هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از جمال و دیدار معشوق سخن می‌گوید و تأثیر آن را بر روح و جان خود توصیف می‌کند. او از درد فراق و شادی دیدار می‌گوید و از خداوند طلب یاری می‌کند. همچنین، شاعر به رقیبان و دشمنان اشاره می‌کند که مانع وصال هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.

شماره ۱۳۵ - آفتابیست جمالت که جهان پرتو اوست

آفتابیست جمالت که جهان پرتو اوست
همه را از همه رو روی بدان روی نکوست ۱

تا جمال تو بدیدم خوش و خندان گشتم
همه شب ذکر دلم تا بسحر یا من هوست ۲

بنده از دیدن دیدار تو گشتم فربه
هر که دیدار ترا دید نگنجد در پوست ۳

تنم از درد بجان آمد و دل حیران شد
ساقیا باده بپیما که همه جا همه اوست ۴

گر ترا دیده تحقیق خدا بین باشد
گل و گلزار همو، دیده و دیدار هموست ۵

هرکجا عربده دایم و قایم بینی
بیقین دان که همو عربده و عربده جوست ۶

قاسمی، رو بخدا آر و رقیبان بگذار
دشمنانند بهم تا نرسد دوست بدوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - شریعت در طریقت مستعینست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - باد صبا برگرفت پرده ز رخسار دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.