هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه، به موضوع عشق الهی و تأثیر آن بر جهان و وجود انسان می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند خورشید، ذرات، و آتش، عشق را به عنوان نیرویی ناگزیر و همه‌جا‌حاضر توصیف می‌کند که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین، به نقد زهد تقلیدی و تأکید بر عشق حقیقی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۵۶ - همچو خورشید، که او را نظری با ما هست

همچو خورشید، که او را نظری با ما هست
یار ما را بحقیقت نظری با ما هست ۱

همه ذرات برقصند، چه شورست آری؟
پرتو روی حبیب از همه رو، هرجا هست ۲

زهد و ناموس گرم نیست،چه باشد؟ که مدام
در سویدای دلم آتش این سودا هست ۳

زاهد از شیوه تقلید بجان منکر ماست
گر چه گوید که: ازین شیوه نیم، اما هست ۴

چند گویی که: دلت از غم عشقش خونست؟
باز جو، باری از اول، که دلی بر جا هست؟ ۵

دو جهان جمله سراسیمه عشقند، که عشق
ناگزیرست، که در عین همه اشیا هست ۶

عشق بی فتنه و آشوب نباشد، قاسم
هرکجا سلطنت حسن بود غوغا هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - هرچند اگر سرخ و سفیدست و سیاهست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - عاشق قرین مهر و وفا هرکجا که هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.