هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از یاری سخن می‌گوید که هم پشت و پناه است و هم عزت و جاه. او از مستی جان‌ها به عشق آن یار و از سلطانی که دل‌ها را می‌افروزد می‌گوید. همچنین، شاعر به نکوهش کسانی می‌پردازد که از خود نگذشته‌اند و به واعظ افسرده پیام می‌دهد که غم ندارد. در پایان، شاعر از عشق و دلبستگی به دوست سخن می‌گوید و هشدار می‌دهد که از دوست روی برنتابند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و دلبستگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۵۰ - آن یار جفا پیشه، که پشتست و پناهست

آن یار جفا پیشه، که پشتست و پناهست
هم پشت و پناه آمد و هم عزت و جاهست ۱

جانها همه مستند، بدان شیوه که هستند
زان شاه دل افروز، که سلطان سپاهست ۲

زان خواجه چه حاصل؟ که ز خود در نگذشتست
گر مفخر شهرست وگر مرشد راهست ۳

با واعظ افسرده بگویید که: غم نیست
گر چشم سفیدست ولی روی سیاهست ۴

گفتی که: اگر قصه این راه نگوییم
زنهار مکن پیشه، که این پیشه تباهست ۵

هرجا که کند زلف تو غارت دل و جانها
آن جای یقینست که دامی ز بلا هست ۶

قاسم، نظر از دوست مگردان، که دریغست
جان تو، که در عین حجابست و گناهست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - ای دل و دلدار من، راه بوصل از چه روست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - برون ز راه خدا راهرو نه در راهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.