هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج و اضطراب شب و روز می‌گوید و حالتی از خستگی و ناامیدی را توصیف می‌کند. او شب را مانند شمع سوخته و روز را مرده می‌داند و از تاریکی و سختی‌های زندگی شکایت دارد. در پایان، با اشاره به یار و جمال روز، امیدی هرچند کوچک را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همراه با توصیف احساسات پیچیده مانند ناامیدی و امید، برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

شماره ۸۶۲ - از بیم غصه شب و خوف ملال روز

از بیم غصه شب و خوف ملال روز
روزم خیال شب کشد و شب خیال روز ۱

آسوده خسته یی که بخواب عدم بود
وارسته از عذاب شب و قیل و قال روز ۲

شب همچو شمع سوخته و روز مرده ایم
آنست حال ما شب و اینست حال روز ۳

آن چشمه حیات کجا تیره دل کجا
هرگز که دید در شب ظلمت مجال روز ۴

امشب که یار زلف پریشان گشاده است
اهلی بیا و در دل شب بین جمال روز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۱ - سرم بریدی و مهر تو در دل است هنوز
گوهر بعدی:شماره ۸۶۳ - اشارت تو بجان دادنم بشارت بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.