خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر نگرانی شاعر از سرنوشت ناشناخته و تأثیرپذیری از نظرات دیگران است. او به ناتوانی در تغییر سرنوشت و مقاومت در برابر فتنهها اشاره میکند و عشق و محبت را به عنوان بنیادی غیرمادی توصیف مینماید. همچنین، شاعر از دوگانگی احساسات و توبهنکردن از عشق سخن میگوید و در پایان، به لذت شراب و عشق الهی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به شراب و عشق ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۵۱۴ - سر من اگر نشانی ز در کنشت دارد
سر من اگر نشانی ز در کنشت دارد
چکنم کسی چه داند که چه سرنوشت دارد ۱
بصلاح و پند مردم تن من چگونه چون خم
نشود سرشته می که چنین سرشت دارد ۲
نرسد بدرد نوشان المی ز سیل فتنه
که سراچه محبت نه بنای خشت دارد ۳
چو قدح کشیم رنجد چو کنیم توبه گوید
که هنوز عاشق ما غم خوب و زشت دارد ۴
چو شراب خورد اهلی ز کف حبیب امشب
که حواله صبوحی به می بهشت دارد ۵
چکنم کسی چه داند که چه سرنوشت دارد ۱
بصلاح و پند مردم تن من چگونه چون خم
نشود سرشته می که چنین سرشت دارد ۲
نرسد بدرد نوشان المی ز سیل فتنه
که سراچه محبت نه بنای خشت دارد ۳
چو قدح کشیم رنجد چو کنیم توبه گوید
که هنوز عاشق ما غم خوب و زشت دارد ۴
چو شراب خورد اهلی ز کف حبیب امشب
که حواله صبوحی به می بهشت دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۳ - ز بسکه گرد رهت جان عاشقان دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۵ - عاقبت داغ دل ما بدوا هم برسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.