این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ستایش معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، عشق خود را به معشوق توصیف میکند و از مذهب عشق سخن میگوید. او هر چیزی را که از معشوق میرسد حلال میداند و تمنا را حرام میخواند. شعر همچنین به وصال و هجران اشاره دارد و زیباییهای معشوق را با عناصر طبیعت مانند سرو و گل مقایسه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم عمیق موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۹۵ - آن را که هوای رخ خوب تو تولاست
کفر است ورا مذهب و اسلام تبراست ۱
با آن که مرا دیدهٔ امید به بالاست
چشمم به امید رخ زیبای تو بیناست ۲
بی خواهش ما هر چه رسد از تو حلال است
در مذهب ما آن حرام است تمناست ۳
هر گرد و غباری که به دل بود ز هجرت
از باغ وصال تو نسیم آمد و برخاست ۴
چشم همه آن سو همه را چشم بدان رو
نازم به بت خویش که در عین تماشاست ۵
در باغ جهان قامت سرو ارچه لطیف است
نازم به قد یار که در لطف، دوبالاست ۶
از بحر شنیدم که به امواج همی گفت
هر کس که به ما رو کند از ماست که بر ماست ۷
آن روز که جنان ازل طرح چمن بست
از گل رخ و از سرو سهی قد تو می خواست ۸
هر دم به بتی تازه کند رسم محبت
تا غیر نداند که خدا یار سعیداست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.