خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از روزی سخن میگوید که خداوند او را از آب و گل آفرید و در دلش تخم مهر کاشت. او از این سرگشتگی و سوال که خورشید و ماه چه نقشی در زندگی او دارند، میپرسد و در نهایت به این نتیجه میرسد که یک روز او را به حال خود رها کردند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸ - زان روز که آب و گل سرشتند مرا
زان روز که آب و گل سرشتند مرا
در دل همه تخم مهر کشتند مرا ۱
سرگشته تر از مهم که خورشید و خان
یک روز به حال خود نهشتند مرا ۲
در دل همه تخم مهر کشتند مرا ۱
سرگشته تر از مهم که خورشید و خان
یک روز به حال خود نهشتند مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - گر نیست کلید بخت در پنجه ی ما
گوهر بعدی:شماره ۹ - تا زلف تو کرد در غم آغشته مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.