هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و درد هجران مینالد و بیان میکند که عشق او بیپاسخ مانده و تنها مدعیان از دردهای کوچک شکوه میکنند. در نهایت، شاعر از زندگی بدون معشوق بیزار شده و آرزوی مرگ میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و درد هجران است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیزاری از زندگی نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شماره ۴۶۷ - باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد ۱
صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد
مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد ۲
در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت
گرچه چندین گل فروشی گل درین بازار کرد ۳
دور ازان لبها نمی خواهم حیات و زندگی
زانکه هجر او مرا از زندگی بیزار کرد ۴
پرده بگشود آن گل و اهلی ز حیرت دم نزد
گرچه با خود همچو بلبل صد سخن تکرار کرد ۵
عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد ۱
صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد
مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد ۲
در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت
گرچه چندین گل فروشی گل درین بازار کرد ۳
دور ازان لبها نمی خواهم حیات و زندگی
زانکه هجر او مرا از زندگی بیزار کرد ۴
پرده بگشود آن گل و اهلی ز حیرت دم نزد
گرچه با خود همچو بلبل صد سخن تکرار کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۶ - قناعت از دو عالم میتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۸ - فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.