هوش مصنوعی:
این شعر غنایی و عرفانی از درد دل و غم شاعر سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را نسبت به زندگی، عشق و رنجهایش بیان میکند. او از داغ دل، اشکهای شبانه و ناتوانی در درک ذات الهی میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۸ - صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
خون دل شد شام غم از دیده ام ایام ریخت ۱
سرخ ناگردیده ریزد خون دل را دل به زور
حیف این می را که از خم ساقی ما خام ریخت ۲
ساقی بزم طرب تا عقل دوراندیش شد
رنگ مینا را شکست و آبروی جام ریخت ۳
آسمان هر مایهٔ نازی که پیدا کرده بود
جمله را یکبارگی در پای این اندام ریخت ۴
آسمان، کوکب نما کی بود دست قدرتش؟
دامنی از داغ ما پر کرد و بر این بام ریخت ۵
دوش بر حال شهیدان گریه اش دانی چه بود
بر دماغ آشفتگانش روغن بادام ریخت ۶
دیدن ذاتش سعیدا درخور این دیده نیست
در خیال او پر اندیشه از اوهام ریخت ۷
خون دل شد شام غم از دیده ام ایام ریخت ۱
سرخ ناگردیده ریزد خون دل را دل به زور
حیف این می را که از خم ساقی ما خام ریخت ۲
ساقی بزم طرب تا عقل دوراندیش شد
رنگ مینا را شکست و آبروی جام ریخت ۳
آسمان هر مایهٔ نازی که پیدا کرده بود
جمله را یکبارگی در پای این اندام ریخت ۴
آسمان، کوکب نما کی بود دست قدرتش؟
دامنی از داغ ما پر کرد و بر این بام ریخت ۵
دوش بر حال شهیدان گریه اش دانی چه بود
بر دماغ آشفتگانش روغن بادام ریخت ۶
دیدن ذاتش سعیدا درخور این دیده نیست
در خیال او پر اندیشه از اوهام ریخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.