خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به موضوعاتی مانند عشق، رنج، فلسفه زندگی، و ارزش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، لذت‌های گذرا، و عظمت عشق و معنویت سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند تواضع، صبر، و پشیمانی اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشند.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۴ - ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست

ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
ندیده لذت سر ما تنی که عریان نیست ۱

سفال خانهٔ ما بشکند سر فغفور
که مور کلبهٔ ما کمتر از سلیمان نیست ۲

چو باده خون جگر نوش و ذوق را دریاب
چه نشئه ها که در این آب صاف پنهان نیست ۳

مرا در آینهٔ دل نمود جانان عکس
که هیچ آینه را تاب و طاقت آن نیست ۴

به خاک پای تو در دل چه گوشه ها خالی است
گمان مبر که در این خانه جای مهمان نیست ۵

به هر خیال چو معنی سراسری رفتم
کدام سینه که از داغ او گلستان نیست؟ ۶

به غیر یار سعیدا در این سرای خیال
همیشه کیست که از کرده ها پشیمان نیست؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.