درباره اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است.
اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون بابا فغانی شیرازی دیده می‌شود. او در قصیده‌سرایی تحت تأثیر اساتید قصیده‌سرایی است و قصایدی مصنوع به شیوهٔ سلمان ساوجی ساخته است. مثنوی سحر حلال او که ذوبحرین و ذوقافیتین است در پاسخ به مثنویهای کاتبی نیشابوری سروده شده است. او در خاتمۀ مثنوی شمع و پروانه، خود را در فن مثنوی، فرزند کوچک نظامی و جامی می‌خواند.
اهلی با توجه به مقام استادیش در شعر، مورد توجه پادشاهان، امیران و وزیران بود. او افرادی از هر سه دودمان تیموریان هرات، آق قویونلوها و صفویان را ستوده است که از میان آنها می توان به امیر علیشیر نوایی، سلطان یعقوب آق قویونلو، شاه اسماعیل صفوی، نجم ثانی و شماری از امرا و وزرای معاصرش را برشمرد.
آرامگاه اهلی در شیراز در جوار حافظ قرار دارد.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ای خواجه که فهم نکته سنج است ترا شماره ۲ - از کسب کمال اگر ملال است ترا شماره ۳ - ای همچو گهر در صدف سینه ی ما شماره ۴ - یارب سگ کوی مقبلی ساز مرا شماره ۵ - یارب نظر لطف به سویم بگشا شماره ۶ - گر درد دل از غم حبیب است مرا شماره ۷ - گر نیست کلید بخت در پنجه ی ما شماره ۸ - زان روز که آب و گل سرشتند مرا شماره ۹ - تا زلف تو کرد در غم آغشته مرا شماره ۱۰ - تا بلبل خویش یار گفتست مرا شماره ۱۱ - تا چشم بود به جام جمشید ترا شماره ۱۲ - ای کرده چو ذره حسرت اندوز مرا شماره ۱۳ - ای گل که غم تو خار ره گشت مرا شماره ۱۴ - ای مرغ چمن که کار عشقست ترا شماره ۱۵ - شیرین دهنا، شکر لبا، تازه خطا، شماره ۱۶ - ای رفته و در دام بلا هشته مرا شماره ۱۷ - ساقی دل من سوی تواش راه کجا؟ شماره ۱۸ - ای تنگ شکر، دهن به گفتن بگشا شماره ۱۹ - عذرا به جفا اگر کشد وامق را شماره ۲۰ - هرچند ز غصه دل فکار است مرا شماره ۲۱ - گر باده کشی مپوش و مستی بنما شماره ۲۲ - چون نافه از آن سرم فرو رفته به جیب شماره ۲۳ - گر سوخته نیستی در درد مکوب شماره ۲۴ - ما بنده ی پیریم سرا پا همه عیب شماره ۲۵ - مانیم چو غنچه سر فرو برده به جیب شماره ۲۶ - ما مست ره و هوای دل طبع فریب شماره ۲۷ - خوش باش که بر دوزخیان روز حساب شماره ۲۸ - اهلی تو مراد از لب دلبر مطلب شماره ۲۹ - خورشید سپهر بی زوالی عشق است شماره ۳۰ - صد خانه ز خوناب دلم ویران است شماره ۳۱ - آنکس که به خوبان لب خندان دادست شماره ۳۲ - آبی ز دم مسیح یارت شده است شماره ۳۳ - هر دل که اسیر محنت اوست خوشست شماره ۳۴ - هر کس که ملامتی سرانجام وی است شماره ۳۵ - آنکس که خطا از کلک گهر بار نوشت شماره ۳۶ - از گلشن عیش جام مقصود که جست؟ شماره ۳۷ - از جان منت فراغ اگر ای ساقیست شماره ۳۸ - یاری که به صورت و به سیرت ملکیست شماره ۳۹ - دل مست بتان ز صورت چون مه اوست شماره ۴۰ - صیادوشی که دام دل مجلس اوست شماره ۴۱ - ساقی به حیات خضر کس رهبر نیست شماره ۴۲ - ای مه که رخت آینه ی هر نظریست شماره ۴۳ - تا نرگس مست یار در قهر منست شماره ۴۴ - ما را سوی معشوق اگر میل و هواست شماره ۴۵ - گر در چمن از تو گفتگو خواهد رفت شماره ۴۶ - گر رند خراباتی و گر خلوتی است شماره ۴۷ - هر چند که فتنه در جهان عشق انداخت شماره ۴۸ - با روی تو کآب زندگی از صافیست شماره ۴۹ - شیرین دهنی چون قندو لعلی چو نبات شماره ۵۰ - ای خفته به خواب غفلت اندر ظلمات شماره ۵۱ - اهلی شب عشق آن دل افروز گذشت شماره ۵۲ - این حسرت و غم که با من درویش است شماره ۵۳ - باز آتش من بلند آوازه شدست شماره ۵۴ - مجنون که ز بیم طعنه از خلق جداست شماره ۵۵ - آن بت که ز فرق تا قدم صنع خداست شماره ۵۶ - در مستی اگر کسی نکو یا نه نکوست شماره ۵۷ - واقف ز شب سیاه این سوخته کیست شماره ۵۸ - اهلی همه عمر بت پرست ار چه بزیست شماره ۵۹ - گیرم که مرا هر سر مو یک قلم است شماره ۶۰ - یاد تو حریف من دیوانه بس است شماره ۶۱ - من پیرم اگر کشته شوم از ستمت شماره ۶۲ - در ملک جهان حیات جاوید یکیست شماره ۶۳ - عمریست که میرود دل اندر ره دوست شماره ۶۴ - بی بختم و دست و دل ز اندیشه تهیست شماره ۶۵ - ای برهمن آن عارض چون لاله پرست شماره ۶۶ - می نوش که آنکه کعبه کردست و کنشت شماره ۶۷ - سامان دل از بی سر و سامانی ماست شماره ۶۸ - در نزد حکیم مس هم از جنس طلاست شماره ۶۹ - در دیده عقل عاشقی سوختن است شماره ۷۰ - عشق آب حیات و خضر فرح فالست شماره ۷۱ - هر چند که صیت شعرم « ظ » آفاق شنفقت شماره ۷۲ - عشق است که آرزوی جان همه اوست شماره ۷۳ - آن شاهد بین که نغزی عجبست شماره ۷۴ - پروانه صفت سوز دلم پنهان است شماره ۷۵ - سبز شکرین که نیشکر بنده اوست شماره ۷۶ - ای گل که رخ ترا صفایی عجبست شماره ۷۷ - ای غایت هر هنر که در آدم هست شماره ۷۸ - آن غمزده ام که زهر غم نوش منست شماره ۷۹ - ای آنکه در تو قبله اهل وفاست شماره ۸۰ - عمرست شبی که با حریف طربیست شماره ۸۱ - در وادی عشق کز صفت بیرونست شماره ۸۲ - گردون طبق از بلندی همت بست شماره ۸۳ - آنکس که ز حسن او جلوه گرست شماره ۸۴ - آن بت که خراب او سامریست شماره ۸۵ - آنی که دم مسیح یارت شده است شماره ۸۶ - بیمارم و هر کس که ببالین منست شماره ۸۷ - خورشید مرا بنیکبختان نگه است شماره ۸۸ - ای سرو که هرگز نبود درد و غمت شماره ۸۹ - بد مهری چرخ بی وفا معلومست شماره ۹۰ - گر روی بخاک مالیم عین وفاست شماره ۹۱ - ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست شماره ۹۲ - ناید نفسم از دل غمساز درست شماره ۹۳ - دنیا به اساس و نعمت و برگ خوش است شماره ۹۴ - اهلی هنر و معرفت آموختنی است شماره ۹۵ - هر سوخته پخته کی بود در ره دوست شماره ۹۶ - در مذهب عشق مست و مستوره یکیست شماره ۹۷ - جان یک نفس است و عمر مرغ قفس است شماره ۹۸ - در آینه خاطرت از هر که شکی است شماره ۹۹ - زاهد، برخ آن مه چونگاه افکندت شماره ۱۰۰ - بهتر ز کمال عشق جانپرور چیست شماره ۱۰۱ - اهلی که هزار بلبل از وی خجل است شماره ۱۰۲ - عاشق که غمی در دل آگاه ویست شماره ۱۰۳ - جز محنت و غصه حاصل دنیا چیست شماره ۱۰۴ - عالم که چو چشم باز کردی هیچست شماره ۱۰۵ - شهدی همه نیش است و در او نوش کم است شماره ۱۰۶ - این عالم بی وفا ندانیم که چیست شماره ۱۰۷ - امروز که دوران فلکت با تو نکوست شماره ۱۰۸ - تا کی زغمت دو دیده تر خواهد گشت شماره ۱۰۹ - ای میوه سر درختی باغ بهشت شماره ۱۱۰ - هر چند که عاشقی دل افکارتر است شماره ۱۱۱ - عمرم که بگفتگو درین خانه گذشت شماره ۱۱۲ - زینگونه که عمر من درویش گذشت شماره ۱۱۳ - در مذهب عاشقان که رمزی دگرست شماره ۱۱۴ - باز آ که نماند بی توام تاب حیات شماره ۱۱۵ - ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست شماره ۱۱۶ - یارب تو شکسته مرا ساز درست شماره ۱۱۷ - از جام کرم قسمت هر کس دوریست شماره ۱۱۸ - مجنون چه اگر تشنه بحسن لیلی است شماره ۱۱۹ - گر آدم و گر فرشته گر دیو و پری است شماره ۱۲۰ - عارف بجز از عارف آگاه کجاست شماره ۱۲۱ - جان دو جهان ز شخص من در سخنست شماره ۱۲۲ - یک گربه ده و بصد « همی » منصرف است شماره ۱۲۳ - پامال شود بفتنه هر مال که هست شماره ۱۲۴ - کشتیست دو کون و ما تماشا گر کشت شماره ۱۲۵ - مقصود خدا ز خلق اسرار دل است شماره ۱۲۶ - بی صبر نصیب کس در این مایده نیست شماره ۱۲۷ - در غیبت بیگنه یکی پرده در است شماره ۱۲۸ - بخشش نبود جز صفت حضرت دوست شماره ۱۲۹ - آن نیست هنر که خانه پر گنج و زرست شماره ۱۳۰ - آنکس نعمش زیاده باشد همه وقت شماره ۱۳۱ - ممسک بجهان به بیش و کم محرومست شماره ۱۳۲ - با خلق اگر غرض نباشد سخنت شماره ۱۳۳ - آنرا که هنر نباشد و پایه بخت شماره ۱۳۴ - ای دانش خود گشته هنر در نظرت شماره ۱۳۵ - در باغ می از نیک و بد مردم مست شماره ۱۳۶ - غیر از ره عیش گر چه دلخواهی نیست شماره ۱۳۷ - ای خفته که راه بیخودی پیشه تست شماره ۱۳۸ - هر تازه خطی که بهر زو با تو یکیست شماره ۱۳۹ - شهوت ضررش مگو که حالی پیداست شماره ۱۴۰ - وصلت نه بنسبت و به بختی که بداست شماره ۱۴۱ - آخر ز جهان غرقه به خون باید رفت شماره ۱۴۲ - با ظلمت مرگ برق جان را چه ثبات شماره ۱۴۳ - ای مست فرح که ساغرت هست بدست شماره ۱۴۴ - برخاست میان بسته دلم چابک و چست شماره ۱۴۵ - چو پیر شدی لذت دوران هیچست شماره ۱۴۶ - خوش آنکه بخلقش سربازاری نیست شماره ۱۴۷ - من گنجم اگر خرابیم آیین است شماره ۱۴۸ - ای با تو عدم وجود هر چیز که هست شماره ۱۴۹ - آسوده در لطف حق از هر سوریست شماره ۱۵۰ - خوشباش که بنده گر نکویانه نکوست شماره ۱۵۱ - احمد سبب وجود آدم شده است شماره ۱۵۲ - تخمیر نبوت و ولایت ازلی است شماره ۱۵۳ - مفتاح در گنج جهان نادعلی است شماره ۱۵۴ - کس سر خدا بی نبی الله نیافت شماره ۱۵۵ - آن بنده حق لطف ازل شامل اوست شماره ۱۵۶ - خوش وقت شهیدی که بخون خفت و برفت شماره ۱۵۷ - از آل علی هر چه ترا دل باشد شماره ۱۵۸ - « والتین » به حسن قسم ز معبود غنی است شماره ۱۵۹ - صید حرم دل همگی نور و صفاست شماره ۱۶۰ - هر چند که کار شیخ بر نیکو عملیست شماره ۱۶۱ - اهلی اگرت آرزوی آب بقاست شماره ۱۶۲ - اهلی که نظر یافته از آل عباست شماره ۱۶۳ - هر جا که مزار و مرقد آل عباست شماره ۱۶۴ - خواهی بگذری چابک و چست شماره ۱۶۵ - ای دیو هوس رفته ترا در رگ و پوست شماره ۱۶۶ - آدم که جبلی از قضا زلت اوست شماره ۱۶۷ - هر سجده که میکنی پی خدمت دوست شماره ۱۶۸ - شیریست درنده نفس سرکش که تراست شماره ۱۶۹ - ایطالب کعبه گر ترا میل صفاست شماره ۱۷۰ - ایزد که بکعبه کرد حکم سفرت شماره ۱۷۱ - آن چار کتاب حق که آمد ز نخست شماره ۱۷۲ - بر چرخ قدم نهی به سعی و حرکت شماره ۱۷۳ - آنرا که شرف ز صحبت همنفسی است شماره ۱۷۴ - ایزد که برحمت نظری سوی تو داشت شماره ۱۷۵ - جوری ز زمانه بر بد اندیش نرفت شماره ۱۷۶ - کج دست که در مال کسانش نظر است شماره ۱۷۷ - فرزند که بی حیا و شرم و ادب است شماره ۱۷۸ - برخیز که بخت در سبب ساختن است شماره ۱۷۹ - دردی کش عشق جمله صافی بین است شماره ۱۸۰ - اکنون که بهار عمر در نشو و نماست شماره ۱۸۱ - پیش تو مرا شرم و حیا خواهد کشت شماره ۱۸۲ - شیر از که از آب و هوا خلدوش است شماره ۱۸۳ - گر کار جهان ز غصه بی تاری نیست شماره ۱۸۴ - خنجر بکف تو کز صفا رم زده است شماره ۱۸۵ - جز هجر نصیب عاشق بیدل چیست شماره ۱۸۶ - گردر تر و خشک دهر گشتی همه هیچ شماره ۱۸۷ - عیش و طرب جهان فانی همه هیچ شماره ۱۸۸ - مست می وصل او اگر شیر بود شماره ۱۸۹ - منعم همه مال و کسب زر میداند شماره ۱۹۰ - زاهد زورع بر سر هر شی نرسد شماره ۱۹۱ - هر چند که نیشکر دلاویز بود شماره ۱۹۲ - از کوشش من بمن نوایی نرسد شماره ۱۹۳ - هرگز فلکم باده رخشان ندهد شماره ۱۹۴ - عشق ار پی زینت و هنر میسوزد « کذا » شماره ۱۹۵ - تا کی رطب لبت باغیار رسد شماره ۱۹۶ - زاهد که اساس دین برونق طلبد شماره ۱۹۷ - گردون که ازو هر چه دلم خواست نشد شماره ۱۹۸ - کی ره سوی عشق عقل آگاه برد شماره ۱۹۹ - آسیب نهان به خرمن ما نرسد شماره ۲۰۰ - عاشق ز غم تو کی دهان باز کند شماره ۲۰۱ - گر یار نه آنچنان نماید که بود شماره ۲۰۲ - هر چند لب تو شربت نوش بود شماره ۲۰۳ - هر چند که صبح عیش ما کم بدمد شماره ۲۰۴ - رنگی که سرشگ من ز حسرت دارد شماره ۲۰۵ - با همچو منی که همسخن خواهد بود شماره ۲۰۶ - ای کز گل روی تو رخم زرد بود شماره ۲۰۷ - چون یار برون از دل پر خون نشود شماره ۲۰۸ - برخیز که وصل ساقی از کف برود شماره ۲۰۹ - اهلی که ز سودای بتان سود ندید شماره ۲۱۰ - عاشق نه که از می دل راحت دارد شماره ۲۱۱ - ای آمده از عدم سوی ملک وجود شماره ۲۱۲ - تا تیغ بر استخوان ز جورت نرسید شماره ۲۱۳ - رسوایی ما ز تنگدستی خیزد شماره ۲۱۴ - دردی که دوای او قضا را نرسد شماره ۲۱۵ - خوشباش که غم کلید شادی باشد شماره ۲۱۶ - صد عاشق اگر کشته ز بیداد بود شماره ۲۱۷ - گر پیش تو سر ز کشتن افتد به سجود شماره ۲۱۸ - شوخی که چو سرو ناز دلکش باشد شماره ۲۱۹ - زان گرد گنه بذیل عشاق رسد شماره ۲۲۰ - بس دور مشو که عمر بس بیتو مباد شماره ۲۲۱ - گر عشق بنای جان ز بنیاد برد شماره ۲۲۲ - خوش آنکه دمی زمانه یارم باشد شماره ۲۲۳ - تا خنده زنان لبت به بستان آمد شماره ۲۲۴ - تا کی ستمت بر دل ناشاد رسد شماره ۲۲۵ - هر کس که به دقن بدندان نگزید شماره ۲۲۶ - ای ساقی جان که جای فدای تو بود شماره ۲۲۷ - گر دل ز غبار غم درون پاک کند شماره ۲۲۸ - در عشق تو کس جز رخ زردش نرسد شماره ۲۲۹ - می خور که حیات جاودانت بدهند شماره ۲۳۰ - چشم بد کس بچشم مستت نرسد شماره ۲۳۱ - گر حسن چون حسن شیرین ننمود شماره ۲۳۲ - زان چشم سیه که دل سیه میگردد شماره ۲۳۳ - تا دست بود در وفا خواهم زد شماره ۲۳۴ - هر چند دلم بوصل فایز نشود شماره ۲۳۵ - هر چند دلم زعشق آزار کشید شماره ۲۳۶ - طالب که دلش در پی مطلوب بود شماره ۲۳۷ - گاهیم به عشق و مستی آموخته‌اند شماره ۲۳۸ - در آتش پدر نگاه لیلی چون کرد شماره ۲۳۹ - تا کی غم دل عاشق بی بخت خورد شماره ۲۴۰ - تا چند چنین عهد شکن خواهی بود شماره ۲۴۱ - خاک قدم تو نافه چین ارزد شماره ۲۴۲ - آمد غم دل که آب آدم ببرد شماره ۲۴۳ - آنشمع دمی ز چشم روشن نرود شماره ۲۴۴ - آنی که حسد مه از صفای تو برد شماره ۲۴۵ - گر سینه ما چاک ز نظاره بود شماره ۲۴۶ - مشتاق تو فردوس برین را چکند شماره ۲۴۷ - می خور که فلک نقد بقا میدزدد شماره ۲۴۸ - هر که سگ تست بر دری ننشیند شماره ۲۴۹ - ما را شب هجر او آید چه شود؟ شماره ۲۵۰ - در هجر تو خلق از سر و سامان شده اند شماره ۲۵۱ - از دل چو دمی غم تو بیرون نرود شماره ۲۵۲ - آنرا که مراد از در امید دهند شماره ۲۵۳ - طاوس اگر بجلوه پر باز کند شماره ۲۵۴ - آن شمع دمی ز چشم روشن نرود شماره ۲۵۵ - هر دل که درو مهر کسی ریش کند شماره ۲۵۶ - تا دل غم جان داشت بدلبر نرسید شماره ۲۵۷ - در هودج عشق عقل واپس نرسد شماره ۲۵۸ - گاهم ره بتخانه نکو میآید شماره ۲۵۹ - دل کز تو پریچهره مشوش باشد شماره ۲۶۰ - کس نیست که کشته ایماه نشد شماره ۲۶۱ - دل آینه دار ترک و تاجیک بود شماره ۲۶۲ - اهلی که ره علم و هنر میسپرد شماره ۲۶۳ - هر کو غم آنسرو سرافراز خرید شماره ۲۶۴ - گر کشته شویم بر تو باری نرسد شماره ۲۶۵ - هرگاه که شمع قامتم میسوزد شماره ۲۶۶ - هرگز دلم از عشق پشیمان نشود شماره ۲۶۷ - بر چرخ نه هر ستاره یی زهره بود شماره ۲۶۸ - عیش و طرب از مایه هستی خیزد شماره ۲۶۹ - ایسرو سهی هر که هوای تو کند شماره ۲۷۰ - در بحر غم تو عالمی جان دادند شماره ۲۷۱ - ای جان جهان تن تو را درد مباد شماره ۲۷۲ - عشقت که زغم رشته جانم گسلد شماره ۲۷۳ - آن تنگ دهن که غنچه حیرانش شد شماره ۲۷۴ - جان بهر غمست و بیغم امکان نبود شماره ۲۷۵ - آنسرو قدان که گلرخ و ماه وشند شماره ۲۷۶ - در عشق اساس چاره کردن نبود شماره ۲۷۷ - یارب دل کس جز از تو خرم نشود شماره ۲۷۸ - از هر چه در این دایره موجود بود شماره ۲۷۹ - آن جو که بریده گشت از چشمه خود شماره ۲۸۰ - با آنکه زبان کلید هر کار بود شماره ۲۸۱ - طایر صفتان بخلق زوری نگنند شماره ۲۸۲ - اهلی بسخن کشت تو خرمن نشود شماره ۲۸۳ - روز غم اگر بکوتهی میگردد شماره ۲۸۴ - خر نیست کسی که از جهان ناز خرد شماره ۲۸۵ - اکسیر نظر ورای تعلیم بود شماره ۲۸۶ - آسوده بود هر که کم آزار بود شماره ۲۸۷ - با خلق خدا نمیتوان غوغا کرد شماره ۲۸۸ - آنان که اساس کار بر خلق نهند شماره ۲۸۹ - هر سخت سخن که تلخگویی دارد شماره ۲۹۰ - هر ذره که صبر یار خود خواهد کرد شماره ۲۹۱ - مستی که ندامت از شرابش باشد شماره ۲۹۲ - تا ظلمت محنت بنهایت نرسد شماره ۲۹۳ - هر صحبت مستیی خماری دارد شماره ۲۹۴ - آنان که بخلق از ره معنی نگرند شماره ۲۹۵ - عاقل ز حسود خود حذر خواهد کرد شماره ۲۹۶ - این مدعیان کی بشکایت ارزند شماره ۲۹۷ - خاکی که چو گرد گرد درها گردد شماره ۲۹۸ - نو کیسه که همچو غنچه زرناک شود شماره ۲۹۹ - گر پیش سخی شب زر گردون باشد شماره ۳۰۰ - درویش سخی را همه کس یار بود شماره ۳۰۱ - آن خواجه گرش گاه بخرمن نقتد شماره ۳۰۲ - از بخل درین سرا کسی میر نشد شماره ۳۰۳ - تعظیم خسان به جا و مسکن باشد شماره ۳۰۴ - سهل است که مرد گوشه یی بگزیند شماره ۳۰۵ - هر بیخردی که نخوتش کار بود شماره ۳۰۶ - آدم ز ادب فرشته اطوار بود شماره ۳۰۷ - آنانکه به بند زینت و زیب تنند شماره ۳۰۸ - مردم همه جوهری و صاحب نظرند شماره ۳۰۹ - می را که خمار در کمین است چه سود شماره ۳۱۰ - گر عمر بکار می کنی حیف بود شماره ۳۱۱ - می باده فروش داد و زر میطلبد شماره ۳۱۲ - ای پیر شکسته توبه سست نهاد شماره ۳۱۳ - گر رخش هوای دل اسیرت نبود شماره ۳۱۴ - در روی جوانان نظری میباید شماره ۳۱۵ - شهوت نهلی که چون شرابت ببرد شماره ۳۱۶ - کس در پی آزار دل افکار مباد شماره ۳۱۷ - آدم که بعشق محرم یار بود شماره ۳۱۸ - عاشق که همیشه وصل یارش باشد شماره ۳۱۹ - خوش گفت پدر مرا کسی مرد بود شماره ۳۲۰ - آنانکه بخوبی زنان مینازند شماره ۳۲۱ - دست تو بشاهدان عالم نرسد شماره ۳۲۲ - آدم که نتش سرای ویران باشد شماره ۳۲۳ - دردا که رسید پیری و داد نوید شماره ۳۲۴ - این غره عمر عاقبت سلخ شود شماره ۳۲۵ - آن خواجه که خانه را بکهگل اندود شماره ۳۲۶ - هر چند که خصم کینه‌ور می‌باشد شماره ۳۲۷ - گردون که همیشه خاطر آزار بود شماره ۳۲۸ - گلزار جهان که غیر خارش نبود شماره ۳۲۹ - پیری که ز خستگی تنش تاب خورد شماره ۳۳۰ - گردون تن ما چه خانه جان میکرد شماره ۳۳۱ - هر چیز که نوبهار و نوبر باشد شماره ۳۳۲ - بیگانه وشی که دیر دیرش بینند شماره ۳۳۳ - تا کار بخلقت نفتد یار تو اند شماره ۳۳۴ - فریاد که عمر رفت و حرمان بفزود شماره ۳۳۵ - نقش سخنم بنقش نقاش بود شماره ۳۳۶ - من نقد درستم نه مس روی اندود شماره ۳۳۷ - تا رهزن خواب در سرایت نبرد شماره ۳۳۸ - عمر تو اگر بخواب غفلت گذرد شماره ۳۳۹ - هر چیز که در علم تو معلوم بود شماره ۳۴۰ - پروانه تر از شمع روشن طلبد شماره ۳۴۱ - مست تو کسی بود که چون آه کند شماره ۳۴۲ - هر چیز که در جهان نمودی دارد شماره ۳۴۳ - در راه حق انبیا چو انجم گشتند شماره ۳۴۴ - از بسکه دلم پیام او میشنود شماره ۳۴۵ - از آل علی هر چه ترا دل باشد شماره ۳۴۶ - بر مهر علی خوش نفسان میجوشند شماره ۳۴۷ - ما را ز حسین تشنه چون یاد شماره ۳۴۸ - با علم خدا عین یقین میباید شماره ۳۴۹ - هر چند به حکمت شده یی فرد و وحید شماره ۳۵۰ - گر خرقه عارفان بصد چاک بود شماره ۳۵۱ - هر جانوری که در جهان باشد و بود شماره ۳۵۲ - گر مال خدا دهی تباهی ببرد شماره ۳۵۳ - افراط طعام هر که غمناک کند شماره ۳۵۴ - صایم بود آنکه خاطری شاد کند شماره ۳۵۵ - حج یافت کس کزو کس آزار ندید شماره ۳۵۶ - زنهار مگو فرشته امکان نبود شماره ۳۵۷ - انوار فرشته از فلک میتابد شماره ۳۵۸ - گر تن ز فروغ روح وامانده شود شماره ۳۵۹ - گر کوزه تن سفال در یوزه شود شماره ۳۶۰ - آنانکه ز شاخ بخت برخوردارند شماره ۳۶۱ - بیگانه وشی با من دیوانه چه سود شماره ۳۶۲ - مرد آن نبود که چشمش آلوده بود شماره ۳۶۳ - تا پیر و معلم از تو خرم نشود شماره ۳۶۴ - در راه طلب کسی بجایی برسد شماره ۳۶۵ - بر علم و هنر گرچه کسش دق نرسد شماره ۳۶۶ - آنرا که خیال دلفروزی باشد شماره ۳۶۷ - با صاحب حسن دیده حس باشد شماره ۳۶۸ - از مستی شد ملک نگون خواهد بود شماره ۳۶۹ - سلطان که خراج بر رعیت فکند شماره ۳۷۰ - باید دل شه بعفو خواهان باشد شماره ۳۷۱ - بی تجربه به هر کی با یکی یار شود شماره ۳۷۲ - جز سرو قدان که مردم از ناز کشند شماره ۳۷۳ - از بنده هنر ارادت شاه بود شماره ۳۷۴ - ظالم به قیامت اعتقادش نبود شماره ۳۷۵ - گویم سخنی اگر ترا هوش بود شماره ۳۷۶ - زن را که بجام عیش دستی باشد شماره ۳۷۷ - فرخنده سعادتی که معبود دهد شماره ۳۷۸ - فرزند تو بهتر آنکه خود رو نبود شماره ۳۷۹ - پرسید کسی که آخر آیا چه شود شماره ۳۸۰ - شیخ است بر آن که کار خود نیک کند شماره ۳۸۱ - شیراز که کس درو هنر نپذیرد شماره ۳۸۲ - شیراز که گل درو بصد لون بود شماره ۳۸۳ - هر کس که به وقت عقد زن نار خرید شماره ۳۸۴ - مرغی که ز بند غم گشادش باشد شماره ۳۸۵ - هر چند که دل بوصل دادیم نشد شماره ۳۸۶ - هر کس که نه سر بپای دلدار نهد شماره ۳۸۷ - ای تازه جوان بیا و پیری بنگر شماره ۳۸۸ - آورد پری از گل من باد خبر شماره ۳۸۹ - ای خواجه ز کف رسوم حکمت مگذار شماره ۳۹۰ - آمد سحری بخوابم آنشاخ شکر شماره ۳۹۱ - آنمه بجفا ز ما برید آخر کار شماره ۳۹۲ - رویت چمن است صد گل آورده به بار شماره ۳۹۳ - گر دم نزنم فسونه گویی کم گیر شماره ۳۹۴ - آنگل که غمش ز پادشاهی خوشتر شماره ۳۹۵ - یارب تو ز چشم غیر مستورم دار شماره ۳۹۶ - یارب گنهم ببخش و عذرم بپذیر شماره ۳۹۷ - یارب تو مراد من غمناک بر آر شماره ۳۹۸ - گر راز دلت نگفته باشد بهتر شماره ۳۹۹ - زنهار بغیبت از کسی نام مبر شماره ۴۰۰ - هر چند که تنگدستی ای شاخ بهار شماره ۴۰۱ - ای قطره آب از منی و ما بگذر شماره ۴۰۲ - ای مست حق از می مجازی بگذر شماره ۴۰۳ - هرچند بدلخواه رود ظاهر عمر شماره ۴۰۴ - مشنو که چو من عمر تباهیست دگر شماره ۴۰۵ - گه بر در کعبه ایم گه بر در دیر شماره ۴۰۶ - آنرا که اجل شکست پیمانه عمر شماره ۴۰۷ - زانگونه شوی زنده بتقدیر دگر شماره ۴۰۸ - از پرسش دوستان قدم باز مگیر شماره ۴۰۹ - آنکس که بخدمت تو تن کرد اسیر شماره ۴۱۰ - ای نخل جوان درین چمن با گل و خار شماره ۴۱۱ - حکمت ز ره دلیل و برهان آموز شماره ۴۱۲ - در ملک جهان چه دیدی از عمر دراز شماره ۴۱۳ - در مهر علی کوش و در ایمان آویز شماره ۴۱۴ - آدم بطهارت و تمیز است عزیز شماره ۴۱۵ - عیدست بیا دل اسیری بنواز شماره ۴۱۶ - ساقی قدحی که شد در گلشن باز شماره ۴۱۷ - جان رفت و سر پریدنم نیست هنوز شماره ۴۱۸ - با فتنه عشق خوبرویان مستیز شماره ۴۱۹ - بگذر ز هوای شهوت و رغبت نفس شماره ۴۲۰ - من سوزنم و تو در مثل مغناطیس شماره ۴۲۱ - چو باده خوری مزن به بیهوده نفس شماره ۴۲۲ - ای مست وصال یار از اغیار بترس شماره ۴۲۳ - گاهی ز اسیران جگر ریش بپرس شماره ۴۲۴ - بیمار و جز تو یاریم نیست ز کس شماره ۴۲۵ - یارب خجلم چنان ز آلایش خویش شماره ۴۲۶ - خاموش نشین و فتنه انگیز مباش شماره ۴۲۷ - شهوت مپرست و بر بتان ناظر باش شماره ۴۲۸ - دل همچو چراغ روغن از خون بودش شماره ۴۲۹ - دوش از غم عمر رفته در منزل خویش شماره ۴۳۰ - کسری که فلک بمعدلت پروردش شماره ۴۳۱ - با خلق کرم کن و بآزار مکوش شماره ۴۳۲ - فرزند نکو بر آر ای صاحب هش شماره ۴۳۳ - آن قد چو سرو بین و روی چو مهش شماره ۴۳۴ - عقل است کسی که شه برد فرمانش شماره ۴۳۵ - گرخانه سیه زعشق او شد مخروش شماره ۴۳۶ - تا کی نگرم بدیده روشن خویش شماره ۴۳۷ - گر دوست نصیب ما نکردست فراغ شماره ۴۳۸ - ایمه که ندارم از تو پروای چراغ شماره ۴۳۹ - پیریم و فقیر و ناتوانیم و ضعیف شماره ۴۴۰ - دهقان چو بخاک افکند تخم ضعیف شماره ۴۴۱ - برخیز و طواف کعبه مشمار گزاف شماره ۴۴۲ - گر بگسلی از لذت تن همچو ملک شماره ۴۴۳ - آدم به کریوه ایست در راه فلک شماره ۴۴۴ - اهلی که مرید تو بود پیر فلک شماره ۴۴۵ - فرزند بخوی و بوی خودساز بزرگ شماره ۴۴۶ - در طور فنا چو موسی از خود بگسل شماره ۴۴۷ - شهوت چه حرام و چه حلال است و بال شماره ۴۴۸ - اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل شماره ۴۴۹ - زاد همه راه برگ و سازست ایدل شماره ۴۵۰ - فرزند تو شاخیست تر از اول حال شماره ۴۵۱ - ساقی من مست کی شوم همدم عقل شماره ۴۵۲ - ایسرو سهی درآ در آغوش چو گل شماره ۴۵۳ - اهلی در نظم و گوهر طبع فضول شماره ۴۵۴ - اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل شماره ۴۵۵ - ایمه که رخت گرفته صد خرده بگل شماره ۴۵۶ - من خود نرسم بوصل آنطرفه غزال شماره ۴۵۷ - یا رب گنه آلوده ز دنیا مبرم شماره ۴۵۸ - یا رب مهل اندر گنه اندوختنم شماره ۴۵۹ - یا رب من اگر گناه بیحد کردم شماره ۴۶۰ - ما گنج غمیم و غم ز حق خواسته ایم شماره ۴۶۱ - گر در همه آفاق بگردی چو نسیم شماره ۴۶۲ - صاحب هنری را که بود طبع سلیم شماره ۴۶۳ - ما با می و مستی سر تقوی داریم شماره ۴۶۴ - تا کی ز خمار می سرافکنده شویم شماره ۴۶۵ - تا چند بعالم مکرر نگریم شماره ۴۶۶ - از بسکه زناکسان پریشان شده ام شماره ۴۶۷ - گه در طلب عیش و سروری بودیم شماره ۴۶۸ - از شصت گذشت عمر و رهبر نشدیم شماره ۴۶۹ - چل سال بوادی طلب افتادم شماره ۴۷۰ - ایشاه شهید بیتو ما چون باشیم شماره ۴۷۱ - ساقی بخرابات اگر گام نهم شماره ۴۷۲ - هر چند مجرد از خلایق شده ایم شماره ۴۷۳ - فریاد که مردم و نگویی چه کسم شماره ۴۷۴ - مشنو که کس از جهان رسیدست بکام شماره ۴۷۵ - تا کی غمت ایشوخ سمتکار خوریم شماره ۴۷۶ - من بلبل تلخ عیش شیرین سخنم شماره ۴۷۷ - ایسرو روان که خوشتری از جانم شماره ۴۷۸ - ای یوسف جان که من خریدار توام شماره ۴۷۹ - ساقی بنشین که با تو دمساز شویم شماره ۴۸۰ - دستم نرسد بوصل آنمه چکنم؟ شماره ۴۸۱ - دل سوخت ز عشق و دیده شد گریان هم شماره ۴۸۲ - عمریست که من کشته دیدار توام شماره ۴۸۳ - گر از دهنت روایتی میگویم شماره ۴۸۴ - ای راحت جان که مست دیدار توام شماره ۴۸۵ - مستم من و ناصبور و ناپروا هم شماره ۴۸۶ - هرگز بغم جهان فرسوده نیم شماره ۴۸۷ - بیروی تو چند جان بحسرت بدهم شماره ۴۸۸ - گه صف گلی بصد زبان میگویم شماره ۴۸۹ - در بند کسی فتاده ازسادگیم شماره ۴۹۰ - ای تازه جوان کز تو دل افروخته ام شماره ۴۹۱ - ما با رخ یار آینه جم چکنیم شماره ۴۹۲ - ما ز هر غم عشق تو چون قند خوریم شماره ۴۹۳ - من سوخته دل ز آتش تقدیرم شماره ۴۹۴ - با درد خوش دلم چه درمان دارم؟ شماره ۴۹۵ - تا سر بودم سر جوانان دارم شماره ۴۹۶ - ای کز ستم تو راحتی می یابم شماره ۴۹۷ - آنشوخ که من شاه بتانش گویم شماره ۴۹۸ - خورشید رخا ز مهر خود داد دهم شماره ۴۹۹ - گر من صفت سینه مجروح کنم شماره ۵۰۰ - ای گل گله تو پیش هر کس چکنم شماره ۵۰۱ - من غیر تو ای مایه راحت چکنم شماره ۵۰۲ - گاهی ز در کعب صفا میجستیم شماره ۵۰۳ - از عشق هوای نیکنامی داریم شماره ۵۰۴ - عمریست که بهر کام دارم ناکام شماره ۵۰۵ - گر سر ننهم بجور دشمن چکنم؟ شماره ۵۰۶ - آب و گل ما که دشمانند بهم شماره ۵۰۷ - در عشق تو دور از دل خرم ماییم شماره ۵۰۸ - دل کو که حدیث دیگران گوش کنم شماره ۵۰۹ - از نرگس مخمور تو من مست دلم شماره ۵۱۰ - جان در غم او نماند و دلشاد شدم شماره ۵۱۱ - از رشته فقر خرقه ای بافته ایم شماره ۵۱۲ - عمری همه صحبت که و مه دیدم شماره ۵۱۳ - یارب که مرا کار بسامان گردان شماره ۵۱۴ - در خانه تن مشو دلا خانه نشین شماره ۵۱۵ - هرچند بود کلید هر کار زبان شماره ۵۱۶ - یک لحظه فراغ خاطر گوشه نشین شماره ۵۱۷ - درویش توان بکهنه رختی بودن شماره ۵۱۸ - زنهار که بد گفتن کس ورد مکن شماره ۵۱۹ - پیش از تو شه زمانه بودند کسان شماره ۵۲۰ - خوش نیست بهار گلشن دهر از آن شماره ۵۲۱ - هر چند که پی برم بر اسرار نهان شماره ۵۲۲ - اهلی ز توفیق بد تبرا میکن شماره ۵۲۳ - معراج رسول و قاب قوسین ببین شماره ۵۲۴ - جز در ره علم دین دل آسوده مکن شماره ۵۲۵ - گرد ترک کرم کند تو تر کیش ببین شماره ۵۲۶ - بی وجه مبخش و بی سبب نیز مزن شماره ۵۲۷ - با حق پدی نا حق در جنگ مزن شماره ۵۲۸ - خوش وقت بهار و بانگ مرغان حزین شماره ۵۲۹ - ما گریه کنان بر سر خاک پدران شماره ۵۳۰ - قرآن که درو گنج الهیست درون شماره ۵۳۱ - از پند رفیق مهربان عار مکن شماره ۵۳۲ - یا رب بکرم درد مرا درمان کن شماره ۵۳۳ - چو گریه خون گشاد خواهم دادن شماره ۵۳۴ - ایسرو قد لاله رخ غنچه دهن شماره ۵۳۵ - از بهر سری ذلیل نتوان بودن شماره ۵۳۶ - هر چند ز جور بخت نامقبل من شماره ۵۳۷ - دل را بغم زمانه آلوده مکن شماره ۵۳۸ - برخیز و مکن تکیه به عمر گذران شماره ۵۳۹ - هرگز نکنی میل من ایعهد شکن شماره ۵۴۰ - عیسی دم ماست بخش شیرین نفسان شماره ۵۴۱ - یارب دل من ز سینه ریشان گردان شماره ۵۴۲ - اهلی بگسل ز صحبت هیچ‌کسان شماره ۵۴۳ - اهلی که بود خاک ره درد کشان شماره ۵۴۴ - ساقی قدحی ببخش و بیداد مکن شماره ۵۴۵ - هرگز نشود حسن چنین خوار که من شماره ۵۴۶ - تا حال من حزین چه خواهد بودن شماره ۵۴۷ - ساقی، چو چراغ سحرم زار و زر بون شماره ۵۴۸ - ای یوسف جان درون پیراهن تو شماره ۵۴۹ - باد است سخن ز مدح پر باد مشو شماره ۵۵۰ - بسرشت بچل صباح ایزد گل تو شماره ۵۵۱ - گر سفله غنی شود چه جود آید ازو شماره ۵۵۲ - هرکس که هوای نفس شد پیشه او شماره ۵۵۳ - زن دوست نداری که بود دشمن تو شماره ۵۵۴ - چون سبزه نخست بود همسایه سرو شماره ۵۵۵ - با اینهمه بی نیازی و حشمت تو شماره ۵۵۶ - گفتی غرضت ز بندگی چیست بگو شماره ۵۵۷ - ای برقع ماه زلف همچون شب تو شماره ۵۵۸ - ما را همه دم هوای یاریست ز نو شماره ۵۵۹ - اهلی چو سگ تو شد مشو غافل ازو شماره ۵۶۰ - آن دل که نگشته ام دمی خرم ازو شماره ۵۶۱ - یارب تو خداوندی و ما بنده همه شماره ۵۶۲ - دشمن چو توانا شود و خونخواره شماره ۵۶۳ - درمعرکه بگریز ز پیکان همه شماره ۵۶۴ - آدم که خداش سرفرازی داده شماره ۵۶۵ - عالم شب و روزیست درین حادثه گاه شماره ۵۶۶ - ما میوه این چمن چشیدیم همه شماره ۵۶۷ - آن گل که بود رخش گلستان همه شماره ۵۶۸ - در عشق زبونی از زبردستی به شماره ۵۶۹ - ایچشمه آفتاب با روی چو ماه شماره ۵۷۰ - عشق تو بلای عقل و دین است همه شماره ۵۷۱ - یا رب بکرم نگاهدارنده تویی شماره ۵۷۲ - ای محرم راز دل چه بیگانه وشی شماره ۵۷۳ - ای آب بقا اگر ز گل پاک شوی شماره ۵۷۴ - اهلی ز جهان چو قسمت خویش خوری شماره ۵۷۵ - اهلی بسخن کجا رسیدی باری شماره ۵۷۶ - گر از همه کس بلطف و احسان گذری شماره ۵۷۷ - ایخواجه ز بخل اگر تو ایمان بدهی شماره ۵۷۸ - با هر که دمی نشست و برخاست کنی شماره ۵۷۹ - گرد در پی قول و فعل سنجیده شوی شماره ۵۸۰ - ایخاک چرا چو آتش از جا شده‌ای شماره ۵۸۱ - از عامه مشو ملول اگر با درکی شماره ۵۸۲ - رحمان طلبی ز اهل عرفان گردی شماره ۵۸۳ - خضر ره ماست عقل در راهبری شماره ۵۸۴ - هر چند حریف شاهد نغز شوی شماره ۵۸۵ - هر سبزه گل که بر دمد ز آب و گلی شماره ۵۸۶ - من گر چه نمیزنم دم از دانایی شماره ۵۸۷ - اهلی تو گهی قبول جانان گردی شماره ۵۸۸ - یارب خجلم بغایت از روی نبی شماره ۵۸۹ - شرع از پی آن بود که غوغا نکنی شماره ۵۹۰ - ایخواجه که از خلق بمال افزونی شماره ۵۹۱ - گر حج نکنی کجا بجایی برسی شماره ۵۹۲ - ایخواجه که در حقیقت حق کوشی شماره ۵۹۳ - هر گاه که در معنی قرآن برسی شماره ۵۹۴ - گر منکر حشر و نشر و رستاخیزی شماره ۵۹۵ - هر چند که جز بلطف باری نخوری شماره ۵۹۶ - بی تربیت حکیم چیزی نشوی شماره ۵۹۷ - گر در نظر خجسته فالی برسی شماره ۵۹۸ - آن به که بکس مزاح بازی نکنی شماره ۵۹۹ - خوش زی بکسان که بینی از دهر خوشی شماره ۶۰۰ - از مهر بتان اگر چه فرسوده شوی شماره ۶۰۱ - در خانه اگر نکو سرشتی داری شماره ۶۰۲ - گر بخت مدد کند که بویی ببری شماره ۶۰۳ - ای آنکه چو نخل تازه آراسته یی شماره ۶۰۴ - ای گوهر دل که گنج شاهی داری شماره ۶۰۵ - یارب به کام دولت خویش رسی شماره ۶۰۶ - پروانه صفت اهلی اگر سوخته یی شماره ۶۰۷ - گر بر عدم و وجود عالم نفسی شماره ۶۰۸ - آن گل که بنازکی ندارد بدلی شماره ۶۰۹ - خوش آنکه گشاد چشم و دل سوی کسی شماره ۶۱۰ - عاشق شوی آنزمان که تن خاک کنی شماره ۶۱۱ - ساقی تو مگر چشم کرم باز کنی شماره ۶۱۲ - گر طالب فیض آب انگور شوی شماره ۶۱۳ - اهلی بدر آ ز گوشه تنهایی شماره ۶۱۴ - گر خاک رهش بدیده ام گل کردی شماره ۶۱۵ - جان در غم یوسف چو زلیخا نکنی شماره ۶۱۶ - آراسته آمد و چه آراستنی شماره ۶۱۷ - از عشق اگر جگر کبابی باشی شماره ۶۱۸ - ای باد به یک سخن دلم خوش کردی شماره ۶۱۹ - آنی که بحسن از مه و خورشید بهی شماره ۶۲۰ - ای کز مه خود چو سایه بی نور تری شماره ۶۲۱ - ساقی نظری به بینوایی باری شماره ۶۲۲ - گر وعده همیدهی و جان میسوزی شماره ۶۲۳ - گفتی ز زبان سبزه زار و لب جوی شماره ۶۲۴ - گر زلف چو شست او قضا بگشادی شماره ۶۲۵ - اهلی تو که با اهل ریا نزدیکی شماره ۶۲۶ - می نوش نه آنچنان که از دست شوی شماره ۶۲۷ - در راه سخن جز به ادب راه مپوی شماره ۶۲۸ - گر با همه کس راست روی پیشه کنی شماره ۶۲۹ - گر خلق فرشته اند اگر دیو و پری شماره ۶۳۰ - با یوسف خویش گرگ در پوست تویی شماره ۶۳۱ - آنگل که بود به حسن شمع چگلی شماره ۶۳۲ - خوش گفت به باغ بلبل نغمه سرای