هوش مصنوعی:
این شعر به رابطهی پیچیدهی بین روح و جسم میپردازد و بیان میکند که روح در قفس جسم قرار دارد و آرامش نمییابد. شاعر از عشق و اشتیاق روح به معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که جسم مانعی برای پرواز روح است. در نهایت، شعر به جدایی روح از جسم و پیوستن به معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۴ - چو دید جسم مرا جای آرمیدن، روح
چو دید جسم مرا جای آرمیدن، روح
نیارمید در این جسم از تپیدن، روح ۱
غبار کوی تو دانست جسم را ورنه
نداشت طاقت این مشت گل کشیدن، روح ۲
قبول جسم نمی کرد اگر که می دانست
شراب موت در آخر نفس چشیدن روح ۳
هزار مرتبه در گوش من گرفته قرار
برای یک سخن از لعل او شنیدن روح ۴
به هیچ باب دگر رام کس نمی گردد
نهاد چون دل خود بر سر رمیدن روح ۵
چها که دیده نگردیده است در چشمم
برای یک نظر از دور بر تو دیدن روح ۶
علاج نیست که تن پا دراز خواهد کرد
ز جسم چون کند آهنگ سرکشیدن روح ۷
دمید خط چو سعیدا به گرد عارض یار
ز جسم کرد خیال برون دمیدن روح ۸
نیارمید در این جسم از تپیدن، روح ۱
غبار کوی تو دانست جسم را ورنه
نداشت طاقت این مشت گل کشیدن، روح ۲
قبول جسم نمی کرد اگر که می دانست
شراب موت در آخر نفس چشیدن روح ۳
هزار مرتبه در گوش من گرفته قرار
برای یک سخن از لعل او شنیدن روح ۴
به هیچ باب دگر رام کس نمی گردد
نهاد چون دل خود بر سر رمیدن روح ۵
چها که دیده نگردیده است در چشمم
برای یک نظر از دور بر تو دیدن روح ۶
علاج نیست که تن پا دراز خواهد کرد
ز جسم چون کند آهنگ سرکشیدن روح ۷
دمید خط چو سعیدا به گرد عارض یار
ز جسم کرد خیال برون دمیدن روح ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - شکست رونق آیینه را صفای قدح
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - به گوش عرش ز حق می رسد به لفظ فصیح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.