱۰۲۵ - عمریست کز عشق بتان این شور و مستی میکنم شماره ۱۰۲۶ - چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم شماره ۱۰۲۷ - سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم شماره ۱۰۲۸ - از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم شماره ۱۰۲۹ - سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم شماره ۱۰۳۰ - بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم شماره ۱۰۳۱ - کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام شماره ۱۰۳۲ - پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم شماره ۱۰۳۳ - غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم شماره ۱۰۳۴ - چند از هوس آن لب چون قند بسوزم شماره ۱۰۳۵ - سخن نگفته به هم جنگ و ماجرا داریم شماره ۱۰۳۶ - تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم شماره ۱۰۳۷ - منعت از همنفسان چند بصد پند کنم شماره ۱۰۳۸ - با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم شماره ۱۰۳۹ - ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم شماره ۱۰۴۰ - هست کحل بصر از خاک ره او هوسم شماره ۱۰۴۱ - جان نذر کرده ام که بپایت فدا کنم شماره ۱۰۴۲ - دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم شماره ۱۰۴۳ - چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم شماره ۱۰۴۴ - دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام شماره ۱۰۴۵ - طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم شماره ۱۰۴۶ - شب وعده داد مست و بره دیده دوختم شماره ۱۰۴۷ - شدم بازیچه طفلان که در هرجا که بنشینم شماره ۱۰۴۸ - روز آخر کز جهان با دیده گریان روم شماره ۱۰۴۹ - من که چون لاله ز داغ تو بر افروخته ام شماره ۱۰۵۰ - ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم شماره ۱۰۵۱ - اسیر در دم و یک همنفس نمی بینم شماره ۱۰۵۲ - آنعید مشتاقان که من قربان او صد جان کنم شماره ۱۰۵۳ - از جور چه دل ملول دارم شماره ۱۰۵۴ - مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیم شماره ۱۰۵۵ - گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیم شماره ۱۰۵۶ - از بسکه می وصلت بیرون رود از دستم شماره ۱۰۵۷ - دل چو کوه از حسرت لعل تو خونشد چونکم شماره ۱۰۵۸ - من کز غمت ز دیده می لاله گون خورم شماره ۱۰۵۹ - دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم شماره ۱۰۶۰ - توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم شماره ۱۰۶۱ - شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم شماره ۱۰۶۲ - ما از صفای سینه چو آیینه همیم شماره ۱۰۶۳ - چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم شماره ۱۰۶۴ - گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم شماره ۱۰۶۵ - کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم شماره ۱۰۶۶ - تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم شماره ۱۰۶۷ - روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم شماره ۱۰۶۸ - من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم شماره ۱۰۶۹ - نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم شماره ۱۰۷۰ - تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم شماره ۱۰۷۱ - حدیث سوز دل چونشمع از آنمعنی گران دارم شماره ۱۰۷۲ - همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم شماره ۱۰۷۳ - چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم شماره ۱۰۷۴ - ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم شماره ۱۰۷۵ - با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم شماره ۱۰۷۶ - عاشق مستم و محنت زده از بار دلم شماره ۱۰۷۷ - گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام شماره ۱۰۷۸ - از جهان فردم همین در بند رخسار توام شماره ۱۰۷۹ - من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم شماره ۱۰۸۰ - تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم شماره ۱۰۸۱ - ما جان ز شوق وصل تو صد باره داده ایم شماره ۱۰۸۲ - مست آنم که ز دستت قدحی نوش کنم شماره ۱۰۸۳ - ما سایه صفت سوخته وصل تو ماهیم شماره ۱۰۸۴ - شور ستمت چند کند دور ز خویشم شماره ۱۰۸۵ - دمی که همنفسان گرم گفتگو بینم شماره ۱۰۸۶ - تشنه درد توام وز پی درمان نروم شماره ۱۰۸۷ - ز اشک همچو شفق بیتو غرق خون شده ام شماره ۱۰۸۸ - غم چون تو آفتابی ز جهان پسند دارم شماره ۱۰۸۹ - چو چاره از غم خونخواره نمییابم شماره ۱۰۹۰ - من از اول ترا خورشید عالم سوز میدیدم شماره ۱۰۹۱ - می بده کز غم دنیا دمی آسوده شویم شماره ۱۰۹۲ - تا یافته ام وصل تو در کینه خویشم شماره ۱۰۹۳ - مه من که هرگز گزندت نه بینم شماره ۱۰۹۴ - ز خونم سیر کی گردد که با لعلش نظر دارم شماره ۱۰۹۵ - هرچند که از یار جز آزار ندیدم شماره ۱۰۹۶ - من از صفای درون گر ز خود برون آیم شماره ۱۰۹۷ - در چاره مرهم بدل پاره بماندم شماره ۱۰۹۸ - من سوخته داغ درون پرور عشقم شماره ۱۰۹۹ - ساقی بیا که دست ارادت بهم دهیم شماره ۱۱۰۰ - از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم شماره ۱۱۰۱ - همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام شماره ۱۱۰۲ - در کمال است جمال تو که ما می طلبیم شماره ۱۱۰۳ - مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم شماره ۱۱۰۴ - گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم شماره ۱۱۰۵ - خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم شماره ۱۱۰۶ - نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم شماره ۱۱۰۷ - مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم شماره ۱۱۰۸ - زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم شماره ۱۱۰۹ - ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم شماره ۱۱۱۰ - ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم شماره ۱۱۱۱ - پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم شماره ۱۱۱۲ - ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم شماره ۱۱۱۳ - چند این دل سودازده را پند بگویم شماره ۱۱۱۴ - بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیم شماره ۱۱۱۵ - ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم شماره ۱۱۱۶ - خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم شماره ۱۱۱۷ - اگر تو دور کنی از درم صبور شوم شماره ۱۱۱۸ - شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم شماره ۱۱۱۹ - دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم شماره ۱۱۲۰ - خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم شماره ۱۱۲۱ - چو یار رخت سفر بست من چکار کنم شماره ۱۱۲۲ - آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم شماره ۱۱۲۳ - بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم شماره ۱۱۲۴ - یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم شماره ۱۱۲۵ - رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم شماره ۱۱۲۶ - سگ توییم و بر آن در شکسته حال خوشیم شماره ۱۱۲۷ - از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریم شماره ۱۱۲۸ - ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم شماره ۱۱۲۹ - من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم شماره ۱۱۳۰ - ما پیش تیغ سربارادت نهاده ایم شماره ۱۱۳۱ - چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم شماره ۱۱۳۲ - بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن شماره ۱۱۳۳ - اگرچه رسم بود دل بدلستان دادن شماره ۱۱۳۴ - ایکه دین و دلم ایثار تو خواهد بودن شماره ۱۱۳۵ - ایکه میسوزد رخت دلها بداغ خویشتن شماره ۱۱۳۶ - ما خود بریده ایم دل از کار خویشتن شماره ۱۱۳۷ - شبی در آ ز در ایشمع و خانه روشن کن شماره ۱۱۳۸ - پرسشی کن ایطبیب و جان ما را شاد کن شماره ۱۱۳۹ - چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن شماره ۱۱۴۰ - ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان شماره ۱۱۴۱ - قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین شماره ۱۱۴۲ - دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن شماره ۱۱۴۳ - چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این شماره ۱۱۴۴ - میخواست شب که داغ نهد دلستان من شماره ۱۱۴۵ - خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن شماره ۱۱۴۶ - گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن شماره ۱۱۴۷ - آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین شماره ۱۱۴۸ - شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن شماره ۱۱۴۹ - گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من شماره ۱۱۵۰ - گر با تو نیم دولتم ایشوخ بس است این شماره ۱۱۵۱ - زخم پنهان بردل عاشق تو میدانی زدن شماره ۱۱۵۲ - وه که بازار کف عنان دل برون خواهد شدن شماره ۱۱۵۳ - هرکه زنجیرش نهد مشکین کمندی ایچنین شماره ۱۱۵۴ - گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن شماره ۱۱۵۵ - چنان گردد خیالش چشم اشکبار من شماره ۱۱۵۶ - ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من شماره ۱۱۵۷ - نشاید با لبت غیری چو طوطی همنفس دیدن شماره ۱۱۵۸ - نظاره تو به هر دیده کی توان کردن شماره ۱۱۵۹ - ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من شماره ۱۱۶۰ - اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن شماره ۱۱۶۱ - گر بوسه دهی زان لب خندان کهه دهم جان شماره ۱۱۶۲ - دارد رقیب بهر تو چشم حسد بمن شماره ۱۱۶۳ - ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان شماره ۱۱۶۴ - خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن شماره ۱۱۶۵ - تو که پیش بیغمانی چو گل از نشاط خندان شماره ۱۱۶۶ - میمیرم و خار غمت از جان نمیآید برون شماره ۱۱۶۷ - موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن شماره ۱۱۶۸ - در دلم از تو گره به که گشاد از دگران شماره ۱۱۶۹ - آشفته ام از هجر و تو آشفته تر از من شماره ۱۱۷۰ - ای سنبل زلف سیهت چین همه بر چین شماره ۱۱۷۱ - بآرزوی تو خوشحال میتوان بودن شماره ۱۱۷۲ - او در دل و چون باد صبا در بدرم من شماره ۱۱۷۳ - دل شکستند بسنگین دلیم سیمتنان شماره ۱۱۷۴ - ساقی قدح پر از می چون سلسبیل کن شماره ۱۱۷۵ - سگ این درم بسنگی دل من صبور میکن شماره ۱۱۷۶ - دل که جای تست چون سازیم جای دیگران شماره ۱۱۷۷ - ایشوخ پر کرشمه کم التفات من شماره ۱۱۷۸ - کام دلم از وصل بیک سجده روا کن شماره ۱۱۷۹ - از در کعبه نه تو گفتی که شوم کشته بپایش شماره ۱۱۸۰ - لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان شماره ۱۱۸۱ - شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین شماره ۱۱۸۲ - خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان شماره ۱۱۸۳ - سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان شماره ۱۱۸۴ - گر با من مستی حذر از بیهده گو کن شماره ۱۱۸۵ - بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان شماره ۱۱۸۶ - وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن شماره ۱۱۸۷ - در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن شماره ۱۱۸۸ - مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن شماره ۱۱۸۹ - آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین شماره ۱۱۹۰ - باده مینوش و بدین مشغله میگذران شماره ۱۱۹۱ - من زار و دل غمزده هم زار تر از من شماره ۱۱۹۲ - ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن شماره ۱۱۹۳ - سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن شماره ۱۱۹۴ - درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان شماره ۱۱۹۵ - من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن شماره ۱۱۹۶ - نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من شماره ۱۱۹۷ - به اعتقاد وفا بر کس اعتماد مکن شماره ۱۱۹۸ - کی مدعی نهد سر در سجده نکویان شماره ۱۱۹۹ - بیا ایعشق جانسوز آتشم در جان محزون زن شماره ۱۲۰۰ - تن را بسوز و جانرا با دوست همنشین کن شماره ۱۲۰۱ - خون شد ز بخت بد جگر لخت لخت من شماره ۱۲۰۲ - مجنون منم در عهد تو لیلی تو در دوران من شماره ۱۲۰۳ - گرچه از داغ تو سوزد دل بیحاصل من شماره ۱۲۰۴ - ز بهر جان نتوانم نظر برید از تو شماره ۱۲۰۵ - پای سگی که دیده ام شب به در سرای او شماره ۱۲۰۶ - تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او شماره ۱۲۰۷ - ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو شماره ۱۲۰۸ - هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو شماره ۱۲۰۹ - ای خلق جهانی همه مست طرب از تو شماره ۱۲۱۰ - خورشیدوار هرکه دلش سوخت داغ او شماره ۱۲۱۱ - مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو شماره ۱۲۱۲ - سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو شماره ۱۲۱۳ - از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی تو شماره ۱۲۱۴ - صیدم نکرد غنچه لبی جز به گفتگو شماره ۱۲۱۵ - غم نیست کز زهر بلا تلخی کشد مسکین تو شماره ۱۲۱۶ - نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو شماره ۱۲۱۷ - دلش رمیده شد آهو ز چین کاکل او شماره ۱۲۱۸ - همچو رخسار تو در عالم گلی بیخار کو شماره ۱۲۱۹ - گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از او شماره ۱۲۲۰ - بسوخت جان مرا اشتیاق خدمت تو شماره ۱۲۲۱ - ای دلم چون پسته از شور نمک بریان تو شماره ۱۲۲۲ - هرگز دلم ملول نگشت از جفای او شماره ۱۲۲۳ - از کفر و دین بری شده ام از برای تو شماره ۱۲۲۴ - بنمای آتشین رخ و مست شراب شو شماره ۱۲۲۵ - بوفای او که گرم کشد نکنم فغان ز جفای او شماره ۱۲۲۶ - تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو شماره ۱۲۲۷ - تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو شماره ۱۲۲۸ - سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو شماره ۱۲۲۹ - آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو شماره ۱۲۳۰ - بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او شماره ۱۲۳۱ - پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو شماره ۱۲۳۲ - مشتی مگسانیم سپند شکر تو شماره ۱۲۳۳ - قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو شماره ۱۲۳۴ - بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازو شماره ۱۲۳۵ - بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او شماره ۱۲۳۶ - دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو شماره ۱۲۳۷ - هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او شماره ۱۲۳۸ - ای مرا داغی به دل از لعل آتش رنگ تو شماره ۱۲۳۹ - مارا همین جواب سلام است کام ازو شماره ۱۲۴۰ - من بنده صبا که دهد عرض رای تو شماره ۱۲۴۱ - ماییم دل و دین بسر کار تو کرده شماره ۱۲۴۲ - زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده شماره ۱۲۴۳ - مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده شماره ۱۲۴۴ - خوش حالتی است پیش تو از می خوشان شده شماره ۱۲۴۵ - خوش آنکه بودمه من زباده مست شده شماره ۱۲۴۶ - چون شمع دل از داغ تو افروختنش به شماره ۱۲۴۷ - اگر چه عشق نکویان جراحتست همه شماره ۱۲۴۸ - تو ببزم عیش و نبود ره من در آن میانه شماره ۱۲۴۹ - خبرم شدست کانمه هوس شراب کرده شماره ۱۲۵۰ - رسید مست من از می برخ گل افکنده شماره ۱۲۵۱ - ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه شماره ۱۲۵۲ - تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده شماره ۱۲۵۳ - آتش آهم نهال وادی ایمن شده شماره ۱۲۵۴ - گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده شماره ۱۲۵۵ - کی دل بیدردی از داغ گزندی سوخته شماره ۱۲۵۶ - نه دیده مثل تو دیده نه کس نشان داده شماره ۱۲۵۷ - ساقیا، باده بدین مست دل افتاده مده شماره ۱۲۵۸ - جدایی از درت جانا بزهر آلوده تیرم به شماره ۱۲۵۹ - سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده شماره ۱۲۶۰ - تا ساقی گلهذار رفته شماره ۱۲۶۱ - زلف سیه شانه کن جام مدامی بده شماره ۱۲۶۲ - ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده شماره ۱۲۶۳ - نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده شماره ۱۲۶۴ - ای با سگت فرشته دم از بندگی زده شماره ۱۲۶۵ - بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده شماره ۱۲۶۶ - بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده شماره ۱۲۶۷ - مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده شماره ۱۲۶۸ - بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده شماره ۱۲۶۹ - در حسرت تو مردن ما از حیات به شماره ۱۲۷۰ - پیش تو هر که هست چو صورت خموش به شماره ۱۲۷۱ - از خواب جامه چاک و پریشان برآمده شماره ۱۲۷۲ - ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده شماره ۱۲۷۳ - روی نیاز بر ره آنسرو ناز به شماره ۱۲۷۴ - دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه شماره ۱۲۷۵ - دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده شماره ۱۲۷۶ - خطت که لب لعل شکر خای گرفته شماره ۱۲۷۷ - بیا و درد هجران را دوا ده شماره ۱۲۷۸ - آدم و گندم، من و خال لب جانانه یی شماره ۱۲۷۹ - عالم چو آفتاب پر از نور کرده یی شماره ۱۲۸۰ - من کیم خسته دلی حال دگرگون شده یی شماره ۱۲۸۱ - در چمن با کف رنگین قدح ای گل زده یی شماره ۱۲۸۲ - هان ای خضر که آب بقانوش کرده یی شماره ۱۲۸۳ - در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده یی شماره ۱۲۸۴ - عالمی را تو بشوخی دل و جان سوخته یی شماره ۱۲۸۵ - نیست از همت خود با دو جهانم کاری شماره ۱۲۸۶ - چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی شماره ۱۲۸۷ - بقدر درد اگرم قوت سخن بودی شماره ۱۲۸۸ - بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی شماره ۱۲۸۹ - چو ساقی گر بجامم دست بودی شماره ۱۲۹۰ - چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگویی شماره ۱۲۹۱ - دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی شماره ۱۲۹۲ - رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی شماره ۱۲۹۳ - با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی شماره ۱۲۹۴ - کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی شماره ۱۲۹۵ - خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی شماره ۱۲۹۶ - با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی شماره ۱۲۹۷ - این چه رفتارست کایشمشاد قامت میکنی شماره ۱۲۹۸ - تا کی ای رشگ پری عالمی از غم بکشی شماره ۱۲۹۹ - شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی شماره ۱۳۰۰ - چون بود روز جزایی مکن آزار کسی شماره ۱۳۰۱ - چه جور بود که باز ایفلک بمن کردی شماره ۱۳۰۲ - تا چند ز من گوشه ابروی بتابی شماره ۱۳۰۳ - تا دست بر اسباب سلامت نفشانی شماره ۱۳۰۴ - آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی شماره ۱۳۰۵ - از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی شماره ۱۳۰۶ - وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی شماره ۱۳۰۷ - دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی شماره ۱۳۰۸ - به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری شماره ۱۳۰۹ - چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری شماره ۱۳۱۰ - ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی شماره ۱۳۱۱ - منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی شماره ۱۳۱۲ - با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی شماره ۱۳۱۳ - خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی شماره ۱۳۱۴ - ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری شماره ۱۳۱۵ - بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی شماره ۱۳۱۶ - بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی شماره ۱۳۱۷ - بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی شماره ۱۳۱۸ - اول ز عاشقان بوفا یاد میکنی شماره ۱۳۱۹ - هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی شماره ۱۳۲۰ - از من خبر ای پسر نداری شماره ۱۳۲۱ - گر کشد خاطر حزین باری شماره ۱۳۲۲ - از آن به جور دل مبتلای من داری شماره ۱۳۲۳ - مرید ما شو ایشیخ اگر باما دمی باشی شماره ۱۳۲۴ - چند از بتان فریفته آب و گل شوی شماره ۱۳۲۵ - دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی شماره ۱۳۲۶ - از رشگ رخت گر دل گل درد نکردی شماره ۱۳۲۷ - گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی شماره ۱۳۲۸ - ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی شماره ۱۳۲۹ - دل شکست آن مه مرا در آرزوی ناوکی شماره ۱۳۳۰ - ای یوسف عزیز چه از ما نهان شوی شماره ۱۳۳۱ - ما بنده حسنیم و گرفتار نگاهی شماره ۱۳۳۲ - بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری شماره ۱۳۳۳ - کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی شماره ۱۳۳۴ - در کوره غم تا نخورم سوزش و تابی شماره ۱۳۳۵ - کاشکی ز اول بمن این کینه داری داشتی شماره ۱۳۳۶ - عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی شماره ۱۳۳۷ - بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری شماره ۱۳۳۸ - دگرم ز چشم گریان بهزار دلستانی شماره ۱۳۳۹ - خواهم شبی بیایی و مهمان من شوی شماره ۱۳۴۰ - مارا کشی و زنده جاوید میکنی شماره ۱۳۴۱ - من لایق آن نیستم تا یار همرازم کنی شماره ۱۳۴۲ - میان خلق میخواهم که توسن بر سرم تازی شماره ۱۳۴۳ - ایعاشق بی دیده که در عیب منستی شماره ۱۳۴۴ - اگرچه چشم منی همنشین اغیاری شماره ۱۳۴۵ - ایکه بر عاشق نگاه از لطف و احسان میکنی شماره ۱۳۴۶ - غیرتم در دیده ها چون باد اگر ره داشتی شماره ۱۳۴۷ - کعبه گر میطلبی سعی کن آرام مجوی شماره ۱۳۴۸ - نظر ز آن نوغزال ایدل به بیداری تو میپوشی شماره ۱۳۴۹ - ز هستی تا نشان داری نشان تیر غم باشی شماره ۱۳۵۰ - گر چو شمعم بکشی زنده بیک خنده کنی شماره ۱۳۵۱ - گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری شماره ۱۳۵۲ - بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی شماره ۱۳۵۳ - خوشیم با ستم و محنتی که میخواهی شماره ۱۳۵۴ - تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی شماره ۱۳۵۵ - ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی شماره ۱۳۵۶ - صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی شماره ۱۳۵۷ - گر بغم شادی ز عشقش شادمانیها کنی شماره ۱۳۵۸ - ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی شماره ۱۳۵۹ - کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی شماره ۱۳۶۰ - با همهلطف و با منت اینهمه ناز و سرکش شماره ۱۳۶۱ - ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری شماره ۱۳۶۲ - می خور که در سرای جهان نیست محکمی شماره ۱۳۶۳ - گر بود یوسفش گرانجانی شماره ۱۳۶۴ - از خون دیدها شد کوی تو لاله زاری شماره ۱۳۶۵ - ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی شماره ۱۳۶۶ - باز دل میبردم عشوه سرو نازی شماره ۱۳۶۷ - ایسرو اگر این سوخته را دست بدادی شماره ۱۳۶۸ - دلا، با شمع خویشت در نگیرد گریه و زاری شماره ۱۳۶۹ - مستی و غم از طعن بداندیش نداری شماره ۱۳۷۰ - نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی شماره ۱۳۷۱ - صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی شماره ۱۳۷۲ - ایگل که غم عاشق مدهوش نداری شماره ۱۳۷۳ - رفتی و چراغ ستم افروخته کردی شماره ۱۳۷۴ - گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی شماره ۱۳۷۵ - دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی شماره ۱۳۷۶ - از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی شماره ۱۳۷۷ - دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی شماره ۱۳۷۸ - تو گر به خاک شهیدان گذار باز آری شماره ۱۳۷۹ - ای که در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی شماره ۱۳۸۰ - سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی شماره ۱۳۸۱ - سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی شماره ۱۳۸۲ - پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی شماره ۱۳۸۳ - سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی شماره ۱۳۸۴ - گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی شماره ۱۳۸۵ - چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی شماره ۱۳۸۶ - همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی شماره ۱۳۸۷ - اگرچه چشم منی همنشین اغیاری شماره ۱۳۸۸ - گر به بتخانه درآیی و موافق باشی شماره ۱۳۸۹ - بیا که میکشدم درد ارزومندی شماره ۱۳۹۰ - چو به تیغ کین ز خشمم بسر رکاب آیی شماره ۱۳۹۱ - خورشید صفت با همه کس مهر نمایی شماره ۱۳۹۲ - بناوکی که مرا رخنه در درون کردی شماره ۱۳۹۳ - باشد ایدل همدمان دوست یار خود کنی