هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند بلندنظری، فروتنی، و نگاه فلسفی به زندگی میپردازد. شاعر از رمزهای نهانی، شاه و گدا، گریه، سرو روان، و یوسف به عنوان نمادهایی برای بیان اندیشههای خود استفاده میکند. در نهایت، اشارهای به بیمغزی و قید کلاه دارد که میتواند نشاندهندهی انتقاد از سطحینگری باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و نمادین نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارند.
شماره ۲۱۵ - چون من بلندنظر گاه گاه می افتد
چون من بلندنظر گاه گاه می افتد
نظر به همتم از سر کلاه می افتد ۱
چه رمزهای نهانی نمی کنند به هم
به هم چو شاه و گدا را نگاه می افتد ۲
خوشم به گریه ولی قطره ها چو آبله ای
قدم نمانده به پای نگاه می افتد ۳
خوشم به سرو روانی که با دو دست به گردن
شراب خورده و خواه و نخواه می افتد ۴
مدار آینه را رو به روی شاهسواری
عنان هوش ز دست نگاه می افتد ۵
ز دستگیری یاران که خوشدل است که یوسف
چو شد خلاص ز گرگان به چاه می افتد ۶
چو جوز خام سعیدا نشان بی مغزی است
هر آن سری که به قید کلاه می افتد ۷
نظر به همتم از سر کلاه می افتد ۱
چه رمزهای نهانی نمی کنند به هم
به هم چو شاه و گدا را نگاه می افتد ۲
خوشم به گریه ولی قطره ها چو آبله ای
قدم نمانده به پای نگاه می افتد ۳
خوشم به سرو روانی که با دو دست به گردن
شراب خورده و خواه و نخواه می افتد ۴
مدار آینه را رو به روی شاهسواری
عنان هوش ز دست نگاه می افتد ۵
ز دستگیری یاران که خوشدل است که یوسف
چو شد خلاص ز گرگان به چاه می افتد ۶
چو جوز خام سعیدا نشان بی مغزی است
هر آن سری که به قید کلاه می افتد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - سعیدا از شکست سنگ اثر در مومیا افتد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - هر که را راه سخن وا شده موسی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.