هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌ها و سختی‌های زندگی خود می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه از دنیا و تعلقات آن دور شده و در گوشه‌ای آرام گرفته است. او از عشق و تشنگی برای معشوق سخن می‌گوید و خود را اسیر چهره و زلف یار می‌داند. همچنین، شاعر به صبر و قناعت اشاره کرده و در انتظار دیدار معشوق، خود را همنشین گدایان می‌داند. در پایان، او احساس می‌کند که اثری از او در دنیا باقی نمانده و مانند گرد و خاک ناپدید شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات به کار رفته ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۵۵۴ - ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته

ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته
برون ز عالم امکان شدم نشسته نشسته ۱

ز بار کلفت و غم همچو پای خواب آلود
نهان به گوشهٔ دامان شدم نشسته نشسته ۲

ز بسکه تشنهٔ لعل لب بتان گشتم
اسیر چاه زنخدان شدم نشسته نشسته ۳

در آستانهٔ مهر و وفای یکرنگی
غبار خاطر یاران شدم نشسته نشسته ۴

دلیل دیده و دل گشته ام در آن خم زلف
چراغ شام غریبان شدم نشسته نشسته ۵

ز بس گداخت مرا روزگار همچو هلال
ز چشم حادثه پنهان شدم نشسته نشسته ۶

به پوست تخت قناعت ز دیو نفس خلاص
به زور صبر، سلیمان شدم نشسته نشسته ۷

در انتظار جمال تو بر سر کویت
رفیق نام گدایان شدم نشسته نشسته ۸

اثر نبود سعیدا ز من به روی زمین
چو گرد و خاک نمایان شدم نشسته نشسته ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.