هوش مصنوعی: این متن به موضوع عشق و فداکاری در راه آن می‌پردازد. شاعر از درد عشق سخن می‌گوید اما با شکرگزاری از صبر و رضای دل یاد می‌کند. او اشاره می‌کند که تنها کسانی می‌توانند در بزم قلندران حاضر شوند که از جان و دل در راه محبت گذشت کرده‌اند. همچنین، از خرابات و مستان به عنوان نماد حقیقت و عشق یاد می‌شود و قبله‌گاه عاشقان را آستان خرابات می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند 'خرابات' و 'قلندر' نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شماره ۷۱ - ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست

ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست
هزار شکر که دل در مقام صبر و رضاست ۱

حریف بزم قلندر کسی تواند بود
که در طریق محبت ز جان و دل برخاست ۲

میان مجلس مستان ز پا وسر بگذر
که آن مقام خراباتیان بی سر و پاست ۳

مؤذنان حقیقت بلند میگویند
که: آستان خرابات عشق قبله ماست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۰ - رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - عشق و مستوری و مستی چو نمی آید راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.