هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از درد عشق و فراق میگوید و خود را به شمعی تشبیه میکند که با سوز و گداز میسوزد. او به دلش توصیه میکند که مانند چراغ، از آتش غم سر بلند نکند، زیرا چراغ نیز راهی جز سوختن و گداختن ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۳۷ - گر دوست نصیب ما نکردست فراغ
گر دوست نصیب ما نکردست فراغ
ما نیز چو شمع دل نهادیم به داغ ۱
ایدل چو چراغ سر مکش زاتش غم
از سوز و گداز چاره اش نیست چراغ ۲
ما نیز چو شمع دل نهادیم به داغ ۱
ایدل چو چراغ سر مکش زاتش غم
از سوز و گداز چاره اش نیست چراغ ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۶ - تا کی نگرم بدیده روشن خویش
گوهر بعدی:شماره ۴۳۸ - ایمه که ندارم از تو پروای چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.