هوش مصنوعی: دخترکی بر سر خاک پدرش گریه می‌کند و از بی‌پناهی و تنهایی خود می‌نالد. او از فقر و بی‌عدالتی در زندگی خود و پدرش سخن می‌گوید و از این که پدرش به دلیل نبود دارو و کمک طبیب از دنیا رفت، ابراز تأسف می‌کند. دخترک از بی‌مهری مردم و دنیای پست اطرافش شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که روحش به پدرش بپیوندد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق و غم‌انگیز مانند مرگ، فقر، و بی‌عدالتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین و نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

بی پدر

به سر خاک پدر، دخترکی
صورت و سینه به ناخن می خست ۱

که نه پیوند و نه مادر دارم
کاش روحم به پدر می‌پیوست ۲

گریه‌ام بهر پدر نیست که او
مُرد و از رنج تهیدستی رَست ۳

زان کنم گریه که اندر یم بخت
دام بر هر طرف انداخت گسست ۴

شصت سال آفت این دریا دید
هیچ ماهیش نیفتاد به شست ۵

پدرم مُرد ز بی دارویی
وندرین کوی، سه داروگر هست ۶

دل مسکینم از این غم بگداخت
که طبیبیش به بالین ننشست ۷

سوی همسایه پی نان رفتم
تا مرا دید، در خانه ببست ۸

همه دیدند که افتاده ز پای
لیک روزی نگرفتندش دست ۹

آب دادم به پدر چون نان خواست
دیشب از دیدهٔ من آتش جست ۱۰

هم قبا داشت ثریا، هم کفش
دل من بود که ایام شکست ۱۱

اینهمه بُخل چرا کرد، مگر
من چه می خواستم از گیتی پست ۱۲

سیم و زر بود، خدایی گر بود
آه از این آدمی دیوپرست ۱۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۸۶۸
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بی آرزو
گوهر بعدی:پایمال آز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.