هوش مصنوعی:
شاعر از شیراز به عنوان شهری یاد میکند که هنر در آن پذیرفته نمیشود و مانند دریایی است که ماهیهایش (هنرمندان) در آن میمیرند. او خود را در این دریا غرق شده میبیند و از خداوند میخواهد کسی را به کمکش بفرستد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و درخواست کمک ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۸۱ - شیراز که کس درو هنر نپذیرد
شیراز که کس درو هنر نپذیرد
بحریست که ماهیش بخشگی میرد ۱
افتاده بورطه هلاکم زین بحر
یارب برسان کسی که دستم گیرد ۲
بحریست که ماهیش بخشگی میرد ۱
افتاده بورطه هلاکم زین بحر
یارب برسان کسی که دستم گیرد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - شیخ است بر آن که کار خود نیک کند
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - شیراز که گل درو بصد لون بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.